۳۱ پاسخ

اعععع زایمان کردی عزیزم
بسلامتی ایشالله
خیلی خوشحال شدم برات بالاخره تموم شدی🤍😍

عشقم من. ک گفتم سزارین درد ندار حرف ندار من‌خیلی زجر کشیدم با طبیعی بد سزارینم کردن

به سلامتی عزیزم ❤️❤️

عههه زایمان کردی مبارک باشه عزیزم زایمانت خوب بود؟؟

واقعا سزارین درد نداره و منم خیلی راحت بودم
خودم روز بعد سزارینم بچمو بغل کردم و دو طبقه پله های خونمو آوردم بالا

خیلییی برات خوشحال شدمممم 😍🥹
بلاخره تموم شدی
دست راستت روی سر من باشهههه

خداروشکر عزیزدلم بسلامتی گلم💞💞

توی اتاق عمل بیهوش کردن یا بی حس؟

خوشحالم ک دردت آروم شده عزیزم ❤️😍

نی نی دستگاه نرفت؟

من اسم بیمارستان امام سجاد میاد سکته رو میزنم چه برسه بخوام برم اونجا زایمان کنم
واقعا خیلی قوی و نترسی

بی هوشت کردن یا بی حس

بچه چندمتع ؟؟
من هنوز ک هنوزه درد دارم بخیه هام درد میکنن نمی تونم راحت بشینم و دراز هم میکشم کمرم درد میگیرع نمی تونم بلند بشم الان روز پنجمه ک‌زایمان کردم احساس گیجی دارم انگاری راحت نمی تونم راه برم 🤕🤕🤕🤕🤕

بسلامتی عزیزم
ان شاءالله ک هر دوتون صحیح و سلامت باشین

عزیزممم مبارکت باشه واسه منم دعاکن زودتر زایمان کنم

قدم نو رسیده مبارک عزیزدلم

بسلامتی عزیزم ان شاءالله ک خوش قدم باشه😍

تاری دید داشتی و فشار بالا ....ورمم هم داشتی ماه آخری؟

آره درد سزارین قابل تحمل

الهی عزیزم خیلی به فکرت بودم خدارشکر که حال جفتتون خوبه 🥰🥰🥰🩷🩷🩷🩷 خدارشکر به خیر گذشت❤️❤️

آخی عزیزم مبارکه
چه خوب که راضی بودی
منم یک شرایطی ایجاد شده که فکر کنم هفته دیگه باید برم سزارین و به طبیعی نرسم

منم فشارم رفته بود بالا همش بهم سولفات ميزدن لامصب يهو ادم داغ ميكنه

بنظر منم اگر پمپ درد و شیاف اینا بزارن برات قابله تحمله

بخیه هات درد ندارن؟؟؟
دارو استفاده میکنی

من از سوند میترسم

خداروشکر که بخیر گذشت 🤲🤲🤲
برا منم دعا کن صحیح و سالم زایمان کنم 🙏

بسلامتی مرخص بشی انشالله عزیزم

ديدي بهت گفتم سزارين عاليه خدايي نه بخيه از پايين ميخوري كه عفونت كنه نتوني بشيني سزارين عاليههه

خداروشکر عزیزم
بسلامتی گذروندی این دوران رو
برای ما هم دعا کن💕🥰

خداروشکر عزیزم انشاءالله بسلامتی عزیزم زود ترخیص بشید شانس اوردی

شما قبل زایمان فشارتون بالا بود؟

سوال های مرتبط

مامان اَبرا☁️🧚🏻‍♀️ مامان اَبرا☁️🧚🏻‍♀️ ۱ ماهگی
پارت ۲ زایمان
هم ذوق داشتم هم باورم نمیشد .. فیلمبردار گفته بودیم ..بوسش کردم و بردنش بچه رو .. خلاصه تموم شد و بردنمون بخش ریکاوری اونجا سردم میشد و لرز گرفته بودم در حد ی ربع ۲۰ دقه .. نی نی رم آوردن پیشم ک هی من گردنم و تکون میدادم و برمیگشتم بچه رو نگاه میکردم . ک گردن درد بدی گرفتم . اصلا نباید سر و تا ۳ ۴ ساعت حداقل تکون داد . مسکن و اینچیزا زدن هیچ دردی نداشتم دیگه .. خلاصه نی نی رو چک کردن خداروشکر هیچ مشکلی نبود ‌و بردنمون اتاقمون . ک من خصوصی گرفته بودم اتاق امو و خیلی راضی بودم . سرتایم میومدن مسکن و شیاف و اینا میزدن ک من اصلا هیچ دردی تا وقتی بیام خونمون نفهمیدم .. فقط تنها دردی ک تو این پروسه زایمان داشتم. اولین بلند شدن و راه رفتن بود ک اونم قبلش گفتن میخای شیاف بزارم گفتم ن فعلا دردی ندارم اما وقتی بلند شدم دردم گرفت ..(شما قبل راه رفتن بگید ک بزارن براتون) تقریبا ساعت ۶ اینا اجاره دادن ب خوردن ..ک سوپ و مرغ آورده بودن . و اینکه من کمپوت گلابی شروع کردم خوردم ک خداروشکر موقع دفع راحتی داشتم . خلااااصه ک زایمان خیلی راحتی داشتم و سزارین واقعا راحته و دردش با مسکن و اینا قابل تحمله . ..بخیه مم عالی زده بود دکتر اصلا معلوم نیس انگار ن انگار برش خورده .. بازم اگه سوالی داشتید بپرسید جواب میدم 😉!
مامان نخود مامان نخود ۵ ماهگی
تجربه سزارین ۲تا ۸ ساعت بعد عمل نباید سر بلند میکردیم و چیزی میخوردیم خداروشکر من تو این ۸ ساعت دردی نداشتم ولی امان از بعدش ک دردا سراغم اومدن کمر درد و دل درد مث پریودی و سوزش جای بخیه اولاش قابل تحمل بود پمپ درد رو کم استفاده میکردم ولی شب ک شد خیلی دردام زیاد شد پمپ درد رو زیاد زدم حالم بد شد فشارم رف بالا سرگیجه و دوبینی شدید پیدا کردم ک اومدن پمپ دردو جدا کردن ازم زمان گذشت تا حالم بهتر شد بازم درد داشتم ک دوتا شیاف گذاشتم ک اونم تا تاثیر بذاره صب شد دیگه صبم خداروشکر دیگه دردام خیلییی کمتر شده بود و میتونسم راحت تر قدم بزنم راستی از ۸ ساعت بعد عمل سوندو جدا کردن و گفتن باید قدم بزنیم ک ب ارومی اولش قدم میزدم سخت نبود دردش قابل تحمل بود هرچی بیشتر قدم میزدی راحت تر میشد برات و اینک من خیلی قهوه و نسکافه و چایی خوردم ک سردرد نگیرم . در کل عمل اسونی نیست و شب اولش بنظرم سخته و اگر دوباره برگردم عقب اصلا پمپ درد نمیگیرم چون برا من کارایی ک نداشت تازه حالمم بد کرد و با همون شیافایی ک خودپرستارا میدادن میشد قضیه رو جمع کرد نیازی ب پمپ درد نیست
مامان فسقلی مامان فسقلی ۱۴ ماهگی
خب منم اومدم تجربه زایمانمو بگم بهتون😍
من دقیقا ۳۸هفته بودم ک تصمیم داشتم طبیعی زایمان کنم و رفتم معاینه لگن شدم ک خیلی واسم دردناک بود حالا معاینه تحریکی نبود و بعد اون لکه بینی داشتم و بخاطر درد معاینه از لحاظ روحی خیلیییی بهم ریخته شدم تا ۳ روز حالم بد بود بعد با خودم گفتم من قراره زایمان کنم ک خیلی از عوارض و نداشته باشم پس وقتی با معاینه انقد حالم بده حتما بعد زایمان بدتر میشم جوری بودم ک میگفتم من بعد زایمان خودمو میکشم ک دیگ خانوادم گفتن برو سزارین منم منتظر ی جرقه بودم سریع رفتم پیش دکتر خودم و واس فرداش وقت زایمان گرفتم و درسته عمل بود ولی خیلی استرس نداشتم و سریع وسیله هارو اماده کردیم و رفتیم بیمارستان سوند اصلا درد نداشت و یه حس بد داشت تو اتاق عمل هم هیچییی نفهمیدم فقط تهوعی ک داشتم اذیتم میکرد ولی چون ناشتا بودم فقط عوق میزدم بعدشم ک اوردنم بیرون ماساژ رحمی چندتای اولو اصلا نفهمیدم ولی دوبار ک ماساژ دادن درد داشت ولی ن اونجور ک میگفتن با ی دست اروووم ماساژ میدن بعدم ک گفتن راه برو من سعی میکردم خیلی نترسم دردناک بود ولی ب خودم میگفتم اینم میگذره پمپ دردم نداشتم فقط بدیش این بود ک بیمارستان مسکن نمیدادن دیگ خودم قایمکی رفتم ی مفنامیک خوردم و شبو خوابیدم ولی بدون مسکن یکم سخته
مامان ابرا❤️☁️🥺 مامان ابرا❤️☁️🥺 ۳ ماهگی
✅تجربه سزارین 🤌🏼
سلام بچه ها

نی نی من به دنیااا اومد 🥹❤️
ایشالله همتون بچه هاتونو سالم سلامت بغل کنید
فقط بهتون بگم سزارین عالیه عالی
نه سوند نه اسپاینال نه برش هیچی هیچی درد نداشت
اصلا بی حسی از کمر تازه خیلی حال میده سوند هم تو اتاق عمل بعد بی حسی بگید بزنن براتون در اوردنشم اصلا درد نداشت
فقط تنها دردی ک من کشیدم راه رفتن از تخت بود واقعا حالم بد کرد ولی فقط ۵ دقیقس بعد ک بیابن رو تخت یادتون میره
درد ها با پمپ درد شیاف قابل تحمله

من بیمارستان نیکان غرب بودم عالی بود عالی
اصلا استرس نداشته باشین اگ سزارین هستین فقط بعدش گ بیابد خونه یکم سخته راه رفتن بلند شدن براتون
اونم تا موقعی ک برید حموم برید حموم بیاید اکی میشید
ایشالله همتون ب سلامتی زایمان کنید
از تگ تک لحظه هاتون لذت ببرید گ خیلی شیرینه

فقط ی چیزی افزایش قیمتاخیلی شدید بود ک از یکم فروردین ۶۰ درصد اضافی شده اگ بیمارستان خصوصی میرید زنگ بزنید رو‌هزینه اسفند ماه حساب نکنید
مامان آراد مامان آراد روزهای ابتدایی تولد
پارت پنجم سزارین اختیاری ✍️✍️✍️✍️
همش نگران بچه ام بودم ک دکتر بیهوشی خوش اخلاق آمد دلداریم داد ک بچه ات خیلیم خوب ولی بخاطر اینکه خاطرمون جمع بشه می‌بریم بخش اطفال زود میاریم پیشت دلم گرم شد باز ...با خودم میگفتم سزارین چقدر خوب بیست دقیقه عم طول نکشید دردم ندا م ...منو از اتاق ریکاوری بردن تو بخش ک دیدم همه اقوام دایی خاله و...آمده بودن منم حالم خوب بود درد نداشتم نگران بچه ام بودم ک دو ساعت گذاشت دردام داشت شروع می‌شود با اینکه من پمپ دردم هم نداشتم و بیمارستان هم نداشت آخ دیگ یهویی شد عملم و همه جام بستع بود ...ولی دردام قابل کنترل بود تا اینکه شکم فشار دادن ک اون دنیام دیدم از بس درد داشت هرچی پرستار التماس خواهش میکردم گریه میکردم تو رو خدا یبار فشار دادی دیگ فشار برو ی نیم ساعت دیگ بیا ولی ب حرف نکرد دستم گرفت فشار دادم ک میخاستم از شدت درد بیهوش شم ک خیلی داد بی داد کردم از شدت گریه های من خواهرم با مامانم گریه میکردن میدین من درد دارم ...دیگ مورفین زدن بهم شیاف گذاشتن ولی قابل کنترل شد ولی یبار دیگ هم فشار داد ک باز آمد مورفین زد ولی بعدش قابل کنترل بود ...راه رفتن هم زیاد سخت نبود فقط بخیه یکم میسوزه ...کنار اتاق من یکی زایمان طبیعی داشت میکرد از ساعت ۳ شب ک این جیغ داد میزد تا ۷ صب ک زایمان کرد این آنقدر جیغ داد میزد ک همون جا خدام شکر کردم ک سزارین کردم ک آنقدر از جیغ داد این من وحشت کردم ...دیگ مرخص شدم ولی بچه ام ۳ شب موند موقعی ک مرخص شدم خیلی سخت بود بدون بچه ام فقط گریه میکردم تا خونه ...راضیم از سزارین با اینکه بخیه ام میسوزه ولی خداروشکر ک طبیعی زایمان نکردم همه چیز طی چند ساعت برام
مامان محمد مامان محمد ۱۲ ماهگی
پارت 3#
آقا ما شدیم 40 هفته و زایمان نکردیم
رفتم سونو

دو شب درمیون nst
ولی میگفتن ی بار خیلی حرکت داره ی بار خیلی ضربانش بالاس دیونم کردن

تا اینکه من ی شب خیلی انقباظ بدون درد داشتم رفتم بیمارستان ن آن اس تی خوب نبود و چند بار گرفتن
معاینه کردن تحریکی ک خیلی درد داشت برای من زایمان اولی
گفت ب زور ی سانتی و امشب باید بستری شی برای آمپول فشار آماده باش

منم ترسیدم خیلی حالم بد بود گفتم این ک باز نشده خیلیم انقباظ دارم اگ آمپول فشار زدن و نشد شی؟ بعد ببرن سزارین
دردام بشه دوتا درد گفتم نمیخوام هرجور شده سزارین
دیگ بستری شدم مرتب سرم و نوار گرفتن ولی خوب نبود و بچه خیلی تکون داشت زیاددددد

گفتم خطرناکه میگفتن ن ولی ب دکتر میگفتن خیلی بچه حالش بده
دیگ دکتر امد و ساعت 5 منو بردن اتاق عمل
اول قبل عمل سوند وصل کردن ک اصلا درد نداشت خیلی بهتره معاینس خدای 😂

بعد رفتم اتاق عمل ی 7. 8 تا آمپول زدن تو کمرم خیلی درد داشت خیلی زیاد چون چند بار زدن و دیدن من بی‌حس نمیشم بیهوش کردن
با دوتا نفس کشیدن رفتم دیگ
بعد دو ساعت بهوش آمدم ک خیلی درد ناک بود خیلی فقط ناله ناله دوس داشتم بمیرم

بچه ها حتما قبلش بگید تو اتاق عمل شکمتون فشار بدن و درد نکشید من گفتم
ولی بازم بعدش ک ب هوش آمدم فشار دادن کم ک چیزی نیومد

و تند تند شیاف استفاده کردم تا آروم بشم

راه رفتن اول دو س قدم اول سخته بعد درست میشید و نترسید
ولی من با اینک طرف دار طبیعی بودن الان اصلا پشیمون نیستم ک سزارین شدم
چون میدونستم بچم خفه میشه و خودمم هم اون توانای زور و درد و ندارم
😊
مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 ۶ ماهگی
تجربه زایمان پارت اخر

خودم یکم حالم بد شده بود احساس استفراغ داشتم ولی نمیتونستم کاری کنم فقط عوق میزدم چون سر بودم ک با ی امپول زود اوکی شدم و یکم خوابالود
بخیه ک زدن تختمو عوض کردن رفتبم ریکاوری بچم اونجا بود ولی گفتن باید ببریم ازمایش ک عفونت وارد بدنش نشده باشه کیسه ابت خیلی وقت باز بوده یکم شیر خورد و بردنش
خودمم گیج خواب بودم یه چند باری شکممو فشار دادن ک هیچی نفهمیدم چون بی حس بودم و این مرحلشم خداروشکر ترسی نداشت انقد ک همه میگفتن
بعد بچه رو اوردن و باهم اومدیم بخش و خداروشکر حالمون خوبه
من یکم درد دارم ک با شیاف و مسکن قابل تحمله
انقد تو فاز سزارین نبودم ک یادم رفت از اتاق عمل بگم پمپ درد بزارن
تقریبا الان راضیم ک سزارین شدم چون با توجه ب سختیایی ک اون ۱۳ ۱۴ ساعت تو زایشگاه کشیدم این حداقل سریع تر و قابل تحمل تر بود
بدیش اینه نمیشه راحت بلند شد و بچه رو شیر داد و بغل کرد ولی خب بازم فکر میکنم من از اولم ادم طبیعی زاییدن نبودم
انشالله هرکدوم ب هرروشی زایمان میکنید براتون راحت باشه و به سلامتی نی نی رو بغل بگیرید