۶ پاسخ

والازندگی کردن با مادرشوهر خیلی سخت منم بامادرشوهرم اینا زندگی میکنم الان سه چهار ماهی هستش که میخواهیم خونمونوببریم ازاینجابریم مستأجری ولی نمیزاره میگه همون کرایه آیی که جای دیگ میخوایین بدین به من بدین والادیگ آرامش برام نمونده مگه آدم چقدعمرمیکنه

هرطور شده شوهرتو راضی کن
خودتو بزن به افسردگی
جلوی شوهرت با خانوادش خوب برخورد کن
مثلا به مادرش بگو مامان جان لطفا اروم صحیت کنید
یا اگر بچه پرید و گریه کرد جلو شوهرت ببر بده به مادرش .
بذار جلوی شوهرت ببینه چجورین ‌.
اگرم خوب برخورد کردن که اونوقت یه کار دیگه باید کرد
سعی کن با زنونگی و سیاست و دلبری شوهرتو راضی کنی

سر بچه اولم منم همین بود الان شکرخدا جداشدم البته ی حیاطیم. درکت میکنم واقعا سخته

صدقه بنداز براش قران بخون زیر سرش قران بذار

بذارش تو اتاق خودت و درو ببند

عین مادرشوهر من وخانوادش

سوال های مرتبط