۶ پاسخ

ای جاانم بسلامتی 😍انشاالله پروسه اش برات سخت نباشه پی وی بگو از تجربه ات

منتظریم👍

حتما بگو چه جوری بود ما هم میخوایم شروع کنیم استرس دارم

حتما بگو

عزیزم شیر خشک میدادی یا شیر خودت رو

بیدار نمیشه؟شبا پستونک میخوره

سوال های مرتبط

مامان 🍓شایلین🍓 مامان 🍓شایلین🍓 ۱ سالگی
سلام دوستای خوبم تجربه از شیر گرفتن شایلین:
شایلین از بدو تولد به انتخاب خودم شیرمادر میخورد و پستونک دهنیم نمی گرفت... و فقطم با شیر میخوابید
رفته رفته وابستگیش به شیرمادر بیشتر میشد و شبی چند بارم واسه شیر بیدار میشد و این اواخر حتی غذاها و میوه های مورد علاقشم نمیخورد
و از ۱۸ ماهگی دیگه هیچ وزنیم اضافه نکرده بود و تصمیمم این بود اواسط شهریور از شیر بگیرمش
یکشنبه گذشته نوبت چکاپ پیش دکترش داشت
دکترشم تصمیمونو واسه شیر گرفتن تایید کرد که تدریجی و از وعده های روز شروع کنیم
از دکتر که برگشتیم ساعت ۹ شب بود و آخرین باری که شایلین شیر خوره بود ۳ بعداظهر بود
دیدم بهونه ای واسه شیر نمیگیره کلی باهاش بازی کردیم و بهش غذا و میوه دادیم و ۱۱ شب شد و همچنان شیر نمیخواست
به همسرم گفتم راستش من خیلی حوصله روش تدریجی ندارم😩 چون هم زمانبره هم اواخر شیردهی بخاطر وابستگی شدددید شایلین به شیر بشددددت کلافه و عصبی شده بودم
تصمیم گرفتیم که دیگه از همون شب بطور کامل شیرشو قطع کنیم
و شایلینو گذاشتم رو پام و در عین ناباوری خوابش گرفت هم هم کلی بازی کرده بود و خسته بود هم با غذا و میوه سیر شده بود
همین که خوابش گرفت و گذاشتمش تو تختش بغضم تررررکید و با صدای بلند زدم زیر گریه خیلیییی خیلییییی دلتنگ و ناراحت شدم ...
خداروشکر خوابید تا ۵ صبح
بیدار که شد شیر میخواست و بهونه گیر شده بود و تو خواب غر میزد دیگه ۶ بیدار شدم و بهش صبحونه دادم که بخوابه باز بهونه شیرو داشت همسرمم گفت برو اتاق خودمون که نبینت من میخوابونمش و اونروزو مرخصی گرفت که کمک حالم باشه شایلینم خداروشکر خوابید تا ۱۰ بعدشم با باباش رفتن بیرون دو ساعتی و ظهرم باز رو پام گذاشتمش خوابید
یه بهونه هایی واسه شیر داشت اما خیلی گیر نمیداد
مامان دلانا مامان دلانا ۲ سالگی
و بالاخره بزرگ ترین دغدغه فکری چندماهه ام به پایان رسید و مهم ترین چالش مادرانه رو پشت سر گذاشتم و یه تیک جلوش زدم.
موفق شدم از شیر بگیرم دخترمو سخت بود؟ بله؟ دلت ریش شد؟ بله ولی بازم خداروشکر که تموم شد هرچند هنوز سردرگم دخترم برای شبا و خوابش بهم ریخته و از بیخوابی دارم ج.....ر میخورم😂ولی خوشحالم که تونستیم باهم مادر دختری این مرحله رو پشت سر بذاریم،دلتنگ تو دلم چمباتمه زدنشم برای شیر؟ بله بغض کردم برای بار اخری که شیرش دادم؟ بله حس میکنم نقطه اتصال عمیق مادردختریمون قطع شده؟ بله ،ولی میدونم و شما هم میدونین یه اتفاقیه که بالاخره باید می افتاد.
حالا بگم از نحوه قطع شیر،من چشب و پانسمان کردم سینه ام رو چهار روز شیر روز قطع کردم وقتی براش عادی شد نبود شیر شیر شبو قطع کردم سه روزم اون زمان برد منتها هنوز خوابش بهم ریخته اس که طبیعیه،من مدادم درحال ارائه خوراکی ام به دخترم که مبادا گشنه بمونه اوایل مقاومت داشت نمیخورد الان خودش گشنه باشه میگه بَه بده.
بماند یادگار