تنها بمون در و قفل کن از چی میترسی
خوب نزار بیاد خونت .عجبا .حالا چون مادرت هست هر کار اشتباهی کنه ک حق باهاش نیست .آرامش خودتو بچت مهتر هست یا مادرت!
ببین پسر منم مامانمو خیلی دوس داره وقتی پیش مامانم باشه بهونه منو اصلاااااا نمیگیره یا حتی وقتی از دربیارم اصلا انگار ن انگار فقط با مامانم اینجوریه ولی خیلی به خودمم وابستی عین مامانم .
ولی مامانم از این موضوع به قول شما سو استفاده نمیکنه کاری نمیکنه اصلا ک من ناراحت شم و منم برام مهم نیست که پسرم خیلی با مامانم خوبه.
توام خیلی حساسیت نشون نده بگو اشکال ندارع که مامان توام مامان منی منو بزرگ کردی پسرمم حق داره وابسته تو باشه
چرا مثلا وابسته مادر شوهرم نیست
واقعیته من پسرم اصلاااااا پیش مادرشوهرش نمیمونه
مادرشوهر من دقیقا همینه😂
مامان منم همین ولی خب یه ورژن مهربون تر از این ک دخترم بغلش بمون بغل من نیاد خوشحال میش هیچ کار منم ب دلش نیس فقط کار خودش خوبه
مامانم منم همینه عین الان که مادرشوهرم رفتن مسافرت تا شوهرم شیفته باشه باید برم خونه اش یا خودش میاد وسواس تمیزی داره همش گیر میده نمیزاره من تنها هم بودم
من از خدامه وابسته مامانم بشه
من ده روز اول زایمان مامانم پیشم بود اینقدر بهم سخت گذشت که حال توضیح داد ندارم فقط هر شب گریه میکردم از دستش چند بار دعوام کرد چرا با سر و صدا ظرف میشوری چرا اخلاق نداری چرا فلان تازه سزارینم بودم
شب که بچه بیدار میشد میومد بالا سرم غر میزد که آره شوهرت فلانه چای تو از پس این بچه بر نمیای وای تو اینو نمیتونی بزرگ کنی
بابام میومد سر میزد پشت سر بابام گریه میکرد اصلا یه وضعی بود هنوز بهش فکر میکنم حالم بد میشه داداشم ۷ سالشه وقتی زایمان کرد مامانم من بچه بچه بودم عین پروانه دورش چرخیدم نداشتم آب تو دلش تکون بخوره چند مدل غذا درست میکردم خونه مرتب میکردم بعد اون روزی که یارا از بیمارستان مرخص شد زنگ زدم گفتم دارم میام ناهار چی گذاشتی گشنمه و فلان خونه خودشون تو شهر ما نیست اومده بود پیش من گفت من حوصلم سر فت اومدم خونه داداشم شب میام تصور کنننن همه اون روز دورشون شلوغ اسفند قربونی فلان بعد من اومدم خونه پیتزا سفارش دادم🙂
عزیزم منم همسرم تایمایی شبا نیست خودمون تنها میخابیم خیلی راحترم از اینک کسی بخاد بیاد پیشم
وا عزیزم
خب تنها باش
اصلا رفتار مادرت درست نیست یکم از خودت دفاع کن
بگو نمیخوام بیای خودم از پس خودم برمیام
دقیقا مامان منم همینه همش میگه چرا پس وقتی اینجاس گریه نمیکنه چرا تنهایین زنگ میزنم همش صدای جیغ و گریه ش میاد 😮💨
میگم اره کتکش میزنم چون چی میگیییی
دیوونم میکنه دقیقا 😂ولی من انقد اهمیت نمیدم ناراحت نمیشم
اگه خیلیییی اذیتی رک بگو مامان دیگه نمیخواد بیای شبا من نمیترسم تنهایی
ی شب ک شوهرت شیفته ،ب مادرت بگو خونه است ،ولی به شوهرت بگومیخای این کارو کنی
زنجیره ی اشتباه روقطع کن خودتو راحت کن
حالا همه اینا که گفتی مادرشوهر من اینجوریه،،،همش میگه فقط خودم نزایدمش،والا همه چیش با خودمه،حالا شاید در روز ۲ساعت دستش باشه هااا
عزیزم این ک طبیعیه خواهرزاده های منم عاشق مامانمم هرکاربدیم بکنن حرف بد بزنن شلوغ کاری میگه فداسرشون خواهرم بابچه هاش دعوا کن مامانم با خواهرم دعوامیکنه ناز بچه هارومیکشه اوناهم بدترمیشن
تنها بمون بابا حوصله داری
الکی بگو مثلاامشب دوستم میادپیشم ولی به شوهرت راستشو بگو
سخت نگیر بابا یه دورس وابستگیش الان دلارز تنها کسی که به من ترجیح میده خوارم اونو میبینه پیش من نمیاد من انقد کیف میکنم😍😍
انگا همه مامانا رسالتشون همینه مامان منم همش دنبال سرزنش کردن منه تو بچه داری نه فقط من با خواهرامم همینه شاید چون ما بچشونیم فک میکنن ناراحت نمیشیم من از تنها کسی که بهم گیر بده ناراحت نمیشم مامانم هرکس دیگه بهم گیر بده سر دلارز پارش میکنم😂😂😂
عزیزم بچها به شدت باهوشن سو استفاده مبکنه که به خواستش برسه به نظرم نزار مامانت بیاد تنها بمون میدونم سختهاااا ولی این رویه هرچی پسرت بزرگ تر شه بدتر میشه
نظر من اینه ادم حتی اگه بدنش خسته بشه بهتر از اینه که از نظر روحی همش تحت فشار باشه سعی کن کم کم کمترش کنی رفت و اومد رو شاید اینجوری خودشون هم متوجه بشن و خودت بیشتر زمان بگذرونی با بچت
خب تنها باشی! ب نظرم اصلا تا دیرتر نشده یک بار برای همیشه این موضوع رو تمومش کن و ب مامانت بگو دیگ نیاد شبا پیشت، اینجوری شک نکن هم اعصاب خودت راحت تره هم تربیت بچت بهتر میشه، نیکی هم وقتی خواهرامو میبینه دقیقا همینجوریه میچسبه بهشون دیگ اصلااااا سمت من نمیاد ولی خب ما در طول روز یکی دو ساعت میریم پیششون و اصلا هم باهم این مشکلاتو نداریم. ولی تو اصلا نذار چنین مسایل پیش پا افتاده ای روانتو بهم بریزه
مثل مامان من اخرشم دعوامون شد🫢 بعدش بازم خواست بیاد نذاشتم دیگه...تا میومدم بخوابونم هعی حرف بارم میکرد تیکه مینداخت عصبیم میکرد
عزیزم تنها باش دیگ بدون رودربایسی بهش بگو ک میخام تنها باشم و نیاز نیست خودتو ب زحمت بندازی شاید اول ناراحا شه بعد عادی میشه براش
خب مامانت نیاد پیشتون خودتون تنهایی بخوابین
والا من شغل شوهرم یجوریه ۱۲ شب میره ۵ غروب یا حتی ۸ شب فرداش میاد از چی میترسی تنها بمونی حداقلش اینطوری اعصابت آرومه چه کاریه خب دختر خودت عذاب میدی در قفل کن بخواب
خوب دوستش داره عزیزم عزیزم به دل نگی مادره دگه
عزیزم مامان منم همینطوره.....
خوبه كه به مادر خودت وابستس
فك كن به مادرشوهرت وابسته بود خودتم باهاش مشكل داشتي😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.