زایمان طبیعی پارت ۷
وزن نی نی من ۲ ۳۴۰ بود خدارو شکر هیچ مشکلی نداشت شب ده زایمان کردم صبح ده مرخص شدم
میدونین خانما جالبش کجا بود اینکه من داشتم میزاییدم همسرم و مادر شوهرم پشت در نمیدونستن منم و مادر شوهرم گفته بوده که خوشبحالش این کیه زایید رفت 🤣بعد که مبرن میگن بیاین لباس بچرو تنش کنید میگه مگه عروسم زایید
و اینم بگم بهتون واقعا طبیعی خوبه دردتون رو تو خونه بکشین تو خونه راحتره به خودتون سخت نگیرین تحمل داشته باشین من که تو راه میرفتم بیمارستان همش اینو میگفتم خدا میشه اینم تموم شه اونقدرا سخت بود ولی گذشت همه چی اینجوریه اگه ازم بدست سخت ترین روز زندگیت میگم روز زایمان دقیقه های زایمان ولی بعدش دیگه هیچی نمیدونی بخیه هات یکم درد میگیره اونم باید تحمل کنی و اینکه لا شیاف خیلی خوب میشی اصلا حس نمیکنی زاییدی برای من سخت بود ولی قابل تحمل من زایمان راحتی داشتم هر کی می‌شنید تعجب میکرد که تو عرض ۵ دقیقه بچم دنیا اومد من ۹ و ۴۰ خودمو بیمارستان رسوندم ساعت ۱۰ شب ۶/۵زایمان کردم
انشالله هرکی چشم انتظاره خدا نصیبش کنه این لحظات سخت و شیرین زندگیرو من برای تک تک شماها آرزو میکنم نی نی هاتونو به سلامتی بغل بگیرین و زایمان راحتی داشته باشین
اینم از تجربم هر سوالی داشتین من در خدمتم🥰

۹ پاسخ

برا منم دعا کن عزیزم خوش زا باشم بتونم دردهارو تحمل کنم😍🥺

عزیزم بسلامتی برای منم دعا کن مصه شما آسون باشم🥺 الان تو ۳۹هفته زایمان کردی یا ۳۷؟

عزیزم ورزشم انجام میدادی برای زایمان یا پیاده روی مثلا تحرکم داشتی؟

عزیزم وزنتو میگی؟واینک از کی ورزش شرو کردی ؟
دمنوشی چیز خاصی میخوردی؟ک دهانه رحمت تواون هفته بازشد؟
منم دلم میخاد زود بازشه همش میترسم باز نشه کار ب امپول فشار و اینا خدایی نکرده برسه
کلا اگ اینمدت روتین خاصی داشتی ک راحت زایمان کردی رو ممنون میشم بگی🩵

مبارکت باشه

دعا کن منم زودتر زایمان کنم دیگ خسته شدم شوهرم هر م ب دقیقه میگه چرا زایمان نمیکنی تو

خوش زا بودی عزیزم مبارکههه

خداروشکر که راحت بوده برات عزیزم من هنوز،تکلیفم مشخص نیست که طبیعی یا سز،بچه اول طبیعی بودم این با ماهست دلم میخاد بچرخه طبیعی بشم ..بازم میگم هرچی قسمتم باشه

وزن نی نی ۲ کیلو و ۳۴۰ گرم بود

سوال های مرتبط

مامان پرنسا 🩷🌸 مامان پرنسا 🩷🌸 ۲ ماهگی
خانما خیلی ممنونم بابت تبریک های که گفتید و نشد جواب بدم
از زایمانم خلاصش رو میگم من فشارم بالا بود رفتم بیمارستان دیشب معاینه کرد گفت سه سانت باز شدی بستری کردن به ماما همراهم زنگ زدن اومد باز معاینه کردن 5 سانت شدم کلی ورزش با ماما همراهم انجام دادیم تا 7 سانت قابل تحمل بود برام ولی بعدش خیلی سخت شد واقعا از ساعت 11 شب رفتم تو فاز فعال زایمان یعنی درد شدید میگرفت تا 2:20 شب که زایمان کردم خیلی خوب بود واقعا اصلا سخت نبود مثل زایمان اولم من زایمان اولم مرگ رو با چشام دیدم ولی این زایمان کلا فرق میکرد البته به لطفه ماما همراهم دیگه زایمان کردم ولی به خونریزی شدید افتادم هرکاری میکردن خوب نمیشد دکترا ترسیده بودن انقدر شکمم رو فشار دادن یعنی کرتاژ دستی شدم خیلی اون لحظه سخت بود
ولی در کل الان خوبیم دخترمم 37هفته 3 روز بود با وزن 2600 سالم بود دیگه خدارو شکر بعد بیمارستانش هم واقعا عالی بود سوم شعبان اینم از تجربه زایمانم انشاالله همه خانمای باردار به سلامتی زایمان کنن
مامان بردیا مامان بردیا ۶ ماهگی
تجربه زایمان سزارین پارت سوم
در عرض ۳۰ ثانیه بدنم گرم شد و بی حس شدم و کارشون رو شروع کردن من ساعت ده و ربع وارد اتاق عمل شدم و ده و بیست و دو دقیقه بچم به دنیا اومد و ساعت ده و چهل و پنج دقیقه بردن ریکاوری و تو ریکاوری متخصص بیهوشی برام پمپ درد وصل کرد و همون تایم بی حسی ماساژ رحمی دادن که من دردی حس نکردم و تا ۲۴ ساعت بعد عمل سوند بهم وصل بود و اولین راه رفتنم خیلی سخت نبود و خدارو شکر از زایمانم خیلی راضی بودم و اینکه فسقلی من تو ۳۷ هفته و ۶ روز به دنیا اومد و چون آمپول ریه نزده بودم و روز زایمان زدم احتمال میدادن که بچه بره تو دستگاه اما خدارو شکر احتیاج به دستگاه نشد و بچم کامل بود
پیشنهادم اینه که حتما پمپ درد بگیرید دردتون رو به صفر می‌رسونه
اینم از تجربه سزارین من🙃 هر کسی حق انتخاب داره و به نظرم با توجه به شرایط باید انتخاب کنی‌
من اگر بازم برگردم به عقب قطعا زایمان سزارین رو انتخاب می کنم برای همه آرزوی سلامتی دارم و امیدوارم زایمان راحتی داشته باشید و کوچولو هاتون رو صحیح و سالم بغل بگیرید 🫂❤️
مامان نــــورا🦋 مامان نــــورا🦋 ۲ ماهگی
سلام مامانا میخام از تجربه زایمان طبیعیم بگم شاید بدردتون بخوره
اول این که برای زایمان طبیعی به بدنتون نگاه کنید باید خیلی بدن قوی و آماده ایی داشته باشین
من روز زایمانم ساعت ۷ صبح بیدار شدم خیلی ترشح های زرد داشتم همراه کمر درد تا ساعت ۱۲ ظهر ترشحات خیلی زیاد شد و غیر قابل کنترل بود و همچنان تنها دردم کمر درد بود رفتم مطب پیش دکترم گفت کیسه آبت پاره شده و چهار سانت دهانه رحمت بازه فوری برو بیمارستان و بستری شو منم الان میرم بیمارستان ساعت ۵ رفتم بیمارستان هفت سانت شدم و دردام قابل تحمل بود تو بیمارستان کلی ورزش انجام دادم پوزیشن های مختلف وقتی نه سانت شدم همه چی آماده کردن برا زایمان برام گاز انتونوکس وصل کردن با این که شنیده بودم خیلی کمک میکنه برای زایمان ولی هیچ تاثییری نداشت برا من امپول ایپیدورال خوب بود وقتی بخیه زدن اصن هیچی حس نکردم ولی با این همه چیز میزا خیلی خیلی زایمان ترسناکی بود ولی تنها خوبی زایمان طبیعی این که بعد عمل سرپایی ولی بازم به کسی پیشنهاد طبیعی نمیکنم چون خودم خیلی اذیت شدم 🥲💔