۱۲ پاسخ

نکن من بودم حرفهای خودشوبه خودش میگفتم اون یعنی آدمه فقط

نننننن اصلا،بگو چندشم میشه دلم نمیگیره اصلا🤢🤮

نکن حرفاشو بهش برگردون

چرک خالی کردن بدتره یا شیاف زدن؟؟؟چطور دلش میگیره شیاف خودشو بزنه بعد اون یه ذره شیافو دلش نمیگیره؟؟؟اصلا انجام نده😡😡

بگو بره موهای پشتشو اپلاسیون کنه یا لیزر کنه..... بخاطر موها جوش میزنه

بگو دلم نمیگیره
حالم بد میشهه

یبار نکن و بهش بگو که بفهمه تو هم ب کمکش نیاز داشتی

ازیتش کن ولی اگر میتونی براش انجام بده اون نفهمی کرد تو نکن

عزیرم خون همسرتون احتمالا کثیف هست حجامت و خوردن سرکه انگبین وعرق کاسنی توصیه میشه

چیشد چکار کردی؟

پماد ایکتیول

کرم بخر بزن روش خودش سرباز میکنه خالی میشه دردم نداره خیلی راحت

سوال های مرتبط

مامان علی 👶🏻🫀🍓 مامان علی 👶🏻🫀🍓 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان ✨️💛😊

ماجرا از این قراره که من دقیقا پارسال عین همین شب دردای خفیف داشتم و همش دردامو یاداشت میکردم که اگه منظم شد، متوجه بشم که دیگه وقتشه رسیده
استرس داشتم
چون دکترم گفته بود ۸ اذر
سونو گفته بود ۹ آذر
اما علی ۱۰ آذر اومد 🤎🧸
من یادمه که شبا اوکی بودم اما عصرا درد داشتم
اما خب اونا اصلا منظم نبودن
تقریبا دو روز کمردرد داشتم و همراهش کلی پیادروی میکردم و ورزش رو توپ
مامانم همش بهم میگفت توکل کن به خدا همه چی درست میشه...
خلاصه سرتون رو درد نیارم
من دوشب کپسول گل مغربی گذاشتم به گفته‌ی مربی  کلاس بارداری🫣
صبح که بیدارشدم دیدم کمی خون صورتی روی شورتم هست اما خب نگران نشدم
چون میدونستم که باز شدن دهانه رحم باعث میشه که ترشحات خونی داشته باشم
درد داشتم اما منظم نبود
شب بعدشم کپسول گذاشتم
ساعت ۱۰ خوابیدیم
دقیقا یادمه که ساعت ۱نیم شب با درد شدیدی بیدار شدم
اما خب به روی خودم نیوردم و دوباره خوابیدم
ساعت ۲نیم بود که باز با درد شدددددیدی بیدار شدم وقتی که درد میومد اصلا طاقت فرسا نبود و با خودم میگفتم اخه کی تموم میشه این دردا
به خدا میگفتم،من اصلا طاقت ندارم
دردام رفته رفته تایمش کوتاه تر میشد
از هر۱ ساعت شروع شد
تا خود صبح بیدار بودم و رفته رفته به ۴۵ دقیقه نیم ساعت و یه رب رسیده بود و کل شب من راه میرفتم تو خونه و اشک میریختم و اصلا نمیتونستم دراز بکشم
فقط همسرم بیدار کردم واسه نماز صبح
اونم وقتی حال منو دید خیلی شوکه شده بود
میگفت زنگ بزنم مامانت بیاااد
منم میگفتم بزار صبح بشه بعد...
تا اینکه ۶ صبح زنگ زدم مامانم
با گریه گفتم مامان خیلی درد دارم و دردام کاملا منظم شده تروخدا بیا

...
ادامش تو پارت بعدی میزارم براتون 🫂🩷🌸🎀