۶ پاسخ

پسرمن به تخم مرغ میگه ننش باباش😂😂😂

خوبه تخم مرغ میخواد پسر مم فراریه قابلمه میاره میگه بزار روباز پیس کن مم بخورم یا ماکروفر نشکن میده میگه به به

دخترمنم اینکارو میکنه😑

وای عزیزم 😍 دخترم به تخم مرغ میگه بِطقو با😐 هربارمیگه چقدرمیخندم

ای ننه جان 😍😍

عزیزمممم نوشه جونش🩷🩷🩷🩷

سوال های مرتبط

مامان ملیکا 🌛❤️ مامان ملیکا 🌛❤️ ۲ سالگی
ببخشید یکم غر دارم اگر اعصاب و حوصله ندارین رد کنید 🙏👌

واقعا دیگه خسته شدم از وضعیت خواب این بچه تا ساعت ۳ صبح بیداره
۳ میخوابه باز ۶ بیداره
اونم باید روماپام باشه دیگه گردن و کمر پا نمونده برام
شیر که نمیخوره
غذا که نمیخوره
درست که نمیخوابه
از دیوار راست هم میره بالا
هرکی میبینش میگه بچت میخواسته پسر بشه دختر شده از بس فضوله
امروز صبح هم که با جیغ و گریه ساعت ۶ بیدار شده خانم که سوخته پاهاش از صبح فقد گریه میکنه و جیغ میزنه و تو بغله که راهش ببرم
وسط این همه بدبختی رفتم از تو کمد رختخواب هاشو بیارم دیدم کمد باز نم زده رختخواب هام همه خیس و کپک زده
همه رخت خواب هام نو حتی یک بار هم استفاده نشده تو این ۴ سال😑😑😑
۴ ماهه پیش این اتفاق افتاد ولی بهتر بود همه رو بازکردم شستم اونموقع هرچی به همسر گفتم برو فوم بگیر فوم بزن لج کرد پلاستیک زد این چندوقت هم بارندگی زیاد بود عرق کرده خیس شده این اتفاق افتاده 🤐🫡
باز همه رو باز کن بزار بشور رخت خواب ها هم وسط اتاق تا خشک بشه اقا فوم بزنه😅
خونم بازار شام همسرم امروز میگه خونه رو تو این چهار سال
(بقیه تایپیک اینجا جا نشد )
مامان مسیحا مامان مسیحا ۲ سالگی
سلام مامانا
بلاخره منم وارد پروسه شیر گرفتن شدم😢
شیر گرفتن واسم عذاب بود و یه غول درست کرده بودم تو ذهنم
خلاصه که از امروز صبح که بیدار شدم به سینم چسب زخم زدم مسیحا چشماشو باز کرد گفت مامان می می نشونش دادم گفتم ببین اوف شده
تو چشام نگاه کرد بغضی شد ولی چیزی نگفت
بردمش سر یخچال گفت به به واسش شیر محلی از قبل جوشیده رو یکم گرم کردم داخلش کمی عسل ریختم دادم بخوره کم خورد تخم مرغ آب پز کردم دوتا کامل با کره خورد
بعد که رفتم سرکار (تولید کننده لباس هستم که در کنار خانواده باهم مشغولیم،منو دوتا خواهرام و مامانم و همسرم) اونجا دیگه خواهرامو مامانم مراقبش بودن زیاد بهونه نگرفت
ظهر از خواب بیدار شد نق زد باز سینم. نشون دادم گفتم اوف شده باز چیزی نگفت سرشو‌آروم گذاشت روسینم😓مامانم براش آب هندونه درست کرد اونو یه لیوان کامل خورد بعد براش خواهرم کیک هویج گردو درست کرد یه اسلایس هم از اون خورد
الانم اومدیم خونه یکم بهونه می می رو گرفت به دخترم سپردمش با اسباب بازیای جدیدش بازی کنه باهاش تا به کارام برسم
مسیحا شیر شب زیاد میخورد اذیت بودم دل و زدم به دریا و گرفتم بلاخره
خدا امشبو بخیر کنه فقط😭
عکس هم مال صبحه که کوچه‌ مامانم اینا یکم بازیش دادم با خواهرش🫠
مامان سپهر مامان سپهر ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن‌.
من شیر روز سپهر رو تو ۱۵ ماهگی طی یه هفته قطع کردم ،چون خوب غذا نمی‌خورد و بعد قطع شیر روز
اشتهاش خیلی بهتر شد.
۱۱ روز پیش شروع کردم برای قطع شیر شب.
سپهر شبا قبل خواب باید شیر می‌خورد و یبارم حدود ساعت ۴ ۵ صبح.
شب اول و دوم اذیت نشد
ولی شب سوم یه ساعتی گریه کرد
بی قراریش هم بیشتر به خاطر این بود که بیدار نمیشد
بعد اینکه بیدار شد یکم کره با نون خورد
یکم بستنی
بعدش یکم با گوشی سرگرم کردم و خوابید
اما چند بار بیدار شد و باز گریه و ما شب سوم رو به سختی گذروندیم.
شبای بعد طوری تنظیم میکردیم که قبل خواب حتما چیزی بخوره و غذاهاش هم در طول روز نفاخ نباشه که شب تو خواب اذیتش کنه ..
چند شب بیدار شد و درخواست تخم مرغ کرد
منم پختم و خورد و خوب خوابید
الان چند شبه که قبل خواب درخواست تخم مرغ میکنه و میپزم میخوره و تا صبح خوب میخوابه ..
شب سوم که اذیت شد همسرم طاقت نمیاورد میگفت شیر بده ولی من مقاومت کردم ..
از اون روزی که قطع شده
هم خوش اشتهاتر شده و هم دستشویی رفتنش نظم خوبی گرفته و امیدوار شدم بتونم طی چند ماه اگه به همین نظم بود از پوشک هم بگیرم .