۸ پاسخ

منم از بچگی رایان رو این مساله حساس بودم و فوبیاشو داشتم و دارم همچنین.انقدی که بچه ام الان بدتر از خودم بیین ی بچه رو تاب ۱۰۰ کیلومتریش نزدیک نمیشه چون تا جایی که یادمه داشتم همینارو بهش میگفتم🥲ان شالله که حالش خوب بشه.دوستم خونشون چسبیده به ی پارک زیاد میره پارک میگفت یسری پارک بودند ی بچه رو مامانه خیر سرش تازه از پوشک گرفته بوده برداشته بود اورده بود پارک تو سرسره بچه پی پی میکنه پی پی هام سر میخوره میره پایین‌.ی مورد دیگه ام دیده بود ی دختر بچه مشکل ذهنی دار اومده بود پارک تنها بدون والدی.بچه پریود میشه حالیشم نمیشه میگفت با همون شلوار خونی همه جا سر میخورد تا رفتند گفتند بچه رو بردند خونش....پارک جدا از این موارد کثیفم هست خیلی من خیلی کم میبرم‌ببرمم باید هم بره دوش بگیر هم لباساشم بشورم...کلا موافق پارک نیستم زیاد

بخدا این تابا یه عمره داره بچه میکشه نمیکنن وقتی تاب نصب میکنن وسط پارک نباشه یه گوشه باشه که لاقل جای رفت و امد بچه ها نباشه

وای ایشالا خوب بشه. بزرگترین ترس منم همین تاباس بعضی بچه بزرگا سوار میشن و خیلی تند تاب میخورن ادم قلبش وایمیسه از جلو تاب رد میشی

حالا مگه پسر من میفهمه میگم نرو جلو تاب😖😖اتفاقا همین امروز به زور آوردمش عقب

خدا خودش به خیر بگذرونه برا اون بچه

پارسالم تاب با سرعت از رو سر بچم رد شد یعنی خدا ب بچم رحم کرد
بعضیام ک. وحشین حالیشون نیست. ک

الاهی عزیزم. انشالله بلاازش دورباشه طفل معصوم. 💚 🤲

عزیزم
انشالله زود خوب بشه
ناراحت شدم
چقدر از این تاب من وحشت دارم که بخوره به کسی

سوال های مرتبط

مامان نیلی مامان نیلی ۵ سالگی
سلام مامانا دخترم ماه دیگه انشالله میره تو پنج سال .اما وابستگیش به من خیلی زیاده .البته خب منم خودم تو جایی که زندگی میکنم ارتباطاتم کمه از خانواده و فامیل .شوهرمم بخاطر مشغله کاریش نمیتونه زیاد وقت بزاره با بچه حق میدم بهش .منتها دخترمم ازم انتظار بیش از اندازه داره و واقعا افسرده شدم خودم هیچ تفریح و سرگرمی ندارم همش تو خونه ام اما چون دوست ندارم بچم منزوی و غیر اجتماعی بشه سعی میکنم مرتب روزی یکی دو ساعت ببرمش بیرون تابش بدم .تو خونه باهاش نقاشی میکشم و سرگرمش مسکنم همش میگه بیا نی نی بازی کنیم خلاصه که فقط با من وقت میگدرونه من هم واقعا تایم آزادی برا خودم ندارم .هر وقتم بهش میگم مامان خسته شدم نمیتونم بیام باهات بازی کنم همش میزنه زیر گریه و نق و غر وقتی هم میبرمش بیرون تو جمع که میبرمش به خودم میچسبه با هیچ بچه های بازی نمیکنه اصلا انگار بلد نیست شادی و بچگی کنه .چکار کنم خسته شدم .تورو خدا شما بگین چکار میکنید با بچه هاتون