۱۴ پاسخ

ناراحت نباش هممون ب نوعی همینیم منم خیلی وقتا حس میکنم لیاقت مادر بودن و‌ندارم حس میکنم مادر بدی هستم 😢😥

برو دکتر عزیزم مشاور

ببین چرا باورت نمیشه افسردگی گرفتی چرا قرص نمیخوری بخوری حالت خوب میشه

مورد آخر این که من یکی از بچه هامو شیر خشک دادم و به شدت از شیر خشک متنفرم پس فکر نکن اون خوب بوده فقط وزن دهی خوبی داره وگرنه خیلی خیلی سخته

اولا بچه ات دیگ نیاز به شیر نداره سریع بگیرش به خاطر شیر دهی افسرده شدی دوما همه ماها اولش که بچه دار شده بودیم خیلی ذوق زده بودیم و الان به شدت خسته شدیم و من تازه بعضی مواقع نفرین اشون هم میکنم تا این حد کفری ام پس خودتو سرزنش نکن

باید از شیر بگیری

منم خیلی عصبیم یعنی فقط دارم داد میزنم ولی واقعا هم بهم گوش نمیده ...منم تنهام تو شهر غریب شوهرم هم کلا نیست یک شب میاد خونه ....مشکل زناشویی با شوهرم دارم کلا عصبی شدم .همش بغضیم سر بچم ...به خدا تا اونجا که میتونم براش وقت می‌زارم پارک میبرم تو خونه اگه حوصله هم نداشته باشم باز یه بازی میکنیم ولی خیییلی کم آوردم خیییلی ....روانم خسته اس ...حوصله هیچکس رو ندارم فقط میگم حداقل دو روزی میشد تنها بودم فقط می‌خوابیدم واقعا نمی‌دونم کی تموم میشه این طوری پیش بره دیونه میشم

منم دقیقا تو حال توام هی به این فکر میکنم که بزارم برم گم شم از زندگیش😭بسپارمش ب شوهرم من لیاقتشو‌ندارم همش دارم سرش داد میزنم هیچی نمیخوره دیوونه میشم داد میزنم سرش حالم خیلی بده

از شیر بگیری اوکی میشه
دوما تو لایق بودی خدا بهت بچه داده

عزیزم تو یه مادری سعی و تلاش کن حال روحیت بهتر بشه دخترت کوچیکه بیشتر بهت احتیاج داره.

تو بهترین مادر دنیایی که انقد تلاش کردی شیر خودت ب بچت بدی .. ولی آره آدم شیر خشک بده راحت تره حق باشماست

اگه میتونی با یه مشاوره صحبت کن خیلی بهت کمک میکنه حتی تلفنی ام خوبه

الهی عزیزم امیدوارم خدا خودش کمکت کنه سعی کن خودتو با بچت مشغول کن با یه مشاوره خوب صحبت کن راهنماییت کنه

الهی بگردم خودتو چرا اذیت میکنی تو بهترین مامان دنیایی

سوال های مرتبط

مامان آقا پسری👼🤍 مامان آقا پسری👼🤍 ۲ سالگی
سلام از روز سوم ترک شیشه شیر👋
امشب خودم بهش گفتم برات جیجی درست کنم تو لیوان بچه بزرگا بخوری گفت نه🥺
مامانا طبعیه که منم اندازه بچه اذیت شدم‌؟😔
روز اول کلا داشتم اشک میریختم که دیگه شیشه نمیخوره همش میگفتم کاش اخرین باری که شبشه میخورد تو بغل خودم میگرفتمش و به خودم میچسبوندمش، کاش به این زودیا از شیشه نمیگرفتم هنوز خیلی کوچیکه ،حتی وسوسه شدم یکبار دیگه براش شیر تو شبشه درست کنم و بغلم بگیرمش و موقع شیر خوردن سیر نگاش کنم🥺😭
همین الان که دارم اینا رو مینویسم دارم گریه میکنم🥺اینا طبیعیه یا من زیادی دیوونه م؟؟😭
روز اول خیلی اذیت شد حتی وقتایی که تایم شیرش نبود میگفت جی جی ،شب که شیر خواستو تو لیوان اموزشی براش بردم ناراحت شد و گریه کرد و میگفت نه نه🥲روز دوم هم به همین صورت بود بچه م انگار مریض باشه اونطوری شده بود از شیشه نخوردن بازم تقاضای شیشه داشت و گریه میکرد،امروز روز سوم بود تایم شیر روزش که براش تو لیوان اموزشیش ریختم گفت نه، اصلا این لیوانه رو دوست نداره پشیمون شدم خریدم براش تو همون قمقمه ی قدیمیش ریختم گفتم بیا مامان جون با نی بخور باز گفت نه بهش گفتم ببین قمقمه تو میتونی بندازی دور گردنت هرجا دوست داری بری شیرتو بخوری🥲
ازین پیشنهاد خوشش اومدم با قمقمه ش رفت تو اتاقش وقتی برگشت دیدم همه ی شیرشو خورده🥺💓
ادامه کامنت اول