فردا صبح لباس روی طناب پهن کن و برید توی همون زاویه که دخترت لباس هارو میبینه دراز بکشید بهش بگو ببین مامان لباسا روی طنابه. لباس من تو بابا . بعد باهم برید لای لباسا یکم فر بخورید و یه کاری کن بخنده بعد دوباره غروب ک شد بهش بگو بیا باهم بریم لباسارو جمع کنیم بعد بیاید باهم تا کنید و بگو اینا همونا بود ک روی بند بود دوست داری شب کدومشو بپوشی بریم پارک ؟
باید موقعیت رو براش خوشایند کنی تا ذهنیتش عوض شه
ترسشو بردار.
یه ماهیتابه روحی بذار رو گاز داغ بشه قشنگ. ببر بالاسرش
چند قطره اب نمک بریز توش قشنگ جلز ولز کنه...
مواظب باش با احتیاط
ولله گلم منیش جاری وایه لی درسم یک دفعه اگر چاوم به لیباس دکوه با لیددا زور ناخوشه ولله
والا آدم فکرشو میکنه میبینه واسه بچه ترسناکه بهش بگو لباساشون دارن تاب بازی میکنن یا تو حیاط که لباس سر بند پهن باشه آب بازی کن و بگو لباسا هم دارن تاب بازی میکنن
خواب دیده حتما
نورا هم بار اول تو خواب جیغ زد ک گربه اومد منو میخوره
ازون موقع هر بار گربه میبینه میترسه
شبا هم گاهی جیغ میرنه
دختره منم اینجوری ولی از پرده ببشتر میترسه که باد بهش بخوره من بهش گفتم که باد کلره که بهش میزنه نباید بترسیم از سرش افتاده
حس ترس داره گناه داره بچه اذییت میشه بهش رخت اویز بدع تا رو بند نندازه موقتی
اصلا نگو نترس بگو حق داری منم بچه بودم میترسیدم ولی بزرگتر شدم متوجه شدم چیز ترسناکی نیست تو عروسک بازی براش توضیخ بده انجام بده از زبون عروسکها کلا آموزش و تربیت تو عروسک بازی جوابه حتی ترس دختر من کوچیکتر بود از پارس سگ ترسیده بود همینجوری تو بازی کمکش کردم
فیلم ترسناکی چیزی ندیده؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.