تجربه زایمان ۲

بعد اینکه کیسه آب و ترکوند ودیدن مدفوع بچه خیلی غلیظه گفت سریع ببرید سزارین
منم هنوز تو دوسانت بودم و درد نکشیده بودم
ولی وقتی اسم اتاق عمل اومد خیلی ترسیدم چون اصلا ب سزارین فک نمیکردم
وصل کردن سونو اصلا درد نداشت ولی بعدش یجوری بود همش،فک میکردی جیشت داره میریزه دیگ رفتیم اتاق عمل آمپول بی حسی رو هم هیچی حس نکردم
ولی دیدن درد دارم ی چیزی زد سرم گیج رفت و هیچی نفهمیدم دیگ اصلا صدای گریه بچه و اینا نفهمیدم
(من از قبل بارداری ام رو کمر نمی تونستم بخوابم کمرم بد درد میگیره )
از وقتی ب هوش اومدم درد کمر و جای بخیه خیلی شدید بود ماساژ شکمی ام درد داشت ولی زود گذشت برا من سخت ترینش همو دوازده ساعت رو کمر خوابیدن بود چون کمرم داشت داغون میشد برا پاشدن و نشستن و راه رفتن هم قبلش ی شیاف زدم ولی باز سوزش بخیه خیلی شدید بود دیگ کم کم پاشدم راه رفتم باز خیلی میسوخت
از دیشب از تاپیک قبل هم سردرد وحشتناک داشتم تا امروز یخورده بهتر شده
ولی خدارو شکر الان بهترم و دردام کم شده
وزنش ۳۶۰۰
قدشم ۵۷ بود
انشالله ب زودی قسمت همه اقدامی ها بشه❤️🥹

تصویر
۱۳ پاسخ

سلام مبارکهههه شیاف دیکلو بزارید
ناخن های دلبندتونو بگیدیو

عزیزم برای سردردات کافئین زیاد بخور
چای قهوه..

مامان گندم وزن بچت ۳۶۰۰ بود از این سر همیای بیمارستان اندازش شد ؟
برا منم وزنش ماشاله خوبه و بالاست ولی حش میکنم این ست بیمارستان کوچیک بشه براش اره؟

ماماهمراهت کی بود گلم؟

عزیزممم ماشالله بهش😍🥰

قد 57. ماشالله. اسفند دود کن براش در اولین فرصت

هزار ماشاالله خدا حفظش کنه عزیزم
قدش بلنده ماشاالله😍

مباااااارکت باشه عزیزم

مبارکع گل

۱۲ ساعت درد کشیدی تا بردن سزارین ؟

بچت تو سونو مو داشت الانم مو داره

به سلامتی عزیزم😍
چند هفته دنیا اومد؟

پسر منم‌انقد ناخوناش امده بود

سوال های مرتبط

مامان کنجد مامان کنجد ۱۵ ماهگی
# تجربه زایمان سزارین
من خیلی خیلی ترس داشتم
ولی خب به دکترم اعتماد کردم
توی سزارین دکتر خیییلی مهمه
درد هایی که طبیعی قراره بکشید و خورد خورد پاس میکنید و این برای من بهتر بود
با پمپ درد و شیاف درد ها قابل کنترله اصلا نگران نباشید
سوند و برای من بعد بیحسی وصل کردن ( دکترم اجازه نمیداد وقتی بی حس نیستی سوند وصل کنن بهت )
فشار شکمی تو بی حسی ها بود
تنها چیزی که هنوووز دردش یادمه اولین راه رفتنه
خیلی دردناک بود ولی برای نیم ساعت کلا کم کم بهتر میشید
من ۲۴ ساعت بعد عمل مرخص شدم
۴ ساعت بعد عمل گفتن پاشم راه برم که خیلی زود بود
۴ ساعت ناشتا نگهم داشتن که اینش خوب بود من گشنم بود🤣
اتاق عمل :
هیچ دردی حس نمیکنید سوزن بی حسی اندازه امپول ساده درد داره
من داروی بی حسی تو اتاق عمل خیلی برام عوارض داشت حالم بد شده بود ولی تکنسین بیهوشی مدام بهم دارو میزد باهام حرف میزد و خیلی خوب بود اوکی میشدم
وقتی بچه رو از شکم میکشن بیرون احساس فشار میکنید که اصلا درد نداره ولی به شددددت دل تنگی داره انگار همه ی بدن غصه ی نبود بچه رو میگیره
بچه رو میذارن رو سینه خیییلی حس قشنگیه
مامان لِنا🩷 مامان لِنا🩷 روزهای ابتدایی تولد
سلام تجربه سزارین من؛
من برای یه ازمایش ساده رفتم بیمارستان ولی بعد از nst گفتن افت ضربان قلب داره..سریع باید سزارین اورژانسی بشی(خودم سزارین اجباری هم بودم بریچ بود)از یه ازمایش ساده رفتم به اتاق عمل!هیچی نبرده بودم با خودم قشنگ تو شوک بودم..سوند رو قبل عمل گذاشتن وقت هدر نره..خیلی بد بود خیلی درد داشت برام..در اوردنش هم خیلی درد داشت!سوزن بی حسی اصلا درد نداشت نفهمیدم فقط یه ذره ترسیده بودم چون میگم که کلا توشوک بودم!بچه به دنیا اومد نفسش رفته بود خیلی وضعیتش خوب نبود اصلا ندیدمش سریع بردنش ۴۵ دقیقه طول کشید دوختن دیگ رفتم توی ریکاوری..ماساژ هم ۳ بار دادن..بار اول بعد از بی حسی بود که بازهم درد داشت بار دوم توی ریکاوری..بار سوم بعد از بی حسی بود که درد داشت واقعا!!!پایین اومدن روتخت بار اول خیلی سخت بود..۲۴ساعت بعد از عمل تازه دردم شروع شد خیلی واقعا بد بود برام اصلا آروم نمیشد وقتی مرخص شدم اومدم خونه بهتر شدم الانم شکرخدا بهترم..فقط دلم پیش لنا هست ان شاالله زود بیاد خونهههه.ان شاالله همه ی نی نی ها سالم و سلامت بیان خونه♥️♥️ سوالی بود در خدمتم
مامان هایلین مامان هایلین روزهای ابتدایی تولد
خب خانوما همون طور که تو تاپیک قبلی گفتم من هم تجربه زایمان طبیعی دارم هم سزارین
طبیعی که همون طور که همه میدونن درد قبلش وحشتناکه ولی بعدش راحتی
ولی سزارین از اولش بخوام بگم سوند گذاشتن اصلاا درد نداشت یکم احساس سوزش داشت و حس بدی بعد گذاشتن به آدم دست میده که رفته رفته بهتر میشه بعد سوزن بی حسی اصلا درد نداشت موقع جراحی خیلی اذیت شدم مخصوصا موقعی که بچه رو میکشیدن بیرون خیلی حس بدی داشت قلبم داشت میخوابید ،ماساژ اصلا درد نداشت وقتی بی حس بودم انجام دادن هیچی نفهمیدم بعد اینکه اثر بی حسی رفت هم سرم مسکن زدن با شیاف گذاشتن درد زیاد نداشتم درد اولین راه رفتن که زیاد بود ولی وحشتناک نبود در کل فقط موقع جراحی اذیت کننده بود برام ولی درکل دردا با شیاف قابل تحمله و الانم که ۳ روز میگذره بهتر شدم و دردام کم شده
در آخر بخوام بگم اگه بتونید درد طبیعی و تحمل کنید بهتره چون بعدش خیلی راحتی خودت بلند میشی راحت کاراتو میکنی ولی سزارین باید یکی باشه که کاملا کمکت کنه
الان اگه واقعا نمیتونم بگم کدوم راحته و برا بچه بعدی اگه بخوام بیارم واقعا نمیدونم کدوم و انتخاب کنم 😂😂
مامان سارینام🩷 مامان سارینام🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت پنجم سزارین
خلاصه اصلا نفهمیدم کی زمان گذشت بچمو نشونم دادنو منو بردن ریکاوری باید ی ساعتونیم اونجا میبودم به تعویض شیفت خورد بیشتر اونجا موندم که دردی نداشتم گیجم بودم نفهمیدم کی زمان گذشت فقط اومدن برا ماساژ شکم اونجا یکم از بی حسی درومده بودم وقتی فشار داد درد داشتم نزاشتم ادامه بده ولی ن زیاد اما اگه بی حس نباشین خب خیلی درد داره واقعا
بعداز اینکه اومدم تو بخش هنوز اونقد درد زیاد نداشتم برام دوتا شیاف زدن خودمم شیاف خریده بودم کم کم از بی حسی درمیومد دردو بیشتر متوجه میشدم با شیاف مثل درد پریودی شدید بود برای من قابل تحمل بود من بیشتر کمر درد اذیتم میکرد چون ثابت خوابیده بودم خشک شده بودم بین۸تا ده ساعت بعداز عمل هم کم کم مایعات خوردم سوپ خوردم و خودم پاشدم راه رفتم و حقیقتا دردناک ترین قسمت همین راه رفتنه واقعا درد داره نیم ساعت قبلش حتما دوتا شیاف بزنین که قابل تحمل تر باشه و اینکه نمیدونم چرا تو اتاق عمل گفتم برام پمپ درد بزنین گفتن نیاز نیس نزدن گفتن برا بیهوشی میزنیم منم گیج بودم اصراری نکردم ولی خب میخاستم پولشو بدم نمیدونم چرا نزدن بنظرم قبل بی حسی زدن بگین بهشون براتون حتما بزنن بعد عمل گیجین نمیفهمین چی میشه
ادامه پارت بعد
مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 مامان آرنیکاوآراد🦄🦖 ۳ ماهگی
پارت دو تجربه سز
بهم انتخاب بین بیهوش و بی حس دادن و من نمیدونستم چیکار کنم.. خودشون توصیه به بی حسی کردن و قبول کردم.
اسونترین چیز تو کل اون مدت همون امپول بی حسی بود حتی از رگمم راحت تر زد و اندازه نیش پشه درد نداشت.
بی حس شدم و راحت شدم درد سوندم که دیوونم کرده بود تمام شد درد رگم تمام شد سنگینی شکمم تمام شد و فقط متوجه میشدم دارن شکمم برش میدن و تمام. صدای گریه آراد جان زیبا ترین معجزه اون روز بود. پمپ درد خواستم.
دکتر همچنان تو اتاق بود و رحم و لایه های زیرین رو دوخت ولی برای لایه های پوستی خودش نبود و کار دست تکنسین بود.
حالا منو بردن ریکاوری.. فشار رحمی چیزی یادم نمیاد اصلا ولی خیلی زود رفتم بخش و احتمالا بهم توی بی حسی دادن چون از تخت ها که جابحا میشدم کاملا بی حس بودم ولی خیلی ترسناک بود برام کاش یه فکری میکردن که نخان از تخت اتاق عمل تا بخش اصلا جابجا بشیم
بچه رو گذاشتن بغلم رفتیم بخش و کم کم دردام اومد... پمپ درد تا وقتی بود هیچی نفهمیدم اما همش خوابالود بودم... برا راه رفتن سرم گیج میرفت و ضعف داشتم.شب تا صبحم شیرم کم بود و پسرم مدام گریه میکرد.
مامان دلارا و دایان مامان دلارا و دایان ۹ ماهگی