۶ پاسخ

عزییییزم 😇😇❤️❤️

خدا حفظش کنه گل پسرت رو

اشکم دراومددد🥲🥲🥲😍

جوووون

❤️😍 چ زیبا

عزیزم چقدر قشنگ بود آفرین مامان با احساس خدا حفظ کنه کوچولوتو برات 😍🌹

سوال های مرتبط

مامان فندق🫂 مامان فندق🫂 ۱۳ ماهگی
"پسرم، نور چشمم، قهرمان کوچک من!

امروز که روز جهانی پسر نام گرفته، دلم لبریز از عشقی است که در این نزدیک به ۱۲ ماه، با تمام وجودم به تو هدیه کردم. از همان لحظه‌ای که اولین بار صدای گریه‌هایت را شنیدم و تو را در آغوش گرفتم، دنیایم رنگ دیگری گرفت. روزهایم با خنده‌هایت روشن شد و شب‌هایم با آرامش نفس‌هایت به سر رسید.

۱۱ ماه و ۲۶ روز از با تو بودن می‌گذرد؛ روزهایی پر از شگفتی، یادگیری و عشق بی‌حد. هر روز بزرگ‌تر شدنت را می‌بینم و قلبم از شوق و غرور می‌تپد. تو به من یاد دادی که عشق واقعی چیست، صبر یعنی چه و چگونه می‌توان در کوچکترین لحظه‌ها، بزرگترین شادی‌ها را یافت.

بودنت در زندگی من، بزرگترین هدیه خداوند است. از اینکه تو را دارم، از اینکه می‌توانم مادر تو باشم، بی‌نهایت سپاسگزارم. امیدوارم همیشه سالم، شاد و در پناه عشق باشی، عزیزترینم. دوستت دارم بیشتر از آنچه که کلمات بتوانند بیان کنند."❤️



فرزندپروری شیرخشک پوشک تب ببلاک نان استامینوفن رفلاکس سویق شیشه شیر
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی
نفسِ عزیزم…
یازده ماه از آمدنت گذشته، یازده ماهی که هر کدامش برای من یک عمر عشق و آرامش بود.
امروز قلبم پر از احساس‌های شیرین و عجیب است…
چون این آخرین ماهگرد توست، آخرین باری که برای عددهای یک‌رقمی و دو‌رقمیِ ماه‌های رشدت ذوق می‌کنم و بعد از این، دخترم یک‌ساله می‌شود و صفحه‌ی تازه‌ای از زندگی‌ات ورق می‌خورد.
نفسِ قشنگ من…
انگار همین دیروز بود که برای اولین بار در آغوشم آمدی و من زیر گوش خودم زمزمه کردم: «از امروز زندگی‌ام کامل شد.»
اما حالا می‌بینم که در یک چشم‌به‌هم‌زدن بزرگ شدی، خندیدی، یاد گرفتی، قدم برداشتی، صدا زدی و هر روز چیزی به من اضافه کردی…
یازده ماه است که تو، معنای همه‌ی خستگی‌ها را عوض کرده‌ای.
یازده ماه است که خانه‌مان با وجود تو گرم‌تر و روشن‌تر شده…
یازده ماه است که نفس کشیدن تو، بهترین موسیقی دنیا شده.
امروز، که آخرین ماهگردت را جشن می‌گیرم، قلبم میان دو احساس گیر کرده؛
از یک طرف خوشحالم که بزرگ می‌شوی، شکوفه می‌زنی، دنیا را می‌شناسی…
و از طرف دیگر دلم می‌گیرد که این روزهای ناب، این لحظه‌های کوچک و پرارزش، این ماهگردها… یک‌یکی تمام می‌شوند.
اما می‌دانم این پایان نیست…
این فقط پایان جشن‌های ماهگرد است، نه پایان عشق، نه پایان رشد تو.
از این به بعد، جشن‌هایم بزرگ‌تر می‌شود… جشن یک‌سالگی‌ات، دو‌سالگی‌ات، اولین قدمت، اولین کلمه‌ات، اولین آرزوست نفس جانِ مادر…
تو آخرین ماهگردت را تمام کردی، اما برای من، تو همیشه دختر کوچکم می‌مانی.
هر ماه، هر سال، هر لحظه‌ات برایم ویژه است.
چه یازده‌ماهه باشی و چه یازده‌ساله…
تو همیشه دلیل آرامش منی.
خدا نگهدار تمام ثانیه‌هایی باشد که پیش رو داری، و من همیشه، همیشه، کنار تو می‌مانم…
با عشقی که هیچ پایانی ندارد 🤍✨