از۷صبح سرپام و تازه۱٠دقیقه اس دراز کشیدم
اما از نتیجه راضیم خونه تمیز و مرتبه
گرچه این وضعیت دوام چندانی نداره🤕
آقا یه چیزی درمورد غذا خوردن بچه ها بگم میدونم خیلی از مامانا مثل من درگیرشن
همونطور که میدونید نازگل یه مدت هیچی نمیخورد یعنی هیچیا فقط میوه و چیزای شیرین و سیب زمینی سرخ کرده
حتی اینجا هم چندبار تاپیک گذاشتم خیلی حرص مبخوردم دعواشم مبکردم از ناراحتی زیاد خیلیم نق میزد حتی دکترم بردمش دکتر عقیده داشت از دندون نیست حالا نمیدونم بخاطر دندون بود یا بخاطر سنشون اما میخام بگم اگه بچهاتون اینطوری شدن چندتا توصیه دارم میدونم سخته انجام دادنش چون بقیه هم. به من میگفتن و بزا منم سخت بود
یکی اینکه سعی کنید حرررص نخورید(میدونم سخته و نمیشه حرص نخورد) اما با حرص خوردن وضعیت بدتر میشه
دو اینکه به هیچچچچ عنوان به زور غذا ندید(اینم سخته چون دلتون میخاد بچتون یه چیزی بخوره ناراحتشید) غذا رو بذارید وسط اگه اومد طرفش که هیچی نبومد عکس العمل نشون ندید
سوم اینکه دعواش نکنید(فشار زیادی رو مادره تو اینجور مواقع اما اونم اذیته واقعا سعی کنید موقعی که از نخوردنش عصبی شدین حرصتونو سر یه چیز دیگه خالی کنید)
دیگه اینکه سعی کنید کوکویی چیزی درست کنید که خودش بتونه با دست برذاره بخوره همونو مقوی درست کنید
یه چیز دیگه هرچی میخوره بذارید بخوره اگه مضر نیست حتی شده یه گوجه یا خیار
و در آخر اگه خیلی نق نقو شده یکم ژل یمالید لثه اش تا آروم بشه
راستی چندتا فیلم قشنگ ایرانی تو مایه های تاسیان معرفی کنید طنزم بود اشکالی نداره

تصویر
۹ پاسخ

آفرین آره عزیزم کاملا درسته
ضمنا واقعا خسته نباشید

دقیقا پسر من از ده ماهگی یه چندروز خوب غذا میخوره باز دوباره اینطوری بدقلق میشه دکتر پسر منم گفت همینکارارو کنم اصلا به زور ندم منم همینکار کردم سختش نمیگیرم غذارو میل داشته باشه میخوره میلم نداشته باشه بیسکوئیت مادر یا نون خالی میخوره همونو میدم دستش میگم بهتر از شکم خالیه

دارم این پروسه رو طی میکنم با پسری
ممنون از نوشتن تجربت
امیدواریم این روزا زودتر سپری بشن

دقیقا پسر من از یک سال تا یک سال و سه ماه بد غذا بود وحشتناک

شنیدم شغال قشنگه ندیدم ولی

اجل معلق کمدی
و فیلم از یاد رفته عاشقانه
اینارو می بینم فعلا

منم امروز خیلی کار کردم تازه دراز کشیدم. کلی سبزی پاک کردم با مامانم خیارشور درست کردیم غذا پختم ظرف شستم و ....

زوری رو به شدت موافقم.من خودم یه مدت زور شدم بدتر شد.الان میذارم جلوش اینقدرررر کثیف کاری میکنه اصلانم اصرار ندارم بهترم شد غذا خوردنش و میلش بازشد

مرسی عزیزم بابت توصیه هات
فیلم اجل معلق خنده داره و قشنگه ..از یاد رفته ام بد نیست ...

ممنون دوست عزیز

سوال های مرتبط

مامان نازگل مامان نازگل ۲ سالگی
تجربه ی دکتر برای غذا نخوردن نازگل
سلام مامان گلیا همونطور که دیروز گفتم نازگل رو بخاطر غذانخوردنش بردم دکتر
گفت که بچه ها توی یه دوره ای غذا نمیخورن و این طبیعیه پرسیدم بخاطر دندونشه گفت ربطی به دندون نداره یه علتش بخاطر چیزای شیرینه که میخوره گفتم تو خونه ی خودمون چیز شیرین نمیدم بهش غذا نمیخوره فقط شیر میخوره گفت یه دلیل دیگش همین شیره و فعلا کاریش نمیشه کرد تا وقتی که برسه به ۱۸ماهگی و از شیر بگیریش.
همه چیزشم گفت خوبه. درمورد حجم غذای هر وعده پرسیدم گفت مثلا من بگم۳٠قاشق دخترت دوتا قاشق خورد نباید زورش کنی. خواب شب هم توی اشتهاش گفت تاثیر داره و از اونجایی که من کمتر از ۴٠روز دیگه باید برگردم سرکار و دخترم ۱،۲میخوابه یه قطره ی تنظیم خواب نوشت گفت برای یه دوره ی کوتاه مثلا یه ماهه بدی عوارضی نداره
کسی از این دارو داده به بچش؟ اگه تجربه دارید بگید لطفا
دیگه اینکه یه شربت اشتها نوشته اونم اگه کسی داده راضی بوده لطفا بگه
یه مولتی هم نوشت گفت بهتر از ویواکیدزه
در کل به نظر درمود بدغذا شدن بچه ها تو این سن، یه دلیلش استقلال هم میتونه باشه که بچه دوست داره خودش بخوره و مثلا نازگل از دست من دیگه دوست نداره بخوره و یکمم حس میکنم حس لجبازی دربرابر من پیدا کرده
و اینکه در کنار یه بچه ی دیگه و از دست یه بچه ی دیگه بهتر میخورن تا خودمون
و آخر اینکه هرچقدر اصرار کنیم یا بخوایم به زور بدیم برعکسه
آهان درمورد شیرپاستوریزه هم پرسیدم چون دختر من نمیخوره گفت تا وقتی که شیر خودتو میخوره اشکالی نداره نخوره
اهان یه چیز دیگه اینکه تا پوشکشو باز میکنم دستشو به جلوش میگیره گفت طبیعیه
درمورد اون دوتا قطره ممنون میشم نظر بدین راستش ترسیدم بهش بدم
مامان رقیه مامان رقیه ۱۶ ماهگی
سلام ظهرتون بخیر باشه☺️

بلاخره من اومدم با خبر از شیر گرفتن رقیه خانم(لطفا حمله نکنید چون این تصمیم به هرمادری ربطی داره و من نه مشوق کسیم و نه دنبال نظر کسی )
اوایل که شروع کردم رقیه رو از شیر بگیرم همزمان شروع کردم به جایگزین کردن شیر پاستوریزه و رقیه شیرپاستوریزه رو فقط و فقط با چهارشیره میخوره اونم تایم خواب شبش و گاهی هم ظهرا گریه میکنه و شیرشیره میخواد تا بخوابه
از غذا خوردن و اشتهاش بخوام بگم اوایل خیلی خوب بود خیلی ولی حدود یکی دوهفته ای میشه بخاطر دندونش خیلی کم اشتها شده ولی من بازم بیخیال نمیشم دائم درحال پخت و پزم برای پرنسس خونه و میوه و تنقلات و اینجور چیزا بهش میدم

وقتایی که میبینم اشتهاش کمه سعی میکنه میان وعده هاشو حذف کنم و فقط رو غذای اصلی تمرکز کنم تا گرسنه بشه و غذاشو کامل بخوره

روش غذا دادنم رو تایپیک های قبل گفتم اوایل با عروسکاش غذا میخورد بعد روی کالسکه بعد روی صندلی و هربار هم فقط با بازی ، گاهی هم مثل گذشته باید بدوم و بهش غذا بدم
ولی دو روزه خودش میخواد غذا بخوره و کم و بیش بلده با قاشق غذا بخوره و تا سیر میشه میگه بس و بلند میشه و منم یکی دوبار تلاش میکنم غذا بخوره اگه نخورد میگم سیر شده

درکل از تجربم برای غذا خوردن بخوام بهتون بگم باید بگردید قلق بچتونو بدست بیارید دنبای بچه ها بازیه سعی کنید غذا خوردن رو یه تفریح کنید براش تا علاقه مند بشه و خودش ازتون بخواد بهش غذا بدین

کودک
فرزندپروری
غذادادن
شیرخشک
شیرمادر