۱۸ پاسخ

خونه ام شبیه سمساریه افتضاح ؛ داغون ؛ کثیف ؛ روزی یه وعده فقط میتونم غذا درست کنم اونم چون دخترم واینمیسه خیلی خوب همیشه درنمیاد ؛ عجله میکنم ؛ دسشویی خوب نمیتونم برم میاد جیغ و داد ؛ همیشه مثانه ام تحت فشاره ؛ غذای خوب نمیتونم ؛ همش باید مواظبش باشم وسایل سفره رو نریزه تو هم ؛ با بدختی بهش غذا میدم کل خونه رو باهاش متر میکنم به سختی شبا میخابه ؛ اما زندگیمه ؛ دلیل خنده هامه ؛ گاهی عصبانی میشم داد میکشم پشیمون میشم کاشکی داد نمیزدم ؛ اینا رو گفتم بدونی تنها نیستی عزیزم ؛ ما مادرا باید صبوری یاد بگیریم خیلیییییییییییییی سخته خیلییییی ؛ پاره شدم من

شربت نده بهش بدتر بهم میریزه خوابش،باهاش بازی کن خستش کن میخابه

تا میخوابم میپره روم شیر میخواد
هیچی ام نداره فقط میخواد این تو دهنش باشه

همه اینا درست حق بهت میدم ولی خداروشکر کن ک سالمه اینا رو همه مادرا دارن تجربه میکنن.واای از روزی که خدایی نکرده چیزیش بشه و ببری بیمارستان اون وقت میفهمی چقد این کاراش شیرین بوده و قدر ندونستی

ملاتونین رو بچه من دیگه اثر نمیکنه
دختر من انقدر بد خوابه که خدا میدونه
کلا رو زمین یا تختش نمیخوابه کلا رو پا
براش ننو خریدم واینستاد رفتم گهواره برقی خریدم واینستاد رو تاب واینستاد
فقد رو پا میخوابه اونم دقیق دوساعت زمان میبره انقدر جیغ و گریه میکنه نفسش میره همش با پاشنه باش میزنه تو شکمم
تو روز و شبم که بیداره همش در حال جیغ و گریه از دیوار راست بالا میره
من که تصمیم دارم به تک بچه بودن دیگه بچه نمیخوام بیارم

دختر منم چند روزه روزا دیگه نمی‌خوابه واقعا اذیت میشم

پسر من الان دو روز صبحا ۵ ونیم ۶ بیداره دوساعت بیدار میمونه منو روانی میکنه بی خواب میکنه بعد میخوابه

من فک کردم من باخوابش داستان دارم😂😂😂😂خب پس همه جاییه

عزیزم تو بارداری خوابه خودت تنظیم بود؟

منم روانی شدم عزیزم
همه همینن

عزیزدلم چجوری نگاه میکنه🤣😅
منم واقعا کلافه شدم

گناه داره خو خوابش نمیاد دیگه سخته میدونم من دوتا بچه دارم خیلی وقتا کلافه میشم اما بازم دلم میسوزه میگم انرژیشون زیاده نمیتونن بخوابن دیگه

پسربچه س دیگه خواهر
صبرتو ببربالا
امام علی میگه پسرتو بچگی پرجنب وجوش باشه بزرگتربشه باصبرو شکیبامیشه
..طاقتتو زیادترکن

آخی نگوووووو بچه رو🥹😂

قیافشو😂🤣😘

منم از شیر خوردنش کلافه شدم🥴🥴

😂😂😂

تنها نیستی خواهر

سوال های مرتبط

مامان شهریار وروجک مامان شهریار وروجک ۱ سالگی
سلام چطورین مامانا
عاجزانه درخواست کمک و همفکری دارم
من دوهفته شوهرم نیست با هرسختی هرروزمو سرمیکنم بچه رو بیرون میبرم به غذاش بهتر میرسم خوابشو تنظیم میکنم
بعد دوهفته ای ک شوهرم خونه ست عوض اینکه اوضاع برام راحت تر بشه بیشتر سوهان روحمه مغز و اعصاب و روحیم بهم می‌ریزه هربار خواب و خوراک این بچه بهم می‌ریزه هی بهونه میگیره باهربار بیرون رفتن باباش‌ میخواد باهاش بره ،حتی خوب بازی نمیکنه و میره لباس و کفش میاره میده ب باباش که بریم بیرون
روتین خواب که دیگه معنی نداره براش شبا نمیاد بخوابه حتی خواب عصرشم چون باباش‌ خونه ست دلش نمی‌خواد بخوابه
وعده هاش هم بهم می‌ریزه و درست نمیخوره بعد آخر شب ک خوابش میاد تازه گرسنگی نشون نمی‌ده و هی میبرتمون در یخچال

واقعاً خسته شدم حوصله این روال تکراری و مسخره رو ندارم چه بکنم من
الان یکساعته بردم بخوابونمش یه دقیقه بلندشدم برم در یخچال استامینوفن بدم بهش، باز شوهرم خودشو بهش نشون داد پسرم ذوق کرد خوشحال شد اصن خوابش پرید، میگه نمیتونم صدای پسرمو بشنوم پیشش نیام دلم تنگ میشه،، منم اعصابم خورد شد گفتم پس برو خودت بخوابونش سراغ من نیا
والا دیگه نمیتونم از سر نو بچه بخوابونم خسسستم ای خدا😩😞
مامان آوا👼🫀 مامان آوا👼🫀 ۲ سالگی