یه درد و دل
خانوما شما رابطتون با مامانتون چطوره؟
من شهر غیر از مامانم اینا زندگی میکنم. خب وقتی میاد یه مدت خودمون میمونه. هرررربارررر میاد کلی با هم دعوا داریم، چون مامانم توی همه چیز خیلی نظرات عجیب غریب داره. خصوصا بچه‌داری. حتی وقتایی که شهر خودشونه و تلفنی حرف می‌زنیمم باز میگه
هربار میاد خونه ما کارایی میکنه که کل تربیت منو داغون می‌کنه. مثلا از اول گیر داد تو باید بچه رو زیر سینه‌ت بخوابونی. اگه اینجوری نکنی مامان نیستی. همه مامانا اینجوری می‌کنن. الان پسرم جوری شده که حتی وسط مسجد روی زمین دراز می‌کشه میگه بیا شیرم بده. بیچاره شدم از دستش.
هی دنبال بچه می‌دوعه تا بهش غذا بده. به زحمت این عادتو از سر پسرم انداختم که یه جا بشینه بهش غذا بده.
یا مثلا یهو میگه چرا نمیبرینش بهداشت قد و وزنشو بگیرین؟ این بچه ویتامین نداره بهش بدین؟ غذا دارین توی خونه بهش بدین؟
الان از صبح هی وسیله‌هایی دست بچه داده که ما کلا توی خونه بهش نمی‌دیم. ما هم مجبور می‌شدیم از بچه بگیریم. پسر من از صبح همش داره گریه می‌کنه. دیگه عصبی شده و لج کرده
دارم دیوونه میشم از دست مامانم. شوهرمم خسته شده.

۴ پاسخ

مامانا همشون همینن والا من یادمه مامانم سر همه چی باهامون دعوا میکرد من الان یه اخم به نهال میکنم خون به پا میکنه که تو مادر نیستی تو فلانی تو بهمانی این بچه رو دیوونه میکنی میترسونیش ال و بل خیلی احساس با تجربگیشون میشه من خودم شیر خشکی بودم داداش بزرگم الان ۴۵ سالشه اونم شیر خشکی بوده بعد من که به بچم شیر خشک دادم همین مامانم بیشتر از مادر شوهرم بهم تیکه پروند خیلی ها و نه میکنه مامانم منم گاهی وقتا اصلا حوصلشو ندارم همشم با هم درگیریم

سعی کن خودت حد و مرز بزاری میدونم سخته. بگو من و پدرش با مشاور صحبت کردیم بهتره فلان کارو نکنیم. براش روشن کن که اول شما تصمیم میگیرید. بعضی حرفاشم اگه ضرری نداره بزار بگه. در کل سخته میفهممت

من کاملا درکت میکنم
منم با مامانم خیلی مشکل دارم
دوسش دارما ولی آنقدر اذیت میکنه که دوس دارم همش ازش فاصله بگیرم هرجا که هست نرم

وای چقدر شرایط سختی داری
حق داری واقعا کلافه کنندست

نمیدونه آدم چی بگه که مادرش هم ناراحت نشه

سوال های مرتبط

مامان جوجه طلایی مامان جوجه طلایی ۱۷ ماهگی
نمیدونم چرا مامانم اینقد حس ناکافی بودن بهم میده اخه چرا واقعا؟؟؟💔

بخاطر شغل شوهرم وقتایی که نیس مامانم شب میاد پیشمون‌پسرم به شدت وابسته مامانمه ومثلا مامانمو ببینه به من نمیاد اصن بغلشم کنم اینقد گریه میکنه نفسش میره😐 بعد مامانم کیف میکنه نمیدونم سواستفاده میکنه به روی بچه میخنده یا میره پیش همه میگه انگار نه انگار این مامانشه یا هرچی میشه میره به همه میگه کلا پسرم وقتی میبینتش خیلی پرخاشگری میکنه همش جیغ میزنه شبا اصن خوب نمیخوابه چون فکرش میمونه پیش مامانم نصف شبم بیدار میشه گریه میکنه تا بخوام شیر درست کنم مامانم از اونور داد میزنه بچه تا صداشو میکنه بدتر میکنه🙄 جالبش اینه وقتی با پسرم دوتایی هستیم‌اصن از اینکارا‌نمیکنه خیلی ارومه‌ دیشبم باز پسرم با گریه بیدار شده مامانم از اونور داد میزنه اومده بچرو برده پیش خودش کلیم حرف بار من کرده اعصبابمو خراب کرده الانم میگه‌میرم به همه میگم بچه داری بلد نیستی صبمون دعوامون شد😑😑 بخدا خسته شدم‌ دیگه بچه دستشوییم کنه میگه تقصیر توعه تا این حد دیگه😐 چیکار کنم اخه؟
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
مامانا قبول دارین یه قسمت از سختی بچه داری دخالتای بقیس؟؟
نورا پشتش زخم شده جوری که خون میاد.به خاطر آناناسه..قبلا ام خورده اینجوری شده ولی چاره نداشتم دوباره بهش دادم چون سه روز بود غذا نخورده بود فقط اینو دوست داشت دوبار خورد.
حالا به خاطر این ویروسه اسهالم شده تندتند پوشک کثیف میکنه تا میاد پماد روش بمونه دوباره باید تمیزش کنی اثر نمیکنه..امشب رفتیم خونه بابام اینا..مامانم با یه حالت عصبانی..اخه این بچه چرا اینجوری شده..پوشکش نکن بازش بزار تا خوب بشه..در صورتی که اطراف مقعدشه بین اونجا اصن ربط به پوشک نداره...بابام، باید بهش ویتامین آد بزنی..خواهرم ،از پماد دختر من بزن این بهتره..مامانم، وازلین باید بزنی تو گوش نمیدی...شوهرم، اینو بشور تند تند تا خوب بشه..اون یکی خواهرم اینو هی نشور آب به آب شده پاش خوب نمیشه...بهش لیمو شیرین بده..ماست بده..خاکشیر بده...بابااااا...من درد خودم کممه..بخدا دیگه اشکم دراومده بود..به حرف کی گوش بدم کیو راضی نگه دارم