حس خوب
🥰
❤️
پسرکم دوماه به سرعت گذشت از روزی که زمینی شدی، دلبندم زندگی از شروع سختی داره ، وقتی بدنیا میای، اولین سختی واکسن که اولین تجربه دردناک زندگیه ، زردی وخون گیری ، بعدش درد ختنه ، رفلاکس و دل درد و...همش سخته برای تویی که به دید مادرت کوچولویی اینا عذاب آوره من مادر هم از دیدن زجر کشیدنت اذیت میشم .بماند که خودمم خسته میشم از بی خوابی .از اینکه نظم زندگی قبل رو ندارم .از اینکه از خیلی از لذت ها و تفریحاتم موندم ولی اینو می‌دونم همه این درد ها برای تو و برای من یه آموزش حساب میشه ، یاد میگیریم صبور باشیم و موقع مشکلات کنار هم باشیم حتی اگه راهی برای کم کردن درد هم نداریم .بازم میتونیم با کنار هم بودن و محبت کردن از وجود هم آرامش بگیریم ..وقتی بعد شب بیداری ها و اذیت ها و حتی کلافگی و حتی بعضاً پشیمانی از بچه داری ، بعضاً بخاطر ناراحتی تو اشک ریختم و غصه خوردم و بعضاً از خستگی خودم اشک ریختم ولی بعدش یک لحظه لبخند تو نور امیدی در جانم بوده و اون لحظه دیدم این سختی می ارزد به یک لبخند تو .به بوییدن تو ، وقتی در آغوش میگیرمت روحی در من تازه میشود ، همچون کودکی سرشوق می آیم ، وقتی یک لحظه صدای جذابی از خودت درمیاری انگار بهترین موسیقی دنیا برایم نواخته می‌شود ، وقتی ساعت ها به دست و پایت ،به مژه هایت نگاه میکنم گویی خدا را در بند بند وجودت حس میکنم و این ها لذتی ماورای تصور دارد ، و بیشتر از این پی بردم که با وجود تو و در کنار بزرگ شدن تو من نیز بزرگ و پخته تر میشوم ، به چیزهایی توجه نمی‌کردم که بسیار مهم و لذت بخش بوده ولی برایم عادی شده بود ،

تصویر
۳ پاسخ

سلام عزیزم پسرتو فقط ب ی سمت نگیر ببین گردنش فقط ب ی سمته ..ب سمت بالا راست چپ بزارش تا خوب بشه.

🥺👌❤🧚‍♀️😍❤🧚‍♀️مادر فرشته روی زمینه

ادامه 👇👇💐
وقتی بعد شب بیداری یک ساعت میخوابم پی میبرم خواب چه لذتی دارد و یا وقتی درد میکشی و بعد آرام میشوی میفهمم تا درد نکشی قدر سلامتی را نمیدانی ، امیدوارم هر تجربه زندگی تو را به سوی زندگی عمیق تر هدایت کند ، بدنیا نیامدیم که فقط بخوریم و بخوابیم و لذت ببریم .باید از نداشته هایت ،از مشکلاتت لذت ببری ،فهم اینکه این مشکلات تو را به خود قوی ترت ،با درک تر و با وجدان ترت نزدیک میکند مهم تر از هر لذتیست ، وقتی سرده کشیدن یک پتو برایت لذتی عالی حساب میشود ،وقتی گرسنه ای خوردن غذا ،وقتی بیماری سلامتی لذت است و زندگی در هر تجربه دردناک لذتی به همراه دارد ❤️❤️امیدوارم بدون تجربه تلخ از لذت زندگی بهره مند شوی ،من و پدرت تا جان در بدن داریم همراه تو برای عبور از مراحل زندگی هستیم 😘😘❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان ❤️ائلوین ❤️ مامان ❤️ائلوین ❤️ ۳ ماهگی
تزریق حال خوب تو این روزای بد
🥰
وقتی بارداری مشکلات خاصی داری ولی
اولین روزی که رفتم اتاق عمل،ار لحظه اول استرس و شادی خاصی درونم بود ، ولی لحظه شماری میکردم تا ببینم فسقلی خودمو،، اول صداتو شنیدم با اشک تو اشک ریختم .بغض تموم وجودم رو گرفته بود ، یکی از لحظاتی که قلبی که درونت بود و روحی که به روحت اجین شده بود ..میاد تا کنارت باشه،میگن جنین فکر می‌کنه دنیا فقط داخل رحم مادرشه و می‌ترسه رحم رو ترک کنه و نگرانه که خدایا من نمی‌خوام برم از پیشت، کی قراره مراقبم باشه من که نمیتونم از خودم مراقبت کنم 😢😢.خدا میگ نگران نباش یکی هست که حواسش به توعه هر لحظش ،نفسش بنده به نفس هات و اون کسی نیست جز مادررر🥰.حالا ۱۷فروردین ۴۰۵ روز زمینی شدی پسرکم بود و دو روز پیش ۲/۱۷ماهگرد ماه روی زمینم ..پسرکم مطمئنا من مادر کاملی نیستم و لحظه به لحظه در کنار تو منم دارم بزرگ میشم و درس جدیدی از زندگی میگیرم ، ولی با تمام وجود تلاش میکنم بهترین خودم باشم برای تو فرشته نازنینم ..لحظاتی که درد داری و هر کاری میکنم ولی نمیتونم آرومت کنم منم با اشکای تو اشک میریزم چون درد کشیدن تو ،درد بزرگ تریه برای دل من ..فکر نکنی ضعیف هستم ،،نه عزیزکم .فقط دلم طاقت عذاب کشیدن تو رو نداره ، در حدی من و پدرت دوست داریم که نگاه کردن به چهره معصوم تو ، با وجود شب بیداری ها و خستگی ها بازم مارو شارژ و سر حال می‌کنه ،این لحظات اینقدر زیباست .دیدن چهرت ، بغل کردنت و حتی بوییدنت ..که کاش نیازی به خواب نداشتم و کار دیگه ای جز کنار تو بودن و تماشای تو نداشتم ،امیدوارم بتونیم پدر و مادر خوبی باشیم برات .تمام تلاشمون رو میکنیم
مامان جوجه جان مامان جوجه جان ۱۶ ماهگی
استرس🌺🌺😔

استرس یک موضوع ذاتی است و اصلا هم به این معنی نیست که یک ایراد است و یا اینکه در آینده هم ادامه دارد ، فقط در حال حاضر یک نیاز است که گاه در کودک به دلیل نا امنی ایجاد می شود و شما باید با صبوری به بهترین وجه به آن پاسخ دهید ،

وقتی بچه در آغوش تون هست باهاش حرف بزنید ، لالایی بخونید ، روزی چند دقیقه ماساژش بدهید ، تا آرامش بگیرد.

اگر بچه ها در کودکی مادر رو تا پایان پایان ۱۸ ماهگی ،در دسترس ، پاسخگو و ایمن ببینند، از نظر شخصیت خودشون هم ایمن و آرام می شوند ، و میزان این نیاز در هر بچه ای منحصر به فرد و متفاوت است ،ولی اگر خود مادراسترسی باشد و دایم به این فکر باشید که بچه رو زودتر سیر کند و بخواباند،تا به سایر کارهایش برسد ، متاسفانه چون بچه ها بسیار با هوش هستند و استرس مادر را درک می کنند و برعکس بیشتر به مادر می چسبند و بلافاصله پس از جدا شدن از مادر شروع به گریه می کنند ،که البته این لطف خداوند است چرا که هرچه بچه بیشتر در آغوش مادر باشند با افزایش هورمون اکسیتوسین که همان هورمون هم آغوشی و عشق است هم در بدن کودک و هم در بدن مادر ، سبب می شود که هم بچه به آرامش برسد و هم مادر، علاوه بر این از افسردگی پس از زایمان در مادر پیشگیری می‌کند.

#استرس
شیر مامان لطف خدا ❤️
مامان نورا✨ مامان نورا✨ ۸ ماهگی
اینو از پیج به دکتر برداشتم
درباره سزارین
خیلی قشنگ بود 🙂✨



سلام مامان سزارینی
میشه یه چیزی بهت بگم؟
تو انجامش دادی...
اون بچه شیرین الان تو بغلته
بدن تو برای به دنیا آوردن یک زندگی
کار خارق العاده ای کردی.
تو روی تخت اتاق عمل دراز کشیدی ،
اجازه دادی بدنت رو بشکافن،
آسیب دیدی در عین شجاعت ،
قوی و توانمند بودی،تا کوچک رویائیت را به دنیا بیاوری
وقتی که به دنیا آمد
اشک از چشمانت سرازیر شد
نگاهم کردی و بهت اطمینان دادم
آره مامان،اون خوبه:)
تو اجازه دادی شکمت را
حتی با یک رحم زخمی ماساژ دهم
حتی در حالی که از درد نفست بند می آمد
دقیقا نزدیک جایی که...
چند دقیقه بیشتر از شکافتنش نگذشته بود .
تو در حالی که پاهایت می‌لرزید
با چشمان اشک آلود،در میان راهرو های بیمارستان ،درحالی که دستت را از دیوار ها می‌گرفتی،راه رفتی !
چون هر قدم درد ناک بعد از عمل،
تورا به رفتن به خانه همراه نوزادت نزدیک میکرد...
من تورا از پشت پیشخوان پرستاری دیدم
بارها با درد از تخت بلند شدی
تا به صدای نوزادت که از گرسنگی بود پاسخ دهی.
انگشت های خود را روی پانسمان جای زخم تازه صورتی و چروکیده قرار دادی
و فکر کردی که چگونه بهبود می‌یابد؟!
او نوزاد را به راحتی روی صندلی اتومبیل قرار داد
روی صندلی نشست و منتظر آمدنت شد
تو بدن رنجور خود را به ماشین رساندی
و برایم شدت تکان دادی و تشکر و خداحافظی کردی
همه اینهارو،تو کردی مادر،تو شجاع و قوی و توانا بودی،تو به من
ایمان،اعتماد،و امید را نشان دادی ✨