دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢

۶ پاسخ

کلا ما ایرانی ها مسابقه داریم در اینکه ما از همه بدبختریم ولی اوضاع بدتر میشه.

من فقط دوسدارم پسرم راه بره ب من نچسبه

بچه تا بچه فرق داره من بچه دیدم تا ۵ ۶ سالگی مدام در حال گریه کردن و‌وحشی بازی... بچه دیدم اروم ...بچه دیدم بازیگوش اما نه شیطون خراب کن ... بچم دیدم از دیوار راست بالا میره ...ب خودمون بستگی داره تو چه محیطی و با چه شرایطی بزرگشون کنیم ...ولی کلا بچه پسر چالشاش و دردسراش از دختر بیشتره

نه بابا نترس بزرگتر میشه مستقل میشه تو هم یه نفس راحت تر میکشی من برا بچه اولم خیلی اذیت بودم ولی الان خدا روشکر دیگه نزدیک ۵ سالشه برا خودش تقریبا مستقل شده از اون بار فشاری که رو شونه هام احساس می‌کردم نسبت بهش کمتر شده

نه بابا اوضاع خیلی بهتر میشه.دوسالگی که عالیه.همه جا میتونی بزاریش.
قشنگ حرف میزنه منظورشو میرسونه بهت که خودش بزرگترین نعمته
اونا دوران نوزادی تا یکسالگی را یادشون رفته.

نمیخوام بهت امید الکی بدم چون هربچه ای چالشهای خودشو داره ولی واقعا وقتی راه میفتن شرایط بهترمیشه.
ازپوشک بگیری که دیگه رسما با ی ادم بزرگ طرفی.
اونموقعس که به فکربچه دوم میفتی😜

سوال های مرتبط