۱۱ پاسخ

اره اگه شوهرم میتونست نگه داره میرفتم

حتمااااا
شک نکن
اگه کمکی داری برو

من رفتم شوهرم خوب نمیتونه مراقب بچه باشه بیخیاله بهش غذا نمیده بخاطر همین پشیمون شدم

اره حتما اگر کسی هست که بچه رو نگه داره برو
بچه بالاخره بزرگ میشه ولی شما این همه درس خوندی حیف ایندت خونه نشینی باشه

بله من میرفتم حتی روحیه آدم عوض میشه

به نظرم الان بچه شما اوج وابستگی به مادر داره خیلی براش سخته هر روز نخواد ببینه مامانو اگه برات مقدوره بنظرم چند ماهه دیگه هم صبر کن

اگه شوهرت اجازه میده برو برا روحیت هم خوبه اینطور همه ۲۴ ساعته با بچه وخونه واقعا آدم کلافه میشه خسته وکوفته که هیج دستمزدی نداره

من میررررفتم حتمننن

ن من نمی‌رفتم

اگه شوهرت بچه رو نگه میداره برو، بچه رو باید پدر و مادر به کمک هم بزرگ کنن

برو عزیزم . باباش مواظبشه .دیگه پرستار هم لازم نداره از سه سالگی هم میتونی بفرستی مهد

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ سالگی
سلام خانومای با سیاست ازتون ی مشورت میخام
من شوهرم سه تا خواهر داره و یدونه پسر داداش نداره پدرو مادرش خیلی دوسش دارن با هم ی جا زندگی میکنیم پدر و مادرش شوهرمو نمیزارن بره سره کار سفید کاری ساختمان انجام میده تقریبا نزدیک دو ماه رفت ی شهر دیگه کار کرد اومد اونم با اسرار من الان برگشته نمیزارن دوباره بره کار حتی تو شهر خودمون میگن ما که بهت پول میدیم برای چی کار بری منم کلا اعصابم نمیکشه مرد تو خونه باشه هر روز خدا دعوا میکنم باهاش رفتم با احترام به مادرش هم گفتم که مثلا من لباس زیر لازم داشته باشم باید بیام از شما پول بگیریم برای وی نمیزارید آخه بره سرکار دارم روانی میشم بخدا ،بچه شیر خشک میخاد پوشک میخاد مثلا میرم به پدرش میگم اغاجون کارت و بده من برم برای ماهلین پوشک بگیرم میگه کهنه ببند یا میگم شیر خشک میگه چرا شیر خودت و ندادی کلا هم نمیزارن این بره کار هم پول آنچنانی نمیدن شوهرمم از خداشه دیگه سرکار نره بنظر من من چیکار کنم با اینا ازحرص دارم خفه میشم ؟؟
شیردهی###
مامان حسین🤍 مامان حسین🤍 ۱ سالگی
مدتها بعد زایمان خونه مامانم بودم
بعد رفتم خونه، به خاطر شرایط کلیه حسین که قبلا براتون تعریف کرده بودم خیلی تحت فشار بودم و یه مسائلی با شوهرم پیش اومد، خواهرم هم مهاجرت کرد، افسردگی گرفتم
نمی‌تونستم از بچه نگه‌داری کنم حتی امکان داشت ب خودم آسیب بزنم
برای همین رفتم خونه مامانم
(البته من نمی‌خواستم برم ، خدارو شکر که مامانم قانعم کرد و منو برد چون آدم که توی اون افسردگی هست متوجه نیست ک کارهاش غیرمنطقیه)
خلاصه بعد از دارو درمانی حالم خیلی بهتر شد
الان دلم میخواد برگردم خونه
هم می‌ترسم دوباره دچار افسردگی بشم
هک شما ک غریبه نیستید گشاد شدم😅
تصور اینکه تنها بچمو نگه دارم غذا درست کنم خونه تمیز کنم ببینم درد میاره😂
مامانم اینا هم شدید ب حسین وابسته هستن مخصوصا چون خواهرزاده هام دور شدن طاقت یک روز ندیدن حسین رو ندارن
ولی من دلم میخواد خونه هم برم
اینم بگم که شب ها خونه خودم هستم
شوهرم صبح می‌ره سرکار مارومیذاره خونه مامانم
شب برگشتنی از سرکار میاد دنبالمون...
شما بگید چیکار کنم؟؟؟؟


پوشک بچه داری فرزند پروری شیرخشک
حالا دوست دارم