۱۳ پاسخ

خب شما هم از دوسالگی بذارید مهد کودک

من حتما صدرا رو از یه سنی میفرستم از این مهدا و‌مدرسه هایی ک استعداد یابی میکنن و‌واقعا ب بچه ها اموزش میدن ...من میتونم بهش محبت کنم اما مطمئنن از همه لحاظ نمیتونم براش کافی باشم ...بچه باید اجتماعی بار بیاد باید توانایی ها و استعداداش کشف بشه و پرورش پیدا کنه ...تموم تلاشمو میکنم بچمو مستق و توانا بار بیارم تا نشه یکی از این مردای ایرانی که تو ۵۰ سالگیم دنبال مامانش میدوئه و هنوز اویزون پدر و مادرش

من کاملا موافق مهد هستم حتی اگر مامان شاغل نباشه، اگر محیط مهد درست باشه خیلی کودک رو توانمند و مستقل بار میاد

من اصلاااااا تربیت خارجی هارو قبول ندارم
اونها با من فرق دارن
از بی فرهنگی یچیزی ساختن واسه خودشون ولی ما فرهنگمون اصالت داره
ما ذاتا مهر و محبتی هستیم
اونا خیلی سردن
خیلی
هرچیزی میشنوید باور نکنید
مهد کودک کجا مهر مادر کجا

بچه نیازمنده محبت و عشق و این چیزا بنظرم از سر واکنیه
یسریا شاغلن درست
واینکه دلیل نمیشه چون اونا خارج از اینان شیوه اشون جواب بده و خوب باشه همونطور ک بشدت ادمای سردی هستن از لحاظ عاطفی و حسی به پدرمادرشون ندارن

عزیزم اینکه باید بگم به شما
تا ۷ سالگی باید به بچه محبت کرد جوری که سیراب بشه از محبت
بعد شما می گی ۲ سالگی بره مهد کودک از لحاظ شخصیتی شاید به قول خودت مستقل باشه ولی از لحاظ روحی و روانی دچار مشکل و … قطعا خواهد بود

خب اگر شاغل نیستیم چرا بذاریم مهد؟چرا بچه توی کانون خونه توی جمع مادربزرگ پدربزرگ خاله وعمه و... بزرگ نشه؟چرا اینقد سرد و تنها بزرگ بشن؟توی خونه هم میشه بچه رو مستقل کرد..

خوب اینم وقتی مامانش زود پیر شد میزارش سالمندان....

معلومه که میتونی تو آگاهی

خب تا دوسال چجوریه؟ با مادرشه؟

تربیت ایرانیها مگه بده؟اتفاقا خیلی هم خوبه ،افراد معدود که بچه هاشون لوسن رو نمیشه گفت،تربیت خارجی ها خوبه،ایرانی ها بد.شاید یه کارهای خوبی داشته باشن ولی به منزله بد بودن تربیت ایرانی ها نیست.بدی اینه ما بچه هامون طوری تربیت کنیم حسرت بقیه رو بخورن وداشته های خودشون رو نبینن یا کم ببینن،با عرض پوزش دوستتون هم احتمالا استقلال ندیده،فکر میکنه همه ایرانی ها اونجوری بودن یا کم بین هست و داشته های خودشو بد میبینه

چرا باید از اونا الگو بگیریم در حالی که فرهنگ و عقایدشون با ما تفاوت داره ...مثلاً ازدواج سفید تو خارج رایجه ...!!

موافقم.
دوست دارم بچم مستقل تربیت بشه ولی نمی‌دونم چطوری

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۱ ماهگی
دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
یه نکته خیلی مهم برای اونهایی که پست های من در مورد آموزش خواب مستقل رو خوندن.
منظور از خواب مستقل اینه که خوابیدن بچه وابسته به شیر نباشه. یعنی شیر و خواب دوتا مسئله جدا باشند نه اینکه بچه شیر بخوره که بخوابه.
تواب مستقل به معنی این نیست که بچه رو توی اتاقش تنها رها کنیم که برای خودش بخوابه.

بچه ها تا سن هفت سالگی ناخودآگاهشون بیداره. و وقتی تنها هساند توی اتاق متوجه میشن. و این حس رو دارند که اگه الان گریه کنن گرسنه بشن خودشون رو خیس کنن یا بترسن هیچ کس کنارشون نیست و بهتره تا این سن حتما کنار والدین بخوابند ولی در تخت خودشون. نه روی تخت همراه پدر و مادر.

نکته بعدی به هیچ وجه نباید کودک زیر یکسال رو در اتاق خودش تنها خوابوند. این سن شکل گیری عزت نفس و اعتماد به نفس و اعتماد در بچه هاست و تنها خوابیدن اونها در طول شب در اتاقشون این حس ها رو در اونها نادرست شکل میده.

و نکته جالب دیگه ای که بهش برخوردم اینه که پسر بچه ها در سنین زی ۶ سال آسیب پذیرتر از دختربچه ها هستند. پس مواظبت و توجه بیشتری میخوان.

همه پستانداران موقع خواب کنار هم میخوابن تا امنیت بیشتری داشته باشن. انسان تنها پستانداریه که تصمیم گرفته بر خلاف غریزه اش عمل کنه جای خواب بچه اش رو جدا کنه. چرا؟! در مورد علتش بعدا توضیح میدم
اینو خیلی وقت میش تو ایتا گذاشته بودم. اینجا هم منتشر کردم.
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
لطفا اینو بخون. فرقی نمیکنه بچه ات چند ماه یا چند سالشه.
امروز مراسم شیرخوارگان حسینی بود و طبیعتا خیلی شلوغ شده بود و از نوزاد یک ماهه (شاید حتی کمتر) بود تا بچه چند ساله. همه هم بچه بودن و تحرک داشتن و نمیشد هم دست و پاشون رو بست.
یه خانمی نزدیک من نشسته بود که همراه پسر حدودا ۶، ۷ ساله اومده بود. پسرش شدیدا سرفه میگرد، چشماش قرمز بود و دماغشم گرفته بود. مشخصا علامت سرماخوردگی داشت. وقتی سرفه میکرد هم جلو دهنشو نمیگرفت. اون بچه گناهی نداشت ولی اینو برای اون مامان مینویسم:
مامان .... ! حتی اگه بچه ات مشکوک بود به مریض بودن، از اسهال گرفته تا سرفه و اّبریزش نباید بیاریش جایی که این همه بچه دیگه اونم بچه های خیلی خیلی خیلی کوچیک هستن. چون اگه واقعا مریض باشه، میدونی چندتا مادر و بچه دیگه رو به دردسر میندازی؟ بعد اون موقع بچه اینقدر واضح داره علامت نشون میده و تو نه تنها آوردیش توی یه اینطور جمعی، حتی بهش یاد ندادی یا تذکر نمیدی که جلو دهنشو بگیره و تو صورت بقیه سرفه نکنه؟
به مادری مثه تو چی میگن؟
خواهش میکنم اگه بچه تون مریضه، این نکته رو رعایت کنین. جایی که بچه های دیگه هستن نبرینش. مهد نفرستینش. مدرسه نفرستینش. حتی اگه کارمندین و سر کار میرین، یکی دو روز ازش مراقبت کنین حالش خوب میشه. ولی اگه نکنین، معلوم نیست چند تا بجه و چندتا مامان دیگه رو به دردسر میندازین.