۸ پاسخ

قطعا وقتی ب دنیا میاد تازه چالشات شروع میش 😉

همش سخته بنظرم
من با یدونه بچه حس میکنم‌گاهی کم میارم

هر کدوم چالش های خودش داره

عزیزم خدابهت قوت وتوان میده توکل کن به خودش،وای چقدسخت تهوع دیکه بدترین ان شاالله کلاتهوعت ازبین بره اوووف خیلی بده

کمکی داری؟

نمیخوام حرف منفی بزنم ولی خب زایمان کنی یه چندماهی داغونی تابیفتی رو روال .فضول های اطرافم که دیگه نگم برات.من پسرم ۱۸ماهه نشده بوددخترم دنیا اومد رسماً پاره بودم وهستم.یه دستشویی نمیتونستم برم چون پسرم میزد دخترمو میخواست بکشه ببره بازی کنه شب ها دخترمومیخوابوندم مبل رو میکشیدم جلودراتاق تاپسرم نتونه بره من میرفتم کارامومیکردم نهارفردامو میذاشتم .الان هردوباهام میان دستشویی ولی خب دیگه نمیزنه خیلی کم شده ..چندماه اول برا ت سخته.من شوهرم خدایی کمک میکنه مثلا بدش میادغذابده بچه ها ولی خب ظرف میشوره من زیادکارداشته باشم

عزیزم منم الا دخترم دقیق یک سالوهشت ماهشه دوماه دیگه زایمان میکنم برام دعا کنید

خدا قوت میده صبر بیشتری میده امیدوارم کمکی داشته باشی گلم خب سخت هست اونموقع که دنیا بیاد سخت تر الانم استراحت کن بیشتز فردام بیزون نرو خسوف ماه

سوال های مرتبط

مامان Ana مامان Ana ۱ سالگی
من دخترمو چند روزه از شیر گرفتم چون شبا بیش از حد شیر میخورد تا صبح ده بار بیدار می‌شد هر دفعه ام یک ساعت بیشتر شیر میخورد انقد که دیگه تپش قلب می‌گرفتم حالم بد میشد روزا هم مدام چسبیده به من بود خلاصه یه شب انقد اذیتم کرد که دیگه تصمیمو گرفتم و از شیر گرفتمش ولی خوب خیلی عذاب وجدان داشتم و دارم... بعد دیروز مادرشوهرم سر صبح اومد خونه ما ،ما داشتیم صبحونه می‌خوردیم یهویی شروع کرد به حرف زدن که چرا بچه رو از شیر گرفتی شیر سوزش کردی هنوز سنش کمه باید تا دوسالگی می‌دادی مادری نکردی براش بعد دخترم اومد که بیاد رو پاهای من بشینه رو به دخترم میگفت نرو بغل مامانت ، مامانت به تو شیر نداده برات مادری نکرده... منم فقط اخمامو کشیدم تو هم خودمو خیلی کنترل کردم که بهش بی احترامی نکنم ولی الان خیلی پشیمونم که جوابشو ندادم از دیروز هم مدام حرفاش میاد تو ذهنم و گریم میگیره جدای از عذاب وجدان ازین حرص میخورم که اصن به اون چه ربطی داره واقعا کاش جوابشو میدادم که الان انقد خودخوری نمی‌کردم 💔💔