مدتها بعد زایمان خونه مامانم بودم
بعد رفتم خونه، به خاطر شرایط کلیه حسین که قبلا براتون تعریف کرده بودم خیلی تحت فشار بودم و یه مسائلی با شوهرم پیش اومد، خواهرم هم مهاجرت کرد، افسردگی گرفتم
نمی‌تونستم از بچه نگه‌داری کنم حتی امکان داشت ب خودم آسیب بزنم
برای همین رفتم خونه مامانم
(البته من نمی‌خواستم برم ، خدارو شکر که مامانم قانعم کرد و منو برد چون آدم که توی اون افسردگی هست متوجه نیست ک کارهاش غیرمنطقیه)
خلاصه بعد از دارو درمانی حالم خیلی بهتر شد
الان دلم میخواد برگردم خونه
هم می‌ترسم دوباره دچار افسردگی بشم
هک شما ک غریبه نیستید گشاد شدم😅
تصور اینکه تنها بچمو نگه دارم غذا درست کنم خونه تمیز کنم ببینم درد میاره😂
مامانم اینا هم شدید ب حسین وابسته هستن مخصوصا چون خواهرزاده هام دور شدن طاقت یک روز ندیدن حسین رو ندارن
ولی من دلم میخواد خونه هم برم
اینم بگم که شب ها خونه خودم هستم
شوهرم صبح می‌ره سرکار مارومیذاره خونه مامانم
شب برگشتنی از سرکار میاد دنبالمون...
شما بگید چیکار کنم؟؟؟؟


پوشک بچه داری فرزند پروری شیرخشک
حالا دوست دارم

۶ پاسخ

من از نظر خودم و سختیایی که کشیدم تو طول بارداری و زایمان و بعدش به همه میگم تا جایی که میتونین ازینکه خانوادتون پیشتونن و کمکتونن لذت ببرین ، من چه موقع بارداری چه موقعیتای بعدش همش تو دعوا بودم ، همش شوهرم الکی پیله میکرد به مامانم و قهر میکردن این وسط من اگه میرفتم سمت مامانم شوهرم بامنم کلی بحث و دعوا میکرد ، برای همین همیشه دست تنها بودم ، حتی 10ذوز بود زایمان کرده بودم انقد اعصابمو خورد کردن که گفتم همه برن حتی نتونستم برم خونه مامانم ، از بعد 10 روز با وجودبخیه و خونریزیم همه کارا رو خودم کردم ، خیلی سخت بود ، منم مثه شما افسردگی گرفته بودم ، خیلی شدید شده بود، حتی تو اون موقعیتم تنها بودم، شوهرمم کارش شیفتیه و یه روز درمیون خونس ، واقعا له شدم تو این مدت برای همین هرکیو میبینم که حاملس میگم قشنگ ازینکه خانوادت پیشت باشن و کمکمت کنن لذت ببر چون هیچی تو مستقلی نیس به نظرم جز پیر شدن ،

دذ هرصورت باید برگردی

یاسمن 😍
خوشحالم که خوبی دختر❤️

سلاممممم
خوبییییی
عزیزم پیاما دیدم ببخشید دیر جواب دادم
گهواره بزور بالا میاره
و هر موقع هم سرم خلوت میشه ساعت ۱ میشه و من تایپیک میخونم یادم می‌ره فرداش جواب بدم
اعلانات هیچی نمیاد

شانسی چک کردم تورو دیدم اومدی
چ خوشحال شدم😍♥️

بابا کار منم همینه ایقد حال میده من شبا میام خونه صبح با امیرحسین میریم اگه یه روز نرم این بچه پدرمو در میاره
تازه من به پیشنهاد مامانم که گفت بچه اولتو من بزرگ میکنم یکی دیگه بیار الان باردارم سه ماهه ولی باید به مدت یکماه امتحانای خواهرام هست زیاد نرم بازم مامانم غذا میفرسته میاد لباسای امیرحسین هم میشوره تو کارای خونه هم کمکم میکنه قربونش برم بهترینه کارای بیرون هم با شوهرمه و بابام
خونوادم خیلی به امیرحسین وابستن امیرحسین هم که بیشتر به ابجیم میگه مامان بس دوسش داره

عزیزم خداروشکر که خوبی الان..ولی گاهی شما برو‌خونه بگو‌خونواده بیان پیشت هم از باب هزینها هم اینکه همو میبینین و تنوع میشه.

سوال های مرتبط

مامان وروجک مامان وروجک ۱ سالگی
بیاین به منه خر یکم سیاست یاد بدین🥲
با شوهرم ک بحثمون میشه یکم بعد میرم خ.ا*یه مالش😪
دلم نمیاد ناراحت ببینمش ولی اون برلش مهم نیست دیشب سر هیچ و پوچ اشکمو در اورد این فشاریم کرد که برای اوللللیییین بار زنگ زدم مامانم گفتم بیاد دنبالم بدون پسرم رفتم برای اولین بار خیلی روم فشار اورد
رفتم بعد ۲۰دقه ب مامانم زنگ زد بیاد بچه رو ببر گناه داره گریه میکنه
مامانمم گف خیلی ناراحته ارومش کنم میارمش باز بعد ۱۰دقه ب خودم زنگ زد ک بیا خونه گفتم نمیام گف من معذرت میخوام فقط بیا خونه
هیچی دیکع مامانم و مامان بزرگم گفتن برو سر سنگین باش باهاش
مامانم یک ادم ب شدت تندیع گفتم تو نمیخاد بیای خودم میرم
اونم گف بهش بگو تو خونم برا بچه خودم همیشه جا هست ولی من برای بچه مردم دیگه جا ندارم
شب قبلشم رفتم خونه مامانم نگفتم قهرم با پسرم رفتم‌ اصلا نگف تو چرا شب خونه نیومدی تو چرا رفتی
من خودم اصلا از این اخلاقا ندارم ک قهر کنم برم بیرون بخدا خیلی روم فشار اورد
واسه مامانش هنیشه وقت داره حالشم خوبه ب من ک میرسه وقت نداره مریضه......







پوشک پوشک.پسر بچه.بارداری.شیرخشک نان.سانستول زینک پلاس.وزن دهی.اسهال.یبوست.بی قراری.شیر شب
ختنه.بهداشت قطره