درود 🌹
اومدم تجربه ام رو به نسبت ترک شیشه شیر بگم :
من از قبل دو سالگی هرکاری ک فکرش رو بکنید کرده بودم و موفق نشدم تا هفته پیش یکی از مادرا با همین روش گرفت گفتم بزار منم امتحان کنم... روز جمعه اون هفته مغز آرش رو کامل آماده کردم ک شیشه رو بدیم ب هاپو ببره بده ب نینی اش روز شنبه صبح اولین شیر رو خورد و شیشه رو گذاشتیم و تحویل مامانم دادمش با مامانم هم هماهنگ کرده بودم ک شیشه رو نشونش نده و تا آخر هفته اوکی میشه ...
از خود آرش هم میپرسیدی شیشه کو میگف نینی هاپو 🤭
خلاصه عصرش تحویل گرفتمش و تا شب همش غذا و خوراکی های مورد علاقه اش رو میخورد میخاست بخابه دنبال شیشه می‌گشت من با صبوری بهش میگفتم یادت رفت دادیمش ب نینی هاپو ... خلاصه دو روز اول سختش بود ک قبول کنه شیشه نیست و بتونه توی لیوان بخوره ... الان بعد گذشت ۱ هفته شیر زیاد نمیخوره و هم سراغ شیشه رو نمی گیره ...
ب رسم عادت ک نصف شبا بیدار میشد دیگ اونم نمیشه یا اگ هم بشه ی تابش ک بدم لالا میکنه ...



عکس پایین هم مربوط ب نان پختن آقا آرش تو خونه مامانمه 😍👶🏻

تصویر
۱ پاسخ

چ راحت و اروم دختر من ک مبگه نی نی ها و هاپوها برن بخرن و قبول نمیکنه
احتمالا از تلخک استفاده کنم

سوال های مرتبط

مامان یارا مامان یارا ۲ سالگی
پسر من تقریبا فقط م قع خپاب شیشه میخورد وسطا هم درخ است میکرد ولی سرشو گرم میکردم.
مشکل اینجا بود ک شیشه ک خالی میشد از دهنش درنمیاوردو و میک میزد.

روز چهارم ترک شیشه : یه سرشیشه داشت که بخاطر شیرموز سوراخشو گشادش کرده بودم. اونو انداختم گفتم زیر مبل مونده بپد میدم پاره شد.

دادم بهش اپل قبول نکرد خیلی جذاب و مظلپمانه میگفت یکی دیگه بده. گفتم کدوم یکی دیگه؟ میگفتم همون که قبل میخوردمش هاااااا همون که میخوردم. دلم براش رفت مقاومت کردم گفتم همینه.
نصفه خمرد شیرشو و پسم داد. فردا و پس فردا هم همینکارو کردم دیگه دوس نداشت تو شیشه بخوره. تو لیوانم نمیخورد.
مامانمم منو دعوا میکرد ک بچه بدنش ب شیر نیاز داره و این با این کارات از شیر زده شده ولی مقاومت میکردم.
بعد 4 ب و 5 روز هنوز یادش نرقته. الان ساعت 2 نصف شب بیدار شد و خیلی مظلپمانه و ملتمسانه درخپسات شیر تو شیشه کرد. باباش گفت تو اون سوراخ گشاده ندیا همه زندگی رو ب گند میکشه شیر ازش میریزه. بچه رو روانی میکنه با این حالتی ک بیدار شده از خواب.

سرشیشه قدیمی رو انداختم و شیر دادم اول نمیگرفت چون فکر میکرد همون سوراخ گشاده ست از دست باباش گرفت و خورد جانانه میک میزد.

ترک شیشه ناموفق. یک خطا از سمت مادر. از طرف همه دارم ب شکنجه بچه م متهم میشم.

الان بالاسرش بودمو نوازشش میکردم و پتو روش کشیدم... منی که تاب دل شکستن بچه 2 ساله مو ندارم. چطور جوون 20 ساله تو کیسه سیاه دیدی و دووم آوردی؟
باید خون گریه کرد
🥲🥲🥲