۸ پاسخ

وااای خدا نکنه بچه ای لجباز باشه،بچه ی دومم اینطور بود الان نه سالشه همچنان باهاش چالش دارم،خدا صبرت بده،ولی تو روخدا جلو بچه نزنی خودتو اینم یاد میگیره دردسرش برا خودت بیشتر میشه

منم چالشم دقیقا پسرم سه سالشه و واقعا کم بیارم دعواشو میکنم میبینم بدتر داره یاد میگیره ازم😭😭😭😭

شما داری دیونه میشی ما شدیم رفت

پا هم همین بساط داریم . تازه حاملم هستم🥲🥺

چقد سه سالگی پرازچالشه

همه اینایی که گفتی ماهم داریم.الانم داره یه سره میگه بریم بیرون
منم هرروز میزنم تو سر خودم گریه میکنم.روزا هم نمیخوابه یه لحظه آرامش داشته باشم🥲
تازه من هفته دیگه داره برام مهمون میاد عزا گرفتم بااین بچه🤕

منم ازدست دخترم دارم دیوانه میشم تو این سن بهانه میگیرن

اره بچه انقدر نق نقو داد و بیداد طبیعیه شما با یکی داری خودتو عصبی میکنی دوقلوهای من همسن بچه شماست همینن میخوابن غر بیدارشن جیغ غذا بخوان داد و بیداد حتی اب خوردن چیه داد خلاصه حس میکنم دوره طبیعی دارن همش باهم دعوا بزن بزن
بله فقط بچه شما نیست عزیزم

سوال های مرتبط

مامان آرتیا مامان آرتیا ۳ سالگی
سلام مامانا
من حالم خوب نیس تازگیا خیلی عصبی شدم گاهی سر پسرم داد میزنم کم میارم نمیتونم خودمو ببخشم منکه خیلی صبور بودم ب همه چی اعصابم میکشید ب همه چی حوصله داشتم
الان هیچی ب اسم اعصاب تو من نیستش 😖
سعی خودمو میکنم با پسرم راه بیام آخرشم نمیتونم
دوره سنی که همه چیو میگه خودم انجام بدم
درو باز میکنم میبنده دوباره خودش باز می‌کنه 😖😑
آشپزی میکنم میگه من باید هم بزنم غذا و 🫠
و و و خیلی چیزای دیگ
راه حلی چیزی دارین؟؟
مشاوره بهم معرفی کنین ،🥲
از هرچی بچه ای دیگ خوشم نمیاد
سر آرتیا خیلی اذیت شدم از روزی که بدنیا اومده از نوزادهای دیگ سخت تر بود الآنم ک بزرگتر شده لجباز شده نمی‌دونم تنها آرتیا اینطوریه یا همه بچه ها
یکیم اینکه دخالت اطرافیانم هم بی تاثیر نیس 😑🫡
یکی میگه چرا لاغره
یکی میگه چرا شلوغه
یکی میگه چقد حرف می‌زنه🥺
بدبختی هم اینکه تو یه ساختمون با قوم الظالمین یجا زندگی میکنم 🫣
خیلی همه چی به فشار آورده و سخت میگذره بهم
توروخدا راه حل بزارین جلو پام
مامان آوینا مامان آوینا ۳ سالگی
حالم از خودم و زندگیم و شوهرم و همه بهم میخوره
از ۸ صبح این بچه بیدار. میشه تا ۹ و ۱۰ شب
روزا بلند شده پدرم درمیاد غذا نمیخوره یا دائم در حال بدو بدو ام پشت سرش برا یه قاشق که اونم موفق نمیشم یا دارم میچرخونمش پارک تو کوچه تو حیاط و... دلم پر بود ب شوهرم گفتم دلم انقد گرفته یهو پرید بهم بسه دیگه بچه وظیفته خیلی کاری نکردی ی ساعت که میان خونه همش غر میزنی نزاشت اصلا حرف بزنم اومدم شام بدم دخترم نخورد دعواش کردم رفته زنگ زده مامانم میگه مامانجون مامانم منو دعوا میکنه (مامانم خیلی بشدت رو اوبنا حساسه میگه حتی کسی نگه بالا چشمش ابروعه)اونم هیچ نپرسیده که چرا سریع میگه اون مامان نیست که تو داری همش یا دعوات میکنه یا هی یه چیزی بهت میگه
ای خدا چرا هیشکی منو درک نمیکنه چرا یکی نمیگه بیا بشین درد و دل کن دلم ترکید از بی کسی دلم ترکید از این همه مسئولیت دلم ترکید از بی پولی دلم ترکید از اینکه هرکاری خواستم کنم پول نداشتیم
دردام به کی بگم دیگه


فرزند پروری پوشک مای بیبی ویروس بچه شیر شیرخشک پی پی ویروس بچه کولیک گریه