۲ پاسخ

دقیقا همه چی میگذره حتی روزای سخت .چقدر دلم تنگ کوچولوییای دخترم میشه .

من نمیخونم 😑 حتی دلم نمیخاد برم پاک کنم ک چشمم بیفته دوباره
خیلی سخت بود برام
خصوصا اون عمل ی هفته قبل از سزارین

سوال های مرتبط

مامان ❤️ائلوین ❤️ مامان ❤️ائلوین ❤️ ۳ ماهگی
حس خوب
🥰
❤️
پسرکم دوماه به سرعت گذشت از روزی که زمینی شدی، دلبندم زندگی از شروع سختی داره ، وقتی بدنیا میای، اولین سختی واکسن که اولین تجربه دردناک زندگیه ، زردی وخون گیری ، بعدش درد ختنه ، رفلاکس و دل درد و...همش سخته برای تویی که به دید مادرت کوچولویی اینا عذاب آوره من مادر هم از دیدن زجر کشیدنت اذیت میشم .بماند که خودمم خسته میشم از بی خوابی .از اینکه نظم زندگی قبل رو ندارم .از اینکه از خیلی از لذت ها و تفریحاتم موندم ولی اینو می‌دونم همه این درد ها برای تو و برای من یه آموزش حساب میشه ، یاد میگیریم صبور باشیم و موقع مشکلات کنار هم باشیم حتی اگه راهی برای کم کردن درد هم نداریم .بازم میتونیم با کنار هم بودن و محبت کردن از وجود هم آرامش بگیریم ..وقتی بعد شب بیداری ها و اذیت ها و حتی کلافگی و حتی بعضاً پشیمانی از بچه داری ، بعضاً بخاطر ناراحتی تو اشک ریختم و غصه خوردم و بعضاً از خستگی خودم اشک ریختم ولی بعدش یک لحظه لبخند تو نور امیدی در جانم بوده و اون لحظه دیدم این سختی می ارزد به یک لبخند تو .به بوییدن تو ، وقتی در آغوش میگیرمت روحی در من تازه میشود ، همچون کودکی سرشوق می آیم ، وقتی یک لحظه صدای جذابی از خودت درمیاری انگار بهترین موسیقی دنیا برایم نواخته می‌شود ، وقتی ساعت ها به دست و پایت ،به مژه هایت نگاه میکنم گویی خدا را در بند بند وجودت حس میکنم و این ها لذتی ماورای تصور دارد ، و بیشتر از این پی بردم که با وجود تو و در کنار بزرگ شدن تو من نیز بزرگ و پخته تر میشوم ، به چیزهایی توجه نمی‌کردم که بسیار مهم و لذت بخش بوده ولی برایم عادی شده بود ،