۲ پاسخ

سرسنگین باش با مامانش ، کم محلی کن دیگ مسیراتونو از هم جدا کنید
واای من یکی بره رو مخم همچین قشنگ میزارمش کنار
یعنی چی ک ی بچه پنج ساله بچه مردم بره رو مخم

شاید همبازی نداره اون بچه
ولی درکل اگه راحت نیستی سختته تحویل نگیر بذار رو نبینه که اویزون بشه بقول خودت

سوال های مرتبط

مامان مهراب ۲۳ماهه مامان مهراب ۲۳ماهه هفته هشتم بارداری
ادامه تاپیک قبلی
حالا بگیم آیا با این روش‌ها کامل مشکل بچه ها حل میشه؟
قاعدتا نه چون جزئیات خیلی بیشتری دارد چون ما تازه باید کنترل خشم و حل مسئله رو بهشون یاد بدیم و چطور مدیریت کنن و با این دید نگاه نکنیم که میخوان شما یا خواهرشون رو اذیت کنند
مثلا بچه بستنی و اسباب بازی یا کتاب یا اون قمقمه عروسکی رو میخواد و از رنگ اون چیزها خوشش اومده یا اون بستنی کاکائویی رو خواسته شما به هر دلیلی نمیخواید بخرید
سریع نگید نه نمیشه همینی که من میگم بجاش جایگزین کنید براش مثلا بگید اون رو میخرید ولی در یک زمان و مکان دیگر و تو موقعیت دیگر
این کمک میکنه بچه ها تو این دوره تو لجبازی نیوفته
مثلا دوست داره خونه مادربزرگ بخوابه بگی میدونم خیلی خوش میگذره و ما قبلا صحبت کردیم خونه کسی نمی‌خواهیم تنهایی
این بحث در مورد قوانینی هست که قبلا برای کودک تعیین کردیم و حالا به کودک یادآوری میکنیم
حالا کودک میگه نه من میخوام اینجا بمونم و نمیام و شروع میکنه جیغ و گریه باهاش همدلی میکنید ولی میگید باشه میمونی ولی میزاریم اون هفته که من سره کار نمیخوام برم با هم میمونیم
در واقع داریم به یه شکلی نه میگیم که از اون حالت دعوا بیرون بیاد و با ما بهتر همکاری کنه
حالا اگر فرزند شما باهاتون همکاری نکرد و گفت من بیشتر بستنی میخوام من میخوام اینجا بمونم و قشقرق زیاد بود و هیچ روشی جواب نمیده ما باید دلایل پرخاشگری و یا لجبازی رو بررسی کنیم ببینیم دلیلش چیه در فرزند پروری باید دلایل رفتار فرزندمون رو پیدا کنیم
مثلا چرا بچه من میخواد هفته ای چند بار خونه مادربزرگش بخوابه
چرا فرزند من دوست نداره مهد بره و قشرق بپا میکنه
از خودمون سوال بپرسیم لزوما نباید از کودک بپرسیم
و حالا وقتی پیدا کردیم میریم دنبال راه حل
مامان محمدهادی مامان محمدهادی ۱ سالگی
یه درد و دل
خانوما شما رابطتون با مامانتون چطوره؟
من شهر غیر از مامانم اینا زندگی میکنم. خب وقتی میاد یه مدت خودمون میمونه. هرررربارررر میاد کلی با هم دعوا داریم، چون مامانم توی همه چیز خیلی نظرات عجیب غریب داره. خصوصا بچه‌داری. حتی وقتایی که شهر خودشونه و تلفنی حرف می‌زنیمم باز میگه
هربار میاد خونه ما کارایی میکنه که کل تربیت منو داغون می‌کنه. مثلا از اول گیر داد تو باید بچه رو زیر سینه‌ت بخوابونی. اگه اینجوری نکنی مامان نیستی. همه مامانا اینجوری می‌کنن. الان پسرم جوری شده که حتی وسط مسجد روی زمین دراز می‌کشه میگه بیا شیرم بده. بیچاره شدم از دستش.
هی دنبال بچه می‌دوعه تا بهش غذا بده. به زحمت این عادتو از سر پسرم انداختم که یه جا بشینه بهش غذا بده.
یا مثلا یهو میگه چرا نمیبرینش بهداشت قد و وزنشو بگیرین؟ این بچه ویتامین نداره بهش بدین؟ غذا دارین توی خونه بهش بدین؟
الان از صبح هی وسیله‌هایی دست بچه داده که ما کلا توی خونه بهش نمی‌دیم. ما هم مجبور می‌شدیم از بچه بگیریم. پسر من از صبح همش داره گریه می‌کنه. دیگه عصبی شده و لج کرده
دارم دیوونه میشم از دست مامانم. شوهرمم خسته شده.
مامان دوتا فسقل 🐋🐬 مامان دوتا فسقل 🐋🐬 ۱۶ ماهگی