ایول چ بارداریه خوبی
الانم ک دنیا اومده خوبه یا اذیتت میکنه؟
خاطره خوب،استراحت مطلق کامل ،سرکلاژ ،۴۸۰ تا امپول زیر جلدی ،ویار تا ۵ ماه،فشار بالا تو کل بارداری،زایمان اورژانسی با فشار ۱۷ >>>نتیجه، پسرام😁😁🫰🏻
۶ماهم بودمشهد رفتم تو یکی از هتلای ۵ستاره بودیم منیک ویار شدید داشتم اونجا کمتر شده بود و کلی غذاهای خوشمزه خوردم😂😂اومدم تهران هرچی میخوردم بالا میاوردم
عروسیم یه خاطره قشنگ بود تو بارداری😅😂
هر زمان ک دوست داشتم میخوابیدم🥲
والا دوتا سفر رفتم یک مشهد یک قم ولی همش توی جاده دکترا بودم تا چهارماهگی خون ریزی ویار میاوردم بالا از چهار تا پایان شیش خوب بود از شیش تا آخرش باز میاوردم بالا سر بچه اومد پایین گفتن زایمان زودرس کلی آمپول و شیاف روز های اولم همش با سرم زنده بودم بعدش گفتن آب دور بچه کم شده از سی هفته سرم میزدم روزی دوتا هزار دستم باد میکرد تند تند باید اب میخوردم بعد گفتن بچه کلیش مشکل داره بعد گفتن دور شکممش خیلی کمه با کلی استراحت مطلق بودن و اینا زور و تلاش و هفته ی دوتا آمپول و هر روز روزی دوتا شیاف سی و هفت هفته روز آشنایی من و پدرش به دنیا اومد ولی هنوزم میگم تموم این سختی ها فدای سر ی تار موی ماهدِقلبم🥲♥️
والا ده دقیقه اس به سوالت خیره شدم هیچی یادم نیومد ینی یه خاطره خوبی نداشتم که یادم بیاد😐همش درد دعوا بحث جدایی روزی که فهمیدم بچم دختره داخل اتاق سونو تنها بودم شوهرم ول کرده بود رفته بود نمیدونم چه حکمتیه هنوز با این جانور دارم زندگی میکنم 😂
من که متاسفانه تو دوران بارداریم همش تو مراسم ختم بودم
دوتا از عمو های همسرم یدونه عموی مادرم و عموی پدرم😶 به هرکی میگم باور نمیکنه،چون عموی زندایمم فوت کرد😑
حالا بماند که بستگان دیگه هم فوت کردن بخاطر تصادف و کهولت سن و....
خلاصه همه عمو ها تصمیم گرفتن تو یه سال اونم تو دوران بارداری من فوت کنن 🫢
خدارحمتشون ایشالا 🤲🏻
یه شب با ناراحتی خوابیدم بعد دخترم توخواب دیدم ک اومده و دلداریم میده ومیگفت کنارتم...خیییییییلی حال داد بهم
من کلا بارداری خوبی ندارم
بارداری اول ک کلا حااالم بد بود چیزی نمیتونستم بخورم
بارداری دومم ک دخترم ۳ ماهه بود باردار شدم اینقدر سخت گذشت ک نگید
ینی ن خواب داشتم ( هی مجبور بودم دوساعت ی بار یکساعت یبار بیدار شم شیر بدم )
وای وقتی میشستم ک واقعا میمردم
بعد ک راه افتاد ب چهار دستو پا همش با اون شکمم باید میرفتم دنبالش
چیزی نمیخورد هی باید حرص میخوردم
خلاصهههه اصلا بارداریمام رو ندوست :((
منمتاسفانه هیچ خاطره خوبی از بارداریم ندارم و کلا بیمارستان بستری بودم🙄
من بدترین بارداری روداشتم از١٨هفتگی سرکلاژشدم استراحت مطلق بودم
برا من همش ویار و حالِ بد و سرم زدن و روحیه ی خراب ووو برا همون اصلاً از بارداری خوشم نمیاد .
خاطره خوب فقط خوردن و خوابیدن و کاری نکردن🥲😂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.