۸ پاسخ

عزیزم فک کنم منم همین داستان داشته باشم
فعلا رابطه ندارم لکه بینی هست چیکار کنم قطع بشه
همین که ی لحظه طول روز باهام بریم تو اتاق خواب نه بخاطر رابطه همین بغل هم باشیم بوسی یا چیزی
کمتر از ۵ دقیقه در میزنه میاد بینمون وقتی دراز کشیدیم
کلا بارداریم رابطه نداشتم الانم ک اینجوری
همسر منم با اینکه قبل بارداریم ماهی ی بار نهایت رابطه داشتم مرد گرمی نیست
ولی انگار عصبی و ناراحته
فک میکنه من از قصد دوری میکنم
واقعا با دو بچه سخته

بگو هرکی باید اتاق و تخت خودش بخوابه ببر بخوابون خودتو بزن بخداب دیدی خوابیدن برو تخت خودت

از10شب خاموشی بزنید ک حداقل 12خوابش ببره، تو اتاقش بمونید براش داستان بخونید لالایی بخونیدبخوابه، بهش وعده بدید که اگه تواتاق خودش بخوابه ازین به بعد تواتاق مامان باباش نیاد براش جایزه میگیرید، کم کم عادتش بدید تو اتاقش بخوابه

ایییی گفتی منم همینطور پسرم تا دو اینا بیدار هرچی میگم بخاب نمیخابه تا میام کوچیکه بخابونم هی بیدار میشه داستان داریم😩

من دو تا پسر دارم یکیش 6ساله اون یکی دیگه هم 3نیم سالشه.. ما خونمون دوبلکس هستش نمیشه بچه ها رو بالا تنها خوابوند همه تو سالن پذیرای می‌خوابیم ولی وقتی رابطه داریم منو همسرم میرم تو اتاق های بالا و تا وقتی خوب مطمن نشم خوابیدن انجام نمی‌دهیم رابطه رو و به قول تو تا دیروقت بیدارن منو باباشون الکی خودمون رو می‌زنیم بخواب اون ها هم میخوابن دیگه خدا خدا منو شوهر میشه😂😂😂😂😂😂😂 از فرصت بخوبی استفاده میکنیم

عادتش بده توی اتاق خودش بخوابه بگو نمیشه دیگه بیای اتاق خودمون

کلا تا ۱۲ نزار بیدار بمونه دیگه همیشه بزار عادت کنه ساعت ۱۲ بشه باید بره بخوابه دیگه بیدار نمونه

حداقل حت اگ نخواید نزدیکی کنید ولی یکم خلوت کنید باهم آدم ک نباید فقط بخاطر رابطه و نزدیکی بچهاشو بخوابونه بعضی وقتا آدم دوس داره یکم با شوهرش تنها کنه حرف بزنن شوخی کنن

این روند باید تکرار کنید تا عادت کنه ب اتاق خودش از وقتی کوچیک تر بود باید اینکارو میکردید بچه کوچیکتونم موقع رابطه تو اتاقتون نباشه

برید تو اتاقش براش داستان بگید تا بخوابه وقتی خوابید آروم بیاید بیرون برید تو اتاقتون درم قفل کنید

سوال های مرتبط

مامان نفسم و پسرم💚 مامان نفسم و پسرم💚 ۱۱ ماهگی
خانومایی که یه بچه دارید میخواهید برای دومی اقدام کنبد من دخترم مهرماه ۵ سالش میشه از اونجایی که روانشناسا دیدم میگن بهترین فاصله سنی ۳ تا ۵ ساله اقدام کردم برای دومی
با اینکه من ۷۰ درصد بخاطر تنهایی دخترم و اینکه چپ و راست میگفت من داداش میخوام من تنهام هم اقدام کردم
الان با اینکه جونم برای پسرم درمیره ولی اگر زمان بع عقب برمیگشت میزاشتم چندسال دیگه
چون دخترم خیلی حساسه اوایل بهتر بود الان همش میگه تو منو دوست نداری داداشو هی بغل میکنی شیرش میدی منو کمتر بغل میکنی میگه کاشکی من نبودم اونوقت راحت به داداش میرسیدی
من واقعا تمام توانم رو گذاشتم دخترم غذاشو هم من میدم دستشویی میبرمش توجهم بهش میکنم نمیگم هرروز ولی سعی میکنم هرروز باهاش بازی کنم شبا قصه بخونم بازم همین حرفا رو میزنه
واقعا درمونده شدم نمیدونم چیکارش کنم
قبلا شبا تو اتاقش میخوابید خودم میخوابوندمش الان ساعتها هم بشینم پاش نمیخوابه میاد تو اتاق ما اینجاهم نمیخوابه تا هممون نخوابیم