۱۹ پاسخ

مردم گ..... خوری میکنن هر جور شده دهنشون و نمیشه بست چاق باشه میگن چاقه لاغر باشه میگن چرا لاغر هس غذا نمیدی هر طوری باشه باز یه حرفی پیدا میکنن چ..... بخورن

مهم نیست به منم زیاد میگن ولی وقتی یکسره تحرک داره غذا هم نمی خوره لاغر میشه دیگه

به منم میگن خداروشکر بچهای خودشونم لاغرن میتونم جواب دهن بند بدم😄

حالا من خودم با خودم هی اینجوری تکرار میکنم بقیه دل داری میدن

کره بمال به نون بده دستش
امتحان کردم چند باری دختر من میخوره
بهش نون و ماست بده
من هر غذایی درست میکنم دهنش می‌بنده نمیخوره
طبیعیه ولی خب مادریم‌دیگه
نگران هستیم

به راه راست هدایت شن
منم زیاد می‌شنوم 😤😤به من میگن چقدر سبک شده 😒😒با اینکه همش در حال آشپزی و غذاها مقوی و ماهیچه و مغزیجات و....نون و...

باز کی اعصابت بهم ریخته؟

این جمله ی دایه ی مهربانتر از مادرو من تو همه جمعا میگم
واقعااااا حرفتون حرف دل من بود👌
اهمیت نده هروقت گفتن غذا بدش بگو وااا مگه نمیدونی چیا چقد گرونن میخوام پس اندازشون کنم ک خوب ضایع شن

من هیچکس هیچی بهم نمیگه.

برات مهم نباشه
مهم خودتی که میدونی واسه بچت چیزی کم نمیذاری

از منم مادرشوهر گرام همش میگه همین دوشب پیش اونجا بودم میگه کوچولو شده اب رفته خب میگم الان تو ماه اضافه وزنشون در حد ۲۰۰ تا۳۰۰گرم هس قدم میکشن لاغر ب نظر میان
وگرنه ۹ماهگی ۸۷۰۰ بود میخواسم بگم ببخشید ک ۱۰_١٢ کیلو نیس هنو میگف راه نمیره بچه های ک هنو ۱۰ماه نشده😒

ول کن بابا منکه هرکی میگه میگم خودم از خدا خواستم چون کمر ندارم اینم بغلی ی سره چجوری میخواستم بگیرمش دیگه لال میشن

این تازه اول ماجراس بعد میای جلوشون غذا بدی به بچه بچه نمیخوره اذیت می‌کنه اعصاب خوردن کنی درست میشه همین آدما میگن وای ول کن بچرو کشتی به خاطره یه لقمه نون من سر پسرم خیلی اذیت شدم

واقعا کاش نسل اینا هم مثل دایناسورا منقرض شده مغز بقیه رو سرویس نکنن

بخدا همه این حرفا به منم میزنن.شوهر خاله همسرم بهم میگه حداقل بهش برنج بدید تا جون بگیره
و منی که همه تلاشم میکنم اما همه فک میکنن کم کاری منه

چه اهمیتی داره بچه منم لاغره چون همش داره دندون درمیاره من که خودم میدونم برای چی لاغره پس بزاربگن🫠🫠

اخ اخ منممممم متنفرم متنفر دلم نیمخواد کسیو ببینم

بخدا منم خدا لعنتشون کنه انقد حرص میدن

پسرت چند کیلوه مگه؟

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۰ ماهگی
دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢