۱۰ پاسخ

من شیر داشتم خیلی خوب و زیاد
ولی هم سینم نوک نداشت هم پسرم رفلاکس شدید داشت کلا از سینه زده شد فقط 5ماه دادم
الان کلا شیر خشکیه
هنوزم وقتی بهش شیر میدم خییلی حسرت میخورم .اوایل خیییلی داغون شدم ولی الان کنار اومدم🥲

منم دقیقا همین مشکلو داشتم سر سینه نداشتم
بچم چون ان ای سیو بستری بود دیگه سینه نگرف
تا ۱۵ روز میدوشیدم ولی بعدش دیگه کم کم کم شد و خشک شد😭
خیلی شیرم اوایل زیاد بود 🥺🥲

من شاغلم و برام سخت بود شیر مادر بدم و اینکه همون چندروزی که امتحانی دادم اصلا بچه ام سیر نمیشد غنی نبود
و اینکه دلم نمیخواست سینه ام پوستی شه و بیوفته

منم سینم نوک نداشت
تا سه ماهگی بزور بهش شیر میدادم نمیتونست بگیره
بعدش بزرگتر شد کم کم قدرتش بیشتر شد و بهتر تونست بگیره
بعد باز از چهارماهگی رفت تو اعتصاب شیر🫠
خلاصه اینکه تا پنج ماهگیش من ارزو داشتم خیلی راحت و قشنگ شیر بخوره

دقیقا دقیقا منم مثل تو رایط توام داشتم

دقیقا عین من کلمع به کلمه حرفات عین من هنوز که بهش فکر میکنم دلم اتیش میگیره نمیتونم اروم بشم

منم سینم نوک نداشت بیست روز طول کشید تا یاد بگیره بخوره

من دخترم ۲ماهش بود صفرامو برداشتم شیرم کم شد بچه مک میزد میدید شیر نمیاد جیغ میزد ول میکرد دیگه کم کم شیرم خشک شد چون هرچی میخوردم تبدیل به شیر نمیشد دفع میشد منم خیلی از این بابت ناراحتم طفلک بچم الانم سینمو میذارم دهنش میگیره ولی چن تا مک میزنه میبینه نمیاد ول میکنه

بچه منم سینمو نگرفت کلا شیرم داشتم
منم چند بار دوشیدم دادم دیگه حوصلم نکشت شیرمم خشک شد

من ندادم بهش سر سينم بزرگ بود نميگرفتش
هنوزم فشارش ميدم ي قطره شير ازش مياد خشك نميشه نميدونم چرا

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۹ ماهگی
مامانا بدون تعصب ورزی به شیرخشک میخوام یچیزی بگم🥲
الان یه تاپیک خوندم یه مامانی ۸ ماه با عذاب شیر خودشو. داده بچش سیر نمیشده و مجدد هم باردار شده کم کم شیرخشک داده هم الان بچه راحته هم خودش بخاطر شرایط بارداریش. من خودم ادمی بودم که مخالف سرسخت شیرخشک بودم ولی شرایط جوری شد که بچم کاملا شیرخشکی شد، من سینم نوکش صافه و اریا نمیتونست بگیره از گشنگی جیغ میزد هزاران راه رفتم نتونست سینه مو بگیره، ۲۴ ساعت کامل بعد از تولدش تقریبا گرسنه موند چون مقاومت داشتم شیرخشک بدم، همممه راه هارو رفتم از رابط سینه بگیر تا کشیدن نوک سینه با سرنگ و در اخر میدوشیدم تو شیشه بهش میدادم( که چون بچه سینمو مک نزد اصلا شیرم خیلی کم بود و زودم خشک شد) اریا دو سه روز بود بدنیا اومده بود که من باز گشنه نکهش داشتم که مجبور بشه هر جور شده سینمو بگیره نگرفت هم بچه از گشنگی داشت جیغ میزد هم خودم گریه میکردم که مادرم( واقعا خدا ازش راضی باشه در حقم مادری کرد) گفت خجالت بکش خودتو جمع کن بچه سه روزه رو گشنگی میدی که چی؟ این همه ادم تو دنیا با شیرخشک بزرگ شدن چشونه مگه؟ اتفاقا مادر با شیر خشک اعصاب و حوصله بیشتری داره چون بچه مدام بهش اویزون نیس و بهتر سیر میشه، پاشو برو شیر بچتو درست کن بهش بده از گشنگی داره جیغ میزنه( اینا حرفای مادرم بود بر خلاف مادر شوهرم که تو این مورد خدا ازش نگذره هر روز میومد منو اریا رو میذاشت جلوش سعی داشت به زور سینمو بهش بخورونه اریا هم جیغ میزد منم چون دوس داشتم شیر خودمو بدم چیزی نمیگفتم میذاشتم هرکاری میخواد بکنه ولی اگه شرایط روحی الانمو داشتم محال بود بزارم اون کارارو باهام بکنه)ادامه کامنت