۳ پاسخ

درکت میکنم عزیزم
سعی کن ب پدرشون عادتشون بدی کم کم
یکی دوساعت بذارشون و برو بیرون اشکال نداره پشت سرتم گریه کنن

من هم پریودم هم سرما خوردم بدنم درد میکنه پسرمم به من آویزونه با کلی کار خونه و دست تنها داغونم

ایقد اذیت میشم ک قلبم درد میکنه دعواشون میکنم بعد دلم اتیش میگیره براشون دست خودم نیس از بی خوابی خستگی

سوال های مرتبط

مامان شنتیاا مامان شنتیاا ۴ سالگی
مامانا شبتون بخیر یه سوالی خیلی ذهنمو درگیر کرده
دخترخاله من یه پسر ۱۵ساله داره از ۱۷ماه پیش کف پاش درگیر زیگیل شد که برد دکتر گفت همون hpv طول درمان ۲سال ک از بدن خارج شه ویروس کف پاشم هم دارو داد زد خشک شد از قبل اینکه پسرش اینجوری بشه مارو میخواست دعوت کنه خونشون فرصت نشد بریم پسر منم ب شدت به پسرش وابسته اس تو سرو کله همن بغل بوس همه چی الان تازه کف پاش خوب شده دخترخاله ام گیر داده پاشید بیاید پسر منم کوچیکه دست میزنه همه جا حتی ب دست و پای خودش و بقیه واقعا میترسم از اینکه واگیر دار باشه روم نمیشه بگم بهش نمی‌آیم فعلا شوهرم میگه دوسال ک نمیتونیم نریم بلاخره باید بریم بچه رو نبری ما نیایم خودت دختر خاله اتو میبینی چیزی بخواد بشه میشه ولی خب واقعا موندم کسی خدایی نکرده تجربه داشته یا اطلاعاتی داره بگه من خودم عاشق دختر خاله امم دلم داره براش پر میزنه کلا خیلی باهم رفت و امد داریم پسرمم ک عاشقشون و من نمیدونم چیکارکنم کلا فوبیای مریضی دارم دست خودمم نیست از وقتی این hpvکوفتی هم اومده صد برابر شده استرسم الانم ک اینجوری یکی از نزدیکترین هامون گرفت