۳ پاسخ

وقتی میرین خونشون خودت حواست ب بچه باشه و سرگرمش کن ک اونا حساس نشن بلاخره سنشون بالاس زیاد حوصله ندارن

گلم سنشون بالاست دیگه زیاد حوصله بچه ندارن تعدادو زمان رفتنتو کمتر کن بچه رو ببر بیرون توپارکی خیابونی جایی بچرخید یا وقتایی که میری سرگرمش کن نقاشی کنید اسباب بازی ببر باهاش بازی کن تا شیطنت نکنه

کمتر برو عزیزم ، جایی که میری خودت کنترل کن تا بقیه بهش حرف نگن گلم
خونه خودتون که هست بذار آزاد باشه

سوال های مرتبط

مامان لنا جون مامان لنا جون ۱ سالگی
مامانا میشه بگید چه کاری درسته تو این شرایط دختر من الان ۱۶ ماهشه و دخار برادرم ۶ ماه انقدر اذیت میشم میام خونه مادرم اینا و اونا میان دخار من عاشق بچه س همش نی نی نی نی دوس داره بغل کنه بوس کنه فشار بده ما هم ۲ بارشو میزاریم ۵ بارشو نمیزاریم میترسیم بچه س بالاخره واقعا بچه ی اذیت کن و آزاری نیست ولی با این حال همش مراقبیم هی بهش میگن نکن دست نزن عه برو اونور عه داد نزن شلوغ نکن .خودمم این وسط عصبی میشم گاهی بچه رو یه دعوایی میکنم ولی واقعا سخته بچه برادرمو از ترس زمین نمیتونیم بزاریم جون لنا همش میخواد بغل کنه اینهمه مدت تا حالا بچه آسیب نزده بود چون خیلی دیدن بچه ها تو سن لنا میزنن بچه کوچیکارو دیکا انقدر بهش نکن نکن دست نزن گفتیم بچه م انگار حرصی شده بود دیشب هی نق میزد بلاند بلند حرف میزد آخرش داییش گفت عه لنا هیییس چقدر داد میزنی با حالت دعوا و اخم
منو میگی انقدر ناراحت شدم گفتم هی دایی بجه منو دعوا نکنا بچه ت بزرگ شه دعواش میکنمااا😒😒😒
واقعا چه انتظاری دارن بچه ی من همش ۱۰ ماه بزرگ تره مگه چقدر فهمش بیشتر از بچه ی خودشونه
و اینکه هیلی مزخرفه تو یه خانواده پشت هم بچه میارن اجازه ندادن بچه ی من بچگی کنه همش نکن نکن