۱۰ پاسخ

من از اول تا اخراسترس همه ی وجودم رو گرفته بود اصلانه به مانیتور نگاه میکردم نه به صدای دکتر گوش میدادم فقط دعا میکردم زودتر سونو تموم بشه بگه سالمه چون قبلی رو باتمام وجودم خوشحال بودم ولی وقتی که ازش جنسیت رو پرسیدم گفت باید سقط کنی و دنیا رو سرم خراب شد چون بعد دوسال چشم انتظاری خدا بهمون داده بود ونمیدونستم جواب دخترم رو چی بدم که بیرون منتظره ببینه داداش داره یا خواهرطفلی بچم نابود شد خدا برا کسی نیاره

حس خیلی خوبی داشت برام چون اولین بار صدای قلبشونم شنیدم قبلش تو سونو قلب صداشونو برام نذاشتن
تنها استرسم این بود که عدد ان تیشون خوب باشه چون ازمایشش قابل انجام برام نبود میگفتم اگه ریسکی داشته باشه چکار کنم که خداروشکر خوب بود
جنسیت احتمالیشونم که دکتر گفت دیگه ذوق زده ترین بودم 😍

دیدن بچه ات تو سنو قشنگترین حس دنیاس عزیزم

اونجایی که من رفتم مردبودحتی روم نشدجنسیت بپرسم اون خودش میگفت

منم بزودی باید برم😍

از اینکه دیدم انقد بزرگ شده تعجب و ذوق کردم، اولش یکم گریه کردم بعد قربون صدقش رفتم وروجکم انقد وول میخورد دکار از دستش شاکی بود، یجور انگار وایمیساد و بعد میفتاد پایین😂بعد غلط میخورد و هی از دید دکتر دور میشد دکتره ریسه میرف از، خنده ک چقد وروجکه این خانم😍😍

حس خوبی بودعکس بچه رو نشون شوهرم دادم یه نگاه خاصی کرد بهش انگار دنیا رو بهم دادن

من دیدنش اشکام جاری شد

خیلی خیلی خوشحال شدم ازته دل ذوق کردم وخداروخیلی شکر کردم

خیلی حس خوبی بود

سوال های مرتبط

مامان بهار مامان بهار هفته سی‌وششم بارداری
مامان دخترقشنگم😍 مامان دخترقشنگم😍 هفته بیست‌وپنجم بارداری