برای مامانای سزارینی
صرفا چیزی که میگم تجربه شخصی خودمه و بستگی به بدن ، بیمارستان و دکتر هم داره
من خودم عاشق زایمان طبیعی بودم و تا هفته ۳۸ قصدم طبیعی بود، تمام ورزش هارو انجام دادم و آماده طبیعی بودم که لحظه آخر همسرم اجازه نداد .
وحشت عجیبی از سزارین و درد بعدش داشتم نمیدونم چرا
اما کلا همه وحشتام صرفا الکی بود چون درد سوزن اسپاینال ، سوند و ماساژ رحمی رو اصلا نفهمیدم بعد بی حسی هم پمپ درد داشتم ، همون شب با کمک پرستار همراه شروع کردم راه رفتن و سعی کردم کمرم رو صاف نگه دارم و از فرداش که مرخص شدم کاملا سرپا بودم و کلا ۲روز بعد زایمان درد کمی مثل درد پریود داشتم همین و بس🤗
پیشنهادم اینه که بدون استرس برید برای عمل ، موقع اسپاینال و یوند کاملا بدنتون رو شل کنید ، از پرستارها خواهش کنید تا بی حس هستین ماساژ رحمی رو داخل اتاق عمل و ریکاوری انجام بدن ،
بعد عمل تا میتونید راه برید و کمرتون رو صاف نگه دارین
ایشالله که زایمان خوبی داشته باشین همه چه طبیعی چه سزارین❤

۲۴ پاسخ

عزیزم خداروشکر که زایمان خوبی رو تجربه کردی
ولی بدن با بدن خیلی فرق داره
منم مثل شما تمام تلاشم واسه زایمان طبیعی بود ولی خب متاسفانه نشد و سزارین شدم به انتخاب خودم
سزارین واسه من اصلا راحت نبود
اول که متاسفانه توی اتاق عمل بی حس نشدم و وسط عمل بی هوشم کردن
بعد از عمل من تا ۱۳ روز کامل درد وحشتناک داشتم در حدی که از تخت میخواستم بیام پایین نیم ساعت طول میکشید
و یک کمر درد خیلی شدید تا به الان همراهم مونده

ممنون از اینکه تجربه هاتو باهامون درمیون می‌زاری عزیزم
خدا پاشا جان رو برات حفظ کنه

مرسی که گفتی، من بااینکه سزارین دومم ولی استرس دارم

مامان پاشا شما زایمان اولتون بود چطور اجازه سزارین دادن منم میخوام سزارین بشم دکترم گفت طبیعی انجام میدیم ما آیا من میتونم اختیاری سزارین بشم ؟؟؟

عزیزم میشه ورزشهایی ک واس طبیعی انجام دادی رو بگی

ستایش جون پاشا وقتی دنیا اومد وزنش چند بود

سزارین عالیه درسته جای زخمش تا آخر باهات میمونه
ولی واژن فابریک و خوشکل میمونه😄😄😄

منم سزارین بودم عزیزم
خداروشکر 🤲 ک خوبی امید وارم همیشه تنت سالم و سلامت باشه عزیزم .
من الان یک ماهه زایمان کردم
ولی همچنان کمر درد دارم .خون ریزی هم دارم
اصلا آنقدر کمر دردم زیاده ک حتی با شکم بند طبی هم آروم نمیشم .کمر بند آروم می‌کنه ولی خیلی کم .
از کمر بی حس شدم .
و زایمان خوبی نداشتم
خداروشکر ک تو خوبی عزیزم
ولی بدن تا بدن داریم
هر کسی ی جوری جواب میده
من خیلی بد زخم هم هستم

منم دقیقا تجربه ام مثل تودبود عزیزم و واقعا خوشحالم از انتخابم و کاملا از فرداش سرپا بودم و کارای دل آرام و خودم میکردم💝

مرسی که گفتی عزیزم و خداروشکر که راضی بودی
ستایش جان دکترم برخوردش ، دقتش و شرایط اتاق عمل و رفتار پرستارها چطور بود؟
چه لوازمی به شما دادن و آیا به ساکی که بردی نیاز پیدا کردی؟
اتاق vipگرفتی شما؟

عزیزم قدم پسر کلت مبارک باشه🤍🌹 دکتر شما میرفندرسکی بود؟ می‌ذاره آزمایش و سونو هارو جایی بیرون از صارم انجام بدیم؟ سر ویزیت ها و عمل خوش اخلاق بود ؟ هزینه اضافه برا سزارین گرفت ازت؟ آزمایش و سونو بی دلیل و زیاد مینویسه؟ شمارشو میده به مریض؟
ببخشید سوالام زیاد شد ولی خیلی خیلی ممنون میشم جواب بدین😢🩷🩷🩷

خیلی ممنون عزیزم واقعا نیاز داشتم ب این حرفا🫶💙

اره سزارین فقط موقعی که برای اولین بار بلند میشی یه خورده ضعف و درد داری بقیش سخت نیست ماشاالله پسر گلت 17 روزش شد ولی این بارداری من چرا تموم نمیشه🤕

زایمان اول بخصوص سزارین خیلییی اسونه مال منم خیلی خوب بود ولییی امان از زایمان دوم مرگو با چشات میبینی به خداوندی خدا منی ک استانه تحمل دردم بشدت بالاس از درد ناله میکردم 🫡 برای من تحربه سختی بود امیدوارم برای همه اسون باشه💜🩷

مرسی عزیزم ب نکات خیلی خوبی اشاره کردی ممنون مهربون من خیلی استرس زاییدن رو دارم شبا خواب رو ازم گرفته ترسش خداکنه راحت بچمو بدنیا بیارم

مرسی خوشگلم با این که شلوغی و نی نی هست تایم گذاشتی
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

عزیزم شما جوراب واریس هم استفاده کردین بعد عمل؟

با اینکه من یک بار سزارین شدم ولی باز فوبیای اتاق عمل و آمپول بی حسی رو دارم چون بچه اولم خیلی منو ترسوندن طوری که لرز داشتم و بعدشم حالم خیلی بد شد.
ولی اینجوری که میگی واقعا قوت میگیرم که اینسری نترسم بلکم زایمان راحتی داشته باشم.🤗🤗

خدا رو شکر

منم براسونداذیت نشدم فقط اولش سوزش داشت،سوزن اسپاینال هم دردخاصی نداشت خداروشکرماساژرحمی روهم یه بارتوبی حسی انجام دادن،اماااخوددردبعدازعمل برام خیلییی زیادبودکه همیشه وهرروزمیگفتم لعنت به سزارین...

چه عالی عزیزم
ایشالا به سلامتی و مبارکی

وای چرا راه رفتن واسه من‌ اینقدررررررر سخت بود هنوزم نمیتونم صاف وایسم تنگ نفس دارم واینکه اصلا اشتها ندارم جز اینا همه چی اوکی بود خداروشکر بخاطر بدنیا اومدن این فرشته ها

منم سزارین بودم خدارو شکر همه چیز عالی و راحت بود

بسلامتی عزیزم انشالله ک قدم نی نی خیر باشه
منم پسفردا عمل دارم استرس کل وجودمو گرفت خداکنه منم تجربه خوبی داشته باشم و مثه اولی نباشه

سوال های مرتبط

مامان پاشا🧸 مامان پاشا🧸 ۵ ماهگی
تجربه سزارین در بیمارستان صارم
مامانا من ۸ساعت ناشتا بودم از ۶صبح رفتم بیمارستان دنبال کارای پذیرش و فیلمبرداری عکاسی
یک پک کامل واسه قبل عمل و یک پک کامل واسه بعد عمل بهم دادن هزینش ۹۰۰ تومن بود
بعدشم رفتم برای آزمایش ادرار و خون و چک گردن ضربان قلب بچه و فشار خودم ، بعدشم اومدن دنبالم و رفتیم اتاق عمل
بی حسی از کمر بودم و اصلا درد سوزن اسپاینال رو حس نکردم انقدر دستشون سبک بود 🤌🏽 جو اتاق عمل عالی بود و همه حسابی پرانرژی بودن جوری که اصلا استرس نداشتم
گذاشتن و برداشتن سوند هم واقعا دردناک نبود
ساعت ۱۰:۳۰ رفتم اتاق عمل و ساعت ۱۰:۵۵ پسرم به دنیا اومد
همسرم اومد اتاق عمل و بند ناف رو برید تمام لحظه ها هم فیلمبرداری داشتم👀 بعدشم رفتم ریکاوری شکمم رو فشار دادن برای تخلیه خون و جمع شدن رحم که کاملا بی حس بودم و نفهمیدم هیچی
در آخر اومدم تو بخش ، پمپ درد داشتم و تا همین لحظه خداروشکر درد وحشتناکی نداشتم
از رسیدگی بیمارستان و پرسنل خیلی راضیم د به امید خدا فردا مرخص میشم❤
مامان هایلین مامان هایلین ۸ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت 3
بعد از تموم شدن عمل منو بردن ریکاوری نمیدونم چرا میلرزیدم انگار از هیجان بود از ی طرفم سردم شده بود پرستار اومد یه لوله گذاشت زیر پتوم که گرما میداد و بهترشدم یکی دو ساعتی تو ریکاوری بودم که بعدش ک اومدن ببرنم بخش پرستار اومد و ماساژ رحمی داد که اصلا درد نداشتم چون هنوز بی حس بودم اصلا از ماساژ رحمی نترسین واقعا هیچی نبود راستی اینم بگم ک من پمپ درد هم گرفتم اولش نمیخواستم بگیرم ولی دکتر پیشنهاد داد ک بگیری بهتره منم پمپ درد گرفتم اما با وجود پمپ درد هم ی کوچولو درد داشتم ک قابل تحمل بود حالا نمیدونم اگر پمپ درد نمیگرفتم دیگ چه حد دردی داشتم.بعد از ماساژ رحمی منو بردن بخش و دخترمم اوردن پیشم دیگ اون لحظه هیچی از خدا نمیخواستم چون خدا بزرگ ترین نعمتشو بهم داد و من فقط دعای روی لبم اینه ک خدا ب همه چشم انتظارا این لحظه رو هدیه کنه و توی اتاق عملم این دعارو کردم.اینم از تجربه ی من از زایمان سزارین ک کاملا راضی بودم و تا اینجا راضی هستم اگر سوالی دارین درخدمتم شاید نکته هایی باشه ک من جا انداخته باشم بپرس ازم
مامان ماهلین 😍👼 مامان ماهلین 😍👼 ۲ ماهگی
سلام مامانا منم ۱۴۰۴/۹/۱۶ زایمان سزارین شدم 👼
یکم بخوام از تجربه ام بگم از روز زایمان ساعت ۶ روز یکشنبه بستری شدم اول بردن اتاق اماده سازی برای عمل اونجا ان اس تی گرفتن سوند وصل کردن که یکم سخت بود اونجا یکی دوساعت تحت نظرشون بودم بعد بردنم اتاق عمل هر چی از پرسنل بیمارستان بگم واقعا کم‌گفتم بقدری مهربون و خوش اخلاق بودن باعث میشد اصلا استرس نگیرم دکترمم عالی بود من خودم بقدری استرس داشتم مدام فشارم بالا میرفت مرتب دکتر خودم و دکتر بیهوشی کنارم بودن امپول بی حسی اصلا درد نداشت هیچی ادم متوجه نمیشه فقط حس داغی کمر به پایین حس میکنی که اونم اصلا ترسناک نبود اونجوری که بعضی خانوما اینجا گفتن
ساعت ۱۱ ونیم بود که دخترم و گذاشتن تو بغلم از حس اون لحظه هر چی بگم‌کم گفتم چون واقعا قابل توصیف نیس حتی گفتنش خیلی حس قشنگی بود اونجا که بی حسی انجام شد من‌کاملا متوجه میشدم که دارن میبرن شکمو یا بچه رو میارن بیرون ولی واقعا ترسناک نبود چون اصلا حسی نداری فقط در حد کش اومدن شکم بود که وقتی ورزش میکنی داخل خود اتاق عمل از دکترم خواهش کردم که ماساژ شکمی رو انجام بده تا بی حسم که اوناهم چند بار انجام دادن بعد از اتاق عمل مستقیم بردن ریکاوری من ۳ ساعتو ریکاوری بودم به خاطر بالا بودن فشارم اونجا هم چند باری فشار شکمی برام انجام دادن درد داشت نمیگم درد نداشت ولی خب چون پمپ درد داشتم درد کنترل میشد حتما پمپ درد بگیرین چون وافعا حال ادمو خوب میکنه تا بیای بخش فقط اون پمپ درد جواب میده بعد که بیای بخش تازه بهت یه شیاف میزنن به نظر من هر چه قدر پولش باشه ارزش داره بعد که اومدم بخش تا ۸ ساعت اجازه ندادن نه رو بالش سرمو بزارم نه چیزی بخورم
مامان فاطمه نورا 🩷 مامان فاطمه نورا 🩷 ۵ ماهگی
تجربه زایمان پارت سه


دیگه همسرمم زنگ زد به دکتر خودم گفت همین الان بیام کجا عملش کنید...ده تومن هم زد به کارتش که فقط همین الان هماهنگ کنه😢
دکترمم طرفدار سرسخت زایمان طبیعی زیر بار نمی‌رفت😞😞😞
همسرمم گفت با مسولیت خودم شما انجام بده دیگه گفت راه بیفتید بیایید....من دوتا عمل دارم امشب سزارینش میکنم....
رفتم بیمارستان اصلا نمیفهمیدم ساعت چجوری میگذره از درد گیج بودم انقباضای شدید داشتم هر سه دقیقه.... خلاصه پرونده تشکیل دادیمو بستری شدم برای سزارین...
چون از لحاظ ذهنی آمادگیشو نداشتم خیلی ترسیده بودم😢از ۳۴هفته کلی ورزش و پیاده روی داشتم همه کاری کرده بودم فکر میکردم راحت زایمان میکنم🥲
سوند هم درد داشت واقعا😞
خلاصه دوازده شب رفتم اتاق عمل باورم نمیشد😍سوزن بی بی هم نفهمیدم اصلا چجوری زد درد نداشتم
دراز کشیدم دکترم گف نترس تا بی حس نشی شروع نمیکنم😅
گفتم من بی حس نیستم گفت نترس فعلا شروع نکردیم یه دقیقه بعد صدای گریه دخترم اومد😍💜💜💜
به حس غیر قابل وصف اصلا روی ابرا بودم اون لحظه که نشونم دادن
دنیا ماله من بود🥹🩷
همون جا دکترم گفت ماشالا دخترت کله گندس درسته تو اصلا طبیعی زا نبودی تو سونو ابعاد رو دقیق نمیزنن....
ماساژ رحمی ام چون بی حس بودم سه چهار بار برام انجام دادن نفهمیدم اصلا دردشو...
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۰ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید
مامان اِلآرا 🩷 مامان اِلآرا 🩷 ۱ ماهگی
پارت (۱)
+زایمان سزارین +
سلام خانما من دوشنبه ۱۴۰۴/۱۰/۱۵ زایمان کردم خدا بهم یه فرشته خوشگل سفید و بامزه هدیه داد ان شالله لیاقت هدیه خدا رو داشته باشم ...
از اونجایی که دکترا منو خیلی ترسوندن و گفتن که تخمک نداری و خیلی ضعیفی من بعد از چند ماه اقدام حامله شدم بدون هیچ قرص و دارویی
فقط استرس از خودم دور کردم و خودمو با مواد غذایی طبیعی تقویت کردم
از اینجا بگم براتون که من خیلی از زایمان طبیعی میترسیدم و استرس داشتم و نمی‌خواستم که طبیعی زایمان کنم بالاخره بعد از کلی تلاش نامه سزارین گرفتم . و ۱۵رفتم اتاق عمل با وجود اینکه سزارین هم بودم قبل عمل خیلی خیلی گریه کردم از ترس اتاق عمل و آمپول بی حسی تو کمر حتی از سوند وصل کردن هم میترسدیم ولی خلاف بر تصوراتم اصلا هیچ کدوم از این مراحل ترس و درد نداشتم اصلا اصلا نفهمیدم درد آمپول و سوند رو خیلی راحت بود در که نشکون هم نبود
خلاصه دکتر خیلی خوبی داشتم از اول تا آخر حاملگیم فقط بهم دلداری داد حتی موقعه. عمل هم داشت باهام هی حرف میزد که استرس نداشته باشم
در کل اتاق عمل خیلی خوب بود هیچی متوجه نشدم فقط وسط عمل وقتی می‌خواست بچه رو خارج کنه نمی‌دونم چرا یه دفعه بالا آوردم و یه پرستار خوبی بود سری تمیزم کرد
ادامه در پارت بعدی -------