۱۲ پاسخ

الهی عزیزم همین یه بچه داری خدا حفظش کنه

خداروشکرکه مهرومحبت پسرتون به خودتون رفته
وبه همسرتون ومادرش نرفته 🤗
الان خوبید؟بهترید؟🥰

ای جااانم خداحفظش کنه😘

الهی عزیزممممم
همسر منم هر موقع میاد شونه هامو ماساژ میده چون گرفتگی دارم درد میگیره وآخ اوخ میگم پسرم سریع میاد باباشو هر میده میگه نکن بولووو یعنی برو 😄

ای جانم
کلی کیف کردم انشالله عروست دعاگوته بابت این شیرپسر

ای جان کلی کیف کردم
پسرمنم میگه مامان چیطولی مامان حالیت خوبه مامان عاشگتم مامان دوست دارم
البته بعدش ازدماغم میکشه بیرون کلی شیطونی میکنه ومنومیزنه اگه بهش چیزی روکه میخوادندم

ای جاااانم خدا حفظش کنه خوبه این بچه ها هستن که هوامونو داشته باشن همسرمن که دیگه جرات نداره تو خونه صداشو ببره بالا سریع میگه چرا مامان منو اذیت میکنی مامان ناراحت میشه

ای خدا 🥹🥹🥹شوهر منم خیلی بیخیال

ای خدا همشون با محبتن
دلسا هم تو روز میخواد یه حالی به من بده میاد میگه مامان کاری داری برات انجام بدم میخوای جایی رو برات تمیز کنم میگه میخوای بپرم برم مغازه برات چیزی بخرم

خدا حفظش كنه ❤️ ميگم مهرسام مشكل تاخير گفتارش حل شد؟ اينطور كه ميگي ماشالا خيلي خوب داره جمله ميگه آفرين

ماشالله بش خداروشکر پسرمنم چیزیم بشه اینجور کارا میکنه خداحفظشون کنه

الهیی قربونش
خدا نگهدارش باشه😍😍

سوال های مرتبط

مامان شایان مامان شایان ۲ سالگی
#فرزند پروری # فرزند پروری#پسر بچه# دختر بچه # فرزند پروری

بچه ها میخوام اتفاقی ک دیروز از سر گذروندم رو بهتون بگم فقط خدا رحم کرد امیدوارم شما هم هواستون جمع هرچند میدونم خودتون عاقلید دیروز پسرمو بردم پارک بعد یه خانم ک رو بنده زده بود با یه دختر بچه تقریبا پنج ساله اومدن نشستن رو صندلی من همیشه در هر حالی کنار شایان هستنم میتونه ازسر سره برا بالا تاب بازی کنه ولی خب نزدیکشم ک هواسم بش باشه خلاصع خانما رو بندشو زد بالا اومد نزدیک منو شروع کرد حرف زدن بچشم داشت بازی مسکرد حالا نمیدونم بچش یود یا ن خلاصه دختره بعد چند دیقه گفت مامان دلم درده مامانش گفت بیا بشین بکم بهت اب بدم من اب شایان یادم رفته بود بیارم یهو شایان گفت مامان اب بده گفتم خب بیا بریم سوپر مارکت برات بخرم خانمخ اصراررر ک ن بیا از ابن اب بخوره گفتم ن عزیزم نمیتونی اب دهنی ب پسرم بدم غیر بهداشتی گفت خب من می مونم پیش بچه ها تو برو برا بچت اب بخر بیا:/ شاخکام پرید گفتم ن ممنون باپسرم میریم میخرم مبایم دوبازه گفت ن چرا انقد اصرار میکنی برو بخر هواسم بشون هس من یه لحظه مشکوک شدم گفتم ن ممنون یه پرایدم اون ورتمون واستاده بود دوتا اقا داخلش بودن هی نگا خانمه میکردن خلاصه من تا خواستم برم خانمه دسم گرفت یه لحظه انگار با تهکم گفت خب گناه دازه بچه کجا گرما میبریش ای همه راه بعد دید تجب کردم لحنش مهربون کرد گفت ن خب گفتم گناه داره گفتم ول کن دستمو ببینم برو کنار سریع رفتم خیابونم شلوغ شد دیگه ترفتم سوپر مارکت سریع رفتم خونه واقعا ترسیدم خواهش میکنم به هیییچ کس اعتمادی نکنید پچتون دست هیچکس نسپارید من میگم اصلا اون قصدی نداشت ولی این همه اصرارش منو ب شک انداخت خلاصه هواستون باشه
مامان یاسین کوچولو مامان یاسین کوچولو ۲ سالگی
یه اتفاق عجیب افتاده برام
من پنجشنبه یه هفته تاخیری داشتم بی بی چک زدم مثبت بود یکشنبه ازمایش دادم مثبت بود امروز رفتم سونوگرافی
دیروز که رفتم بنویسه دکتر برام گفت سونو چی میخای گفتم سونو بارداری گفت چندماهی گفتم اولش فکر کنم ۳ ۴ هفتمه میخام برم ببینم چمد هفتمه
گفت یدفعه صبر میکردی قلبش تشکیل بشه بد میرفتی گفتم نه الان برم بهتره ببینم چمد هفته و اینا
امروز از ۸ نوبت داشتم رفتم سونو خلاصه تا ۹ طول کشید نوبتم شد رفتم گفت توده چربی شکمت زیاده قلبش دیده نمیشه گفتم الانکه زوده برای قلب گفت نه زود نیست قلب ۶ هفته تشکیل میشه گفتم خب مگه من چند هفتمه گفت لان ۸ هفتته🤔🤔 بهش گفتم من ماهه پیش پریود شدم قبلشم بی بی زدم منفی بود گفت اینی که من اینجا دارم میبینم ۷ هفته ۵ روزه گفت واژینال انجام بدم که اگر قلب داشت ببینیم اگرم نداشت ببینی نداره اولش خیلی شک داشتم بدش گفتم انجام بده انجام داد گفت قلب داره همه چیش نرماله
هنوز تو شکم ماهه پیش بی بی و پریودی و الان ۴ روزه فهمیدم حامله ام گفتم ۳ هفتمه حتما ولی الان گفت نزدیک ۲ ماهته و قلبم داره🫤