۳ پاسخ

ای جونم مبارکهههه خدا حفظش کنه

مبارک باشه عزیزم. دختر منم یک ماهه شد، دردش به قلبم سایا جونم 🥰💕

انشالله همیشه شاد و سلامت باشید❤️

سوال های مرتبط

مامان ❤️ائلوین ❤️ مامان ❤️ائلوین ❤️ ۳ ماهگی
حس خوب
🥰
❤️
پسرکم دوماه به سرعت گذشت از روزی که زمینی شدی، دلبندم زندگی از شروع سختی داره ، وقتی بدنیا میای، اولین سختی واکسن که اولین تجربه دردناک زندگیه ، زردی وخون گیری ، بعدش درد ختنه ، رفلاکس و دل درد و...همش سخته برای تویی که به دید مادرت کوچولویی اینا عذاب آوره من مادر هم از دیدن زجر کشیدنت اذیت میشم .بماند که خودمم خسته میشم از بی خوابی .از اینکه نظم زندگی قبل رو ندارم .از اینکه از خیلی از لذت ها و تفریحاتم موندم ولی اینو می‌دونم همه این درد ها برای تو و برای من یه آموزش حساب میشه ، یاد میگیریم صبور باشیم و موقع مشکلات کنار هم باشیم حتی اگه راهی برای کم کردن درد هم نداریم .بازم میتونیم با کنار هم بودن و محبت کردن از وجود هم آرامش بگیریم ..وقتی بعد شب بیداری ها و اذیت ها و حتی کلافگی و حتی بعضاً پشیمانی از بچه داری ، بعضاً بخاطر ناراحتی تو اشک ریختم و غصه خوردم و بعضاً از خستگی خودم اشک ریختم ولی بعدش یک لحظه لبخند تو نور امیدی در جانم بوده و اون لحظه دیدم این سختی می ارزد به یک لبخند تو .به بوییدن تو ، وقتی در آغوش میگیرمت روحی در من تازه میشود ، همچون کودکی سرشوق می آیم ، وقتی یک لحظه صدای جذابی از خودت درمیاری انگار بهترین موسیقی دنیا برایم نواخته می‌شود ، وقتی ساعت ها به دست و پایت ،به مژه هایت نگاه میکنم گویی خدا را در بند بند وجودت حس میکنم و این ها لذتی ماورای تصور دارد ، و بیشتر از این پی بردم که با وجود تو و در کنار بزرگ شدن تو من نیز بزرگ و پخته تر میشوم ، به چیزهایی توجه نمی‌کردم که بسیار مهم و لذت بخش بوده ولی برایم عادی شده بود ،
مامان ❤️ائلوین ❤️ مامان ❤️ائلوین ❤️ ۳ ماهگی
تزریق حال خوب تو این روزای بد
🥰
وقتی بارداری مشکلات خاصی داری ولی
اولین روزی که رفتم اتاق عمل،ار لحظه اول استرس و شادی خاصی درونم بود ، ولی لحظه شماری میکردم تا ببینم فسقلی خودمو،، اول صداتو شنیدم با اشک تو اشک ریختم .بغض تموم وجودم رو گرفته بود ، یکی از لحظاتی که قلبی که درونت بود و روحی که به روحت اجین شده بود ..میاد تا کنارت باشه،میگن جنین فکر می‌کنه دنیا فقط داخل رحم مادرشه و می‌ترسه رحم رو ترک کنه و نگرانه که خدایا من نمی‌خوام برم از پیشت، کی قراره مراقبم باشه من که نمیتونم از خودم مراقبت کنم 😢😢.خدا میگ نگران نباش یکی هست که حواسش به توعه هر لحظش ،نفسش بنده به نفس هات و اون کسی نیست جز مادررر🥰.حالا ۱۷فروردین ۴۰۵ روز زمینی شدی پسرکم بود و دو روز پیش ۲/۱۷ماهگرد ماه روی زمینم ..پسرکم مطمئنا من مادر کاملی نیستم و لحظه به لحظه در کنار تو منم دارم بزرگ میشم و درس جدیدی از زندگی میگیرم ، ولی با تمام وجود تلاش میکنم بهترین خودم باشم برای تو فرشته نازنینم ..لحظاتی که درد داری و هر کاری میکنم ولی نمیتونم آرومت کنم منم با اشکای تو اشک میریزم چون درد کشیدن تو ،درد بزرگ تریه برای دل من ..فکر نکنی ضعیف هستم ،،نه عزیزکم .فقط دلم طاقت عذاب کشیدن تو رو نداره ، در حدی من و پدرت دوست داریم که نگاه کردن به چهره معصوم تو ، با وجود شب بیداری ها و خستگی ها بازم مارو شارژ و سر حال می‌کنه ،این لحظات اینقدر زیباست .دیدن چهرت ، بغل کردنت و حتی بوییدنت ..که کاش نیازی به خواب نداشتم و کار دیگه ای جز کنار تو بودن و تماشای تو نداشتم ،امیدوارم بتونیم پدر و مادر خوبی باشیم برات .تمام تلاشمون رو میکنیم