زایمان طبیعی پارت ۸
۴۰ هفته ۵ روز زایمان کردم
بچم ۳۵۰۰ وزنش بود
ناخن هاشم بلند بود چون تا آخرین هفته مونده بود
یه شب بیمارستان خوابیدم بعدش مرخص شدیم
الان که به زایمانم فکر میکنم میبینم با اون همه دردی که کشیدم ارزشش رو داشت که زایمان طبیعی رو تجربه کردم حتی اگه یه زمانی زایمان بعدیم سزارین باشه بازم پشیمون نیستم که زایمان طبیعی رو تجربه کردم وقتی بچمو دیدم بدن داغشو حس کردم خیلی خوب بود یه حسیه نمیشه توصیف کرد 🥹
درد طبیعی همون لحظه که بچه بیاد درد تموم میشه ولی سزارین بهوش که میای شکمت ۷ لایه پاره شده ولی بازم هر دو تا زایمان بخیه ها درد دارن
تخت کناریم سزارین کرده بود سه تا سرم بهش وصل بود که یکیش پمپ درد بود هر چند ساعتم هی میومدن براش شیاف مسکن میزدن
منم درد داشتم ولی فقط روز اول شیاف میذاشتم بعدش دردم آنچنانی نبود فقط بخیه هام حس میکردم که سفت بودن که خودشون یکی یکی افتادن
خداروشکر میکنم که زایمانم یه خاطره خوب شد برام
زایمان چه سزارین باشه چه طبیعی هر دوتاش درد و عوارض داره و دست خودمونه کدوم راه رو بریم
و البته بدن با بدن هم فرق می‌کنه بعضیا فقط یه نوع زایمان براشون راحته

۷ پاسخ

من دو زایمان اولم طبیعی این آخری سزارین چون دوقلو بود و جفت هم چسبیده بود
بخوام از تجربیاتم بگم طولانیه اما جفتشونم خیلی سخته و اذیت شدم اما ارزششو داره اینکه بعدش بچه تو بغلت کنی با ارزشه
زایمان اولم خیلی سخت بود چون تجربه ی اولم بود اما بعد بچه به ددنیا اومدن دردایه رحمی تموم میشه سر درد و درد پریودی و درد بخیه و معاینه ی بعد زایمان اذیتم کرد تویه جفت طبیعی هام زایمان دوم سخت تر و ساعات بیشتری ب درد بودم آخرشم سخت زایمان کردم چون وزن بچه دوم 4کیلو بود بچه ی اول 3700
بخوام از سزارین هم بگم موقع عمل دردی رو احساس نکردم اما شدیدا فوبیایه اتاق عمل داشتم فشارم افتاد 45دقیقه کلا عملم طول کشید با فاصله ی 30ثانیه بچه هام ب دنیا اومدن قل اول 2350قل دوم3250جفتم چون چسبیده بود ده دقیقه طول کشید جدا شدنش فشارم افتاد بهم مرفین زدن زایمان سزارین سختیش اینه نمیتونی ساعات اول بچه تو بغل بگیری فشارهایه که ب شکم میارن برایه جم شدن رحم شدیدا درد داشت و طاقت فرسا بود اما خداروشکر گذشت آها از درد آمپولی که ب نخاع میزنن بگم درد کمی داشت سخت نبود اما عوارضش کمر درد هستش
اینم از تجربیات من یکم طولانی شد اما شاید کمکی باشه برایه انتخاب یا کمتر شدن استرس مامانا

منم زایمان طبیعی کردم دردداشتم آخراش ک بچه بدنیااومدسه ساعت بچم بدنیااومدبخیه هامم آنچنان اذیتم نکردن زودخوب شدن

ورزش بعد زایمانم انجام بده دختر ک افتادگی مثانه نگیری
منم انتخابی طبیعیه

منم طبیعی انتخابم بود و یه هفته زایشگاه بستری بودم امپول دو دور امپول فشار زدن ولی پسر کوچولوم قبول نکردو واکنش نشون داد اخر دکتر خودش اومد بالا سرم وایساد دوز سوم امپول فشارو خودش زد ولی رحمم باز نشد که نشد قلب پسرمم برا امپول که واکنش نشون داد افت کرد به 70دکتر زد کیسه ابمو پاره کرد که شاید رحمم باز بشه(دردو انقباض مرتب داشتم ولی رحمم قفل بود) ولی نشد که نشد و بعد پاره شدن کیسه اب قلبش افتش بیشتر شد که سز اورژانسی شدم و هم درد طبیعیو کشیدم هم درد سزارینو:)

منم طبیعی انتخابم بود و یه هفته زایشگاه بستری بودم امپول دو دور امپول فشار زدن ولی پسر کوچولوم قبول نکردو واکنش نشون داد اخر دکتر خودش اومد بالا سرم وایساد دوز سوم امپول فشارو خودش زد ولی رحمم باز نشد که نشد قلب پسرمم برا امپول که واکنش نشون داد افت کرد به 70دکتر زد کیسه ابمو پاره کرد که شاید رحمم باز بشه(دردو انقباض مرتب داشتم ولی رحمم قفل بود) ولی نشد که نشد و بعد پاره شدن کیسه اب قلبش افتش بیشتر شد که سز اورژانسی شدم و هم درد طبیعیو کشیدم هم درد سزارینو:)

عزیزم منم طبیعی رو انتخاب کردم ولی من تجربم خیلی وحشتناک بود من پارگی داشتم و خیلی چیزای بد دیگ ک گفتنش خیلی طولانیه من خیلی عذاب کشیدم توی طبیعی درسته میگن طبیعی خیلی آسونه ولی واسه من خیلی عذاب بود ک هنوزم خوب نشدم الآنم اگه برگردم عقب میرفتم سز تجربتو خوندم یاد زایمان خودم افتادم ک گفتم بگم🥰

منم زایمان اولم طبیعی بود راضی بودم الان دوست دارم طبیعی بشم ولی بچم بریچه

سوال های مرتبط

مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
سلام
#تجربه_زایمان #طبیعی #پارت۱
گفتم منم بیام از تجربه زایمانم (طبیعی) بنویسم شاید یه نفر به دردش خورد☺️
اگه سوالی داشتید بپرسید حتما.
.
.
زایمان دومم بود ولی خیلی بیشتر از اولی استرس داشتم! قبلا فکر میکردم یه بار همه اینا رو تجربه کردم و این همه استرس طبیعی نیست... واسه کم شدن استرسم به هر سختی بود تو کلاس آمادگی زایمان که از طرف بهداشت بود شرکت میکردم(محتوای کلاس زیاد خوب نبود و همش رو بلد بودم) اما هدفم از شرکت تو کلاسا آشنایی با مامانای باردار بود و خییلی خوب بود، کسایی بودن که زایمان دوم و سومشون بود و اونا هم حس منو داشتن و یه کم دلگرم میشدم...
از طرفی از سزارین و درد بعدش هم میترسیدم و هم این که بدنم یه بار سیر طبیعی رو طی کرده بود و نمیخواستم سزارین بشم، البته اینکه پول سزارین نداشتم هم بی تاثیر نبود😂 (شوخی میکنم، حتی اگه پولش هم داشتم بازم انتخابم طبیعی بود)
خلاصه اینکه سپردم به خدا... گفتم بزار بگذره ببینم چی پیش میاد، شایدم سزارین اجباری شدم و نباید ذهنمو فقط و فقط واسه طبیعی آماده میکردم!
ادامه داره....
مامان ناردونه 🩷✨ مامان ناردونه 🩷✨ ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت آخر:
بعد بخیه رفتیم همون اتاق قبلی و دراز کشیدم و یه کم بعد بچه رو هم آوردن . یه کم که حالم سر جایش اومد گفتن باید ادرار کنم بعد ببرن بخش. ولی من نتونستم فقط کامل خودمو شستم و لباسامو عوض کردم و رفتیم بخش. من از ذوق زیاد فول انرژی بودم و سرحال 😅 رفتیم بخش و دراز کشیدم فقط بخیه ها یه کم درد داشت و خونریزی زیاد اذیتم میکرد. خلاصه تا فرداش بستری بودیم و بعدشم مرخص شدیم و تا الان فقط درد بخیه و خونریزی یه کم اذیتم می‌کنه و نشستن برام سخته ولی رفته رفته داره بهتر میشه.
چون تجربه سزارین نداشتم نمی‌دونم کدوم بهتره ولی فعلا میتونم بگم در کل چون ساعات زایمانم خیلی زیاد طول نکشید (تقریباً ۶ ساعت) نسبت به بعضیا البته، زایمانم خوب بود و خوشحالم که بعد زایمان حالم بهتر بود و تونستم به بچم برسم شاید بعد سزارین نمیشد چون بعدش دردا بیشتره . در کل فکر میکنم هر کدوم سختی خودشونو دارن و اگه برگردم به عقب بازم میذارم هر کدوم که شد پیش بیاد.
(راستی هزینه ماما خصوصی اگه کسی خواست بدونه ۴ تومن شد)
اینم خلاصه پروسه زایمان من
ان شاءالله همه به راحتی و خوشی زایمان کنن و همه بچه ها سالم باشن ☺️🌷
مامان میران مامان میران ۱ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل