سلام لطفا اگ تجربشو داشتین یا راهکاری میدونین بهم بگین😞
ی دختر دو ساله دارم از ی تایمی ب بعد باباش ب من ترجیح داد اگ پیش اون باشه اصن بهونه منو نمیگیره حالا این هیچ باباشه اشکالی ندارع
دیدین بعضی بچه ها اگ مامانشون با کسی قهر باشه اصن سمت اون ی نفر نمیرن؟ دختر من اینجوری نیست البته دوستم ندارم اینجوری باشه اما بچه ها بقیه رو میبینم حسرت میخورم انقد ب حرف ماماناشونن چیکار کنم بچم ب حرفم باشه حس میکنم خیلی ساده در میاد فردا همه میتونن از زیر زبونش حرف بکشن من خودم اصن آدم با سیاستی نیستم دلمم نمیخاد ب بچم بگم فلانی بده بهمانی بده پس بقیه چجوری بچه هاشون تربیت میکنن ک با نفس خودشون نفس میکشن من خانواده شوهرم اصن باهام خوب نیستن ب خاطر لجبازی با من اصن با دخترم برخورد خوبی ندارن هی میزنن تو سر بچم منم نباید هیچی بگم چون همه مخصوصا شوهرم منو محکوم میکنه چیکار کنم بچم ب حرفم گوش بده نره پیششون

۳ پاسخ

به نظرم نمیتونی کاریش کنی بچه تا زمانی که بچس خب حالیش نمیشه این چیزا
ولی درباره اینکه میگی بدبرخورد میکنن با بچه و تو سرش میزنن، باید وقتی برگشتی خونه حرفایی بهش بزنی که اون حرفایی که شنیده رو بشوره ببره که یه وقت عزت نفس بچه خراب نشه.
مثلا بگی میدونستی خیلی دوست داشتنی هستی؟ یا خیلی باهوش و قشنگی؟
بعد یادش بدی که خودشو هرجور که هست دوست داشته باشه به حرف بقیه اهمیت نده
این چیزا خیلی مهمه

سلام
اینکه بچه به باباش وابسته شده احتمالا بخاطر بچه ی دومه، که خب اشکالی هم ندارد به باباش وابسته باشه، سعی کن بازی کنی باهاش و سرگرمش کنی وقتی پیشته که بهش خوش بگذره،
و اینکه بچه فعلا نمی‌فهمه که از کی بدش بیاد،بزرگ شه می‌فهمه خودش

البته مامانبزرگش دوسش داره تو شهر غریب دخترم فقط همی مامانبزرگش داره دلم نمیخاد ازش زده بشه

سوال های مرتبط