۱۰ پاسخ

عزيزم شما افسردگي گرفتي حتما برو دكتر كمك بگير به شوهرت يا ي دوست نزديك بگو حتما مواظبت باشن

بعدا با دست بزن تو دهن هركي راجع به بچه داريت نظر ميده باهاشون قطع وابطه كن حتي اگه مامانت بود

بچه اولته?معمولا برابچه اول همه خودشون صاحب اختیارمیدونن به سومی اصن نگاه نمیکنن

محل نزار من کسی تخم نمیکنه بهم بگه دختر منم راه نرفت هنوز هم سن های دخترم راه میرن میگن بچه رو شیر زده کردی گفتم چه بهتر حرصشون در میارم 😂

چه ربطی به شیرخشک داره دخترمنم شیرخشک بود ۵ونیم ماهگی دندون درآورد الانم‌بادیوار میره هنوز راه نمیره

یه روز به خودت میای میبینی همه این کارا رو انجام میده فقط الکی حرص خوردی هم خودتو اذیت کردی هم بچه رو هم از این دوران لذت نبردی. بخوای به حرف بقیه باشی بدون حالا حالاها حرفاشون تموم نمیشه. بزرگ بشه بره مدرسه میخان بگن چرا اینجوریه چرا اینجوری مینویسه چرا یاد نمیگیره چرا حفظ نمیشه. یبار دعواشون کن بگو حق ندارید رو بچه من عیب بزارید

چند بار ابجیم داره میگه تو شبرخشک دادی واسه همزن دخترت موقع خواب جیغ میزنه
بعد خودش دوتا بچه بزرگ کرده
درحالی دخترم از درد لثه هاش گریه میکنه نق میزنه
فقط جواب اجیم نمیتونم بدم
هرکس دیگه از بود میریدم بهش 😑
به اونم‌گفتم پسر تو شلوغکار و بی ادبه حتما از شیر خودت اینجور شده
چه رربطی به شیر داره همه پی‌به شیر ربط میدن احمقای کودن

پفیکی‌یعنی چی؟😐

چه فایده هنش گریه میکنم امروزصیح تصمیم گرفتم دخترم دوسال که شدخودم روخلاص کنم فقط منتظرم بزرگ بشه
تحمل ندارم

بعنوان ی مادر وظیفه داری از دخترت در مقابل دیگران دفاع کنی از الان انقد اجازه دخالت میدی؟ بگو به شما چه ربطی داره

چرا بجای غر زدن لذت نمیبری دختر منم تقریبا همسن دختر شماست کاملا هم شیر خشک میخوره این روزا که اینقدر کوچولو هستن دیگه نمیادا به وقتش راه میره بازی میکنع الانم قطعا تحرکات مناسب سنش رو دارع دیگه به دیگران هم اهمیت نده که سرشون رو گردنشون کردن تو زندگی بقیه 🤣

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۱ ماهگی
دیروز پسرم خیلی بهانه میگرفت . کلا چند روزه خیلی نق میزنه و بهانه میگیره. دیروز بردمش پارک ، گفتم شاید حال جفتمون بهتر بشه . اونجا با چند تا مادر دیگه که بچه دو سه ساله داشتن حرف زدم و بوووووووم دنیا روی سرم خراب شد . همه شون نالان بودن و میگفتن وااای برو خدا رو شکر کن.بچه ات بزرگ بشه بیچاره تر میشی .گرفتار میشی، خدا رحم کنه، جوری حرف زدن که حس کردم الان یه بچه اژدها دارم که هرچی بزرگ تر بشه تبدیل به هیولا میشه .....
چرا آخه؟؟؟؟ همه میدونیم هر سنی بچه ها چالش خودشون رو دارن . ولی من فقط به امید یه همدلی کوچیک باهاشون حرف زدم . به امید اینکه بگن صبور باش بزرگ تر بشه ، خودش راه میره، کم کم حرف میزنه ، مستقل تر میشه ....
بزرگ‌شدن بچه ها هم چالش داره و سختی و هم راحتی . همون جور که سخت تر ممکنه بشه ولی در عوض راحتی راه رفتن خودشون، حرف زدن، تموم شدن پروسه دندون ، تموم شدن اضطراب جدایی و .... رو هم داره.
کاش مادرهایی که بچه بزرگ تر دارن این طوری کمر به قتل امید ما مادرها نبندن . 🤦🤦😢