۱۲ پاسخ

مبارکههههههه💕

مبارک باشه عزیز دلم بسلامتی قدمش پراز خیرو برکت باشه
برای منم دعا کن زایمان کنم دوروزه دارم میمیرم از درد و خونریزی اما میگن یه سانتی بستریم نمیکنن

مبارکه..تاریخ تولدش مثل تولد منه 😊😊

مبارک باشه عزیزم
خدا میخواست تاریخ تولدش رند باشه 😍😍

عزیزم‌ منم درد طبیعی کشیدم با ۹سانت فول بودم ولی سزارینم کردن چون قلب بچه افت میکرد اورژانسی ۸ساعت درد کشیدم فول شدم اخرم سزارین شدم 🥺🥺🥺🥺

مبارکه گلم چند کیلو بود بچه ات

منم با ۲ سانت خیلی درد کشبدم اخرشم سز اورژانسی شدم‌بچه اولم

قدمش مبارک باشه

مبارکه وزنش چقدر هس

مبارک باشه عزیزم کاش همون اول سزارین رو انتخاب میکردی تا ایقدر اذیت نمیشدی .

مبارکت باشه عزیزم ❤

مبارک باشه عزیزم 🥺🤍
چند هفته ؟

سوال های مرتبط

مامان ارس مامان ارس روزهای ابتدایی تولد
خانما بیاین تجربه زایمانم بگو براتون🥲
من 35 هفته دقیق بودم ک کیسه ابم نشتی داشت ب دکترم زنگ زدم گفت اشکال نداره صبر کن تا هفته بعدی ک بیام .خرم اباد نبود.من 3 روز صبر کردم روز چهارم ینی 9 تیر خونریزی گرفتم زیاد نبود رفتم بیمارستان تامین اجتماعی چک کنم خودمو ب زور نگهم داشتن ختم بارداری دادن اجازه خروج هم ندادن حتی با رضایت شخصی .گفتن باید طبیعی زایمان کنی من اصلا آمادگی نداشتم چون از اول قصد سزارین داشتم خلاصه از 5 بعد از ظهر روز 9 تیر شروع کردن قرص فشار بهم دادن 3 دوز هیچ تاثیری نداشت🥲10 تیر ساعت 10 صب برام سوند رحمی (بالن رحمی)گزاشتن تا ساعت 3ونیم عصر درد شدیدددد کشیدم دراوردنش بازم تاثیری نداشت حتی رحم یک سانت باز نشد🥲التماس میکردم ببرنم سزارین میگفتن نه در حالی ک اب دور بچه کامل تخلیه شده بود
ساعت 6 عصر برام سرم فشار وصل کردن تا ساعت 9 شب انگار ن انگار ک توی بدن من بود خونریزی شدید گرفتم بخاطر معاینه های زیادشون حتی رحم یک سانت باز نشده بود ساعت 11 شب با هزاران بدبختی و التماس و گذروندن تمام مراحل مورد نظرشون بردنم اتاق عمل و سزارین اورژانسی شدم هم درد طبیعی کشیدم هم درد سزارین البته تمام درد سزارین ب اندازه 5 دقیقه درد طبیعی نبود 🥲
انشاالله همگی بدون دردسر زایمان کنین
مامان دو تا جوجه🐣❤️ مامان دو تا جوجه🐣❤️ ۶ ماهگی
تجربه زایمانم پارت 1
اونجوری که دکترم گفته بود باید 36 هفته و دو سه روز زایمان میکردم که میشد 8 همین ماه ولی 25 از شب قبلش تا ساعت 11 شب بچه هام تکون نخوردن کلی چیزای شیرین خوردم با یه عالمه چیز شیرین خوردن و به پهلوی چپ خوابیدن یکی از بچه هام خیلی ضعیف تکون میخورد ولی اون یکی ن ، خلاصه ساعت 11 شب رفتیم بیمارستان عسگریه تا رسیدیم ساعت 12 شد رفتیم بخش زایشگاه ان اس تی گرفت و گفت خیلی انقباض و درد داری در حالی که من هیچ دردی حس نمیکردم ، معاینه‌م کرد گفت یک و نیم سانت باز شدی و سرکلاژت تحت فشاره باید بستری بشی دارو بزنیم اگه خوب شد انقباضت مرخصی اگه نشد زایمانت میکنیم ، تا رفتم با شوهرم و مامانم حرف زدم که بستری بشم یا ن و شوهرم اومد رضایت داد که اگه دردم خوب نشد زایمان بشم ساعت 3 و نیم شد ساعت 3 و نیم بستری شدم تا ساعت 6 صبح ، ساعت 6 صبح ان اس تی گرفتن گفتن انقباضت کم شده ولی هنوز هم داری و من تا همون موقع تکون خوردن بچه هامو حس نکرده بودم دکتر اومد معاینه کرد گفت باید سرکلاژت رو باز کنیم ببینم دهانه رحمت در چه حاله...