۱۴ پاسخ

بگو چهار سانت که شدی برات بی دردی بزنن که اذیت نشی
انشاالله امشب صحیح و سالم بچت و بغل می کنی و زایمان راحتیم داشته باشی

برات حند خوندم انشالله زود زایمان کنی💞

انشالله امشب زایمان می‌کنی راحت میشی عزیز دلم🥺🥺

ببین گلم استراحت نکن تو ک داری درد میکشی اینکارارو بکن تا زودتر بچه بیاد پایین زایمان کنی راحت شی عزیزم
برو حموم با آب گررم شکمتو روب پایین ماساژ بده یه ده دقیقه چهار دست و پا برو قربده کمرتو
اگه بتونی رابطه داشته باشی هم خوبه

ماما همراه نگرفتی عزیزم

این دردا بخاطر معاینس عزیزم

برو بیمارستان خصوصی🥲دولتی بری زجر کشت میکنن

عزیزم امشب درد میگیرت شدید
حتمااا زایمان مکنی امشبه
مطمئن باش
صبوری کن

عزیزم نشین یجا راه برو دوش آب گردم بگیر شربت زعفرون بخور الو یا انجیر خیس کن آبش رو بخور
بعد وقتی انقباض داری نفس عمیق بکش با بازدم طولانی بده بیرون
دکتر من گفته از ۱تا۴سانت این کارارو انجام بدم خیلی کمک میکنه

انشالله زودتر زایمان کنی درد هات تمام بشن به سلامتی

دوش آب گرم‌میتونی بگیری و اسکارت بزنی ،،میدونم سخته درد امان آدمو میگیره ولی صلوات بفرست ان شاالله تا یکساعت دیگه بری برای زایمان
خدایا خودت کمکمون کن چقدر سخته بی حق نیست میگن مال همسایه شیرین تر فقط دیدیم بچه میارن و خوشمزه هستن
من واکسن کزاز زدم دارم نابود میشم درد زایمان چکار کنم خداجون

با این همه درد دیگه باید بالا ۴ سانت باشی عزیزم درست معاینه نشدی

انشالله به سلامتی تحمل کن دیگه نی نی داره میاد😃

عزیزمم زایمانت نزدیکه دیگه تحمل کن میدونم سخته🥺

سوال های مرتبط

مامان دیاکو🤱 مامان دیاکو🤱 ۶ ماهگی
سلام خانوما من اومدم از تجربه زایمان طبیعیم بگم براتون .از اونجایی میگم که رفتم مطب برای معاینه گفت ۲ سانتو نیم شدی درد به خصوصی نداشتم فقط شبا موقع خواب تا صبح ازیت بودم و درد زیر شکم داشتم همین.اومدم خونه طبق معمول بعد از شام با مامانمو بابام رفتیم پیاده روی یک ساعته بعد اومدم زیر دوش آب داغ اسکات زدم کلی .از مطب ک اومده بودم کلیم ورزش کردم و حرکت‌های دیگ زدم .خلاصه ساعت ۹ شب بود با درد شدید ک فاصلش هر ده دیقه بیست دیقه بود رفتم بیمارستان .معاینم کرد گفت اووو خیلی راه داری هنوز گفتم یعنی چی چقدر بازم نیش خند زد گفت هیچ 😑گفتم وا امروز دکترم معاینم کرد گفت ۲و نیم بازم ک .یه ماما دیگ اومد گفت بزار معاینش کنم ک گفت ۲ سانته .زنگ زد به دکترم خبر داد اونم گفت بستریش نکن فعلا زوده .هیچی رفتم خونه دیگ ساعت ۱۱ رسیدم خونه دردام بدتر شده بود مامانم ک برا شام صدام کرد رفتم برم سر سفره دیدم از درد نمیتونم راه برم .تحمل کردم ساعت شد ۲ شب همه خواب جز مامانم که استرس منو داشت متوجه شدم دردام دقیق پنج دیقه به پنج دیقس به مدت ۴۰ تا ۶۰ ثانیه دردی ک تحملش خیلی سخت بودو فقط نفس عمیق میکشیدمو با دهن فوت میکردم بیرون خلاصه ساعت شد ۳ شب ک بابامو بیدار کردیمو رفتیم بیمارستان از نو معاینم کردن ک گفت ۴ سانته .و بستریم کردن .تا ۵ سانتو خودم رفتم تو سرمم آمپول فشار زدن
هی دستشوییم میگرفت مجبور بودم بلند شم برم دستشویی