سلام مامانا میخوام تجربه زایمان سزارین خودم براتون بگم
پارت ۱. صبح ساعت۹بادرد پریودی وکمر دردازخواب بیدارشدم شکمم سفت شده بود ونی نی تکون نمیخورداومده بودبالادرست زیرسینم گفتم برم یه دوش بگیرم بیام صبحانه بخورم شایدتکون بخوره رفتم دوش گرفتم اومدم صبحانه خوردم دیدم نه تکون نخورد آب قند خوردم باز تکون نخوردهمسرم بیدارکردم گفتم بریم ان اس تی بگیریم استرس داشتم تابیمارستان دوتارانی خوردم بازتکون نخوردسفت شده بودخیلی میترسیدم رسیدیم بیمارستان ان اس تی گرفتن مشکوک بودن دکتراک‌پرسیدم چی شده گفتن افت قلبی داره سریع بستریم کردن برای سزارین اومدن رگ بگیرن روی انگشت شصتم ک خیلی درد داشت ازدردمیلرزیدم سروم زدن بعدنمیدونم چی بود زدن توسروم ک حالت تهوع گرفتم همون لحظه وبالا آوردم موقع وصل کردن سوند هم کمی درد داشتم نزدیک نیم ساعت تواتاق بودم ضربان قلبشو چک میکردن بالا پایین میشدواصلاتکون نمیخوردتااونموقعه نمیدونستم قرارسزارین بشم ازپرستارپرسیدم زایمانم طبیعیه با سزارین ک گفت سزارین....

۴ پاسخ

تهوعت بخاطر خوردن رانی بوده... چون سزارین میکنن میگن باید ۸ ساعت ناشتا باشی😁
دیگه تورو سزارین اورژانسی کردن بخاطر افت قلب جنین
مبارک باشه قدم نو رسیدتون😍🤗🥹

وای چ استرسی

مبارکه عزیزم🥰میخواستین طبیعی زایمان کنین؟
چند هفته زایمان کردین؟

چند هفته زایمان کردی؟
چند روزه نی نیم خودشو سفت میکنه میترسم

سوال های مرتبط

مامان آراد و مهراد🧿 مامان آراد و مهراد🧿 ۲ ماهگی
سلام منم زایمان کردم با ی تجربه سخت بیاید براتون تعریف کنم

۳۷هفته و ۵روز بودم ک از صب ک بلند شدم دیدم تکونی نداره بچم
صبحانه خوردم و دوش گرفتم اومدم بیمارستان مهدیه
گفتم تکون نداره از صب
فرستادن سونو و ان اس تی گرفتن دیدن تکون نداره و ثابت هس ولی ضربان قلب هس
دهانه رحم منم بسته هست ختم بارداری زدن ک با آمپول فشار بتونم طبیعی زایمان کنم چون بچه دومم بود و خودمم طبیعی میخواستم
از ۱۲ظهر تا ۹ونیم شب دکتر بالا سرم بود و تموم تلاشش رو کرد من طبیعی زایمان کنم ک یهو بچم افت ضربان قلب کرد سریع بردن اتاق عمل و ساعت ۱۰شب ۲۴ خرداد زایمان کردم
بگم کدوم زایمان بهتره منی ک هم طبیعی هم سزارین زایمان داشتم میگم بهترین انتخاب طبیعی
من درد طبیعی رو کشیدم ولی خب سزارین شدم
درد سزارین خیلی هس و تکون خوردن جون دادن هس تو سزارین بعد عمل
از لحظه زایمان بگم بچم مدفوع کرده بود و یخورده ازش خورده بود
دو روزه تو دستگاه ان آی سیو هست بخش نوزادان و خب انگار قسمتم هس جفت بچه هام رفتن دستگاه
برامون دعا کنید بچمو زودتر مرخص کنم ببرم خونه
وزن مهراد کوچولوی مامان ۲و۹۰۰ هست

ان شاالله قسمت همه چشم انتظارا و اونایی ک باردارن بسلامتی بغل بگیرن نینی هاشون رو❤️😍
مامان دیانا 🫀🧿☘️ مامان دیانا 🫀🧿☘️ ۱۳ ماهگی
تجربه زایمان من 🥰
من صبح زود از خواب پاشدم و حس کردم یکم کمر درد دارم ساعتای 5 صبح بود رفتم یه دوش گرفتم اومدم دراز کشیدم دیدم کمر دردم خوب شد با اینکه زیر دوش اسکوات زدم گفتم دردم شدت بگیره تا ساعت 8 صبح صبر کردم دیدم بهتر شدم دیگ بیخیال شدم چای و صبحانه خوردم دیدم تکون نمیخوره نی نیم شوهرم گفت تو حساس شدی تا ساعت 10 هر چی خوردم چیزی تکون نخورد ب پهلو چپ دراز کشیدم فایده نداشت خلاصه رفتم بهداشت و گفتم تکون نمیخوره بهداشت گفت برو بیمارستان ان اس تی بده ساعت 12 راه افتادم رفتم بیمارستان ان اس تی انقباض نشون داد و گفت جنین حرکت داره دیگ گفتن بهتره بستری بشی چون راهت دوره من گوش ندادم لحظه آخر ک میخاستم برم گفتم میشه یه تست بگیرین برای کیسه آبم چون ترشح داشتم تا تست گرفتن مثبت شد کیسه آبم نشتی داشت و ختم بارداری اعلام کردن😶
معاینه کرد گفت یک سانتی برو بستری شو انقد ترس داشتم و استرس فقط میگفتم خدایا خودت کمکم کن چون ماما نگرفته بودم ساعت 3ونیم بستری شدم تا ساعت 8 شب همون یه سانت بودم درد نداشتم اصلا هر چی معاینه تحریکی انجام دادن همون یه سانت بودم ماما شیفت عوض شد یه خانم مهربون برام اومد هر چی بگم از مهربونی و خوش اخلاقیش کم گفتم باهام ورزش کار کرد گفت حالت سجده برو چمباتمه برو و اسکوات بزن ماساژ داد کمرمو خلاصه سوند وصل کردند یه دفعه دردام شروع شد معاینه کرد گفت 6 سانت شدی🥰تمام تلاششو کرد ک من درد کمتر بکشم خلاصه از اثرات آمپول و سرم و... من گیج شده بودم همش خواب بودم گیج بودم ساعت 12دردام ب اوج رسید جوری ک فقط جیغ میزدم و ساعت 12 ونیم دیانا خانم بدنیا اومد 😍