۱۲ پاسخ

مادرای خانه دار بیشتر از نظر روحی خستن چون هیچ هم صحبتی ندارن نمیتونن انرژی ک دارن تخلیه کنن همیشه ی روتین تکراری دارن
هیچ تنوعی ندارن بخاطر همین خستگیشون دو برابره

کااااش این حرفت بنرمیزدم سرکوچمون 🤧🤌🫠🫠

شهر غریب دست تنها بچه لجباز یسره گریه خونه های اپارتمانی والا نمیرسیم یه مو شونه بزنیم چه برسه وقت ازاد داشته باشیم خدا قوت انشالله موفقیت های بیشتر نسیبت بشه عزیزم 🥰♥️

عه خیابونای اونجام چاله داره😂😂 خوشحال شدم دیدم فقط ما چاله نداریم😂😂

عزیزم تاپیک های قبلتو دیدم چند بار دیدم ماهی درست کردی واسه کوچولوت چه نوع ماهی میدین بهش؟؟

منم به همسرم میگم هیچ کاریم نکنم تو خونه همین که از صبح تا شب با بچه سروکله بزنم بدتر خستم میکنه

👏👏👏

عزیزم خصوصی پیام دادم
چک میکنید

پس من چیکار کنم چند ماهه شوهرم شهر دیگ کار میکنه با ی بچه دو ساله خونه تنهام دارم دق میکنم بچمم روانیم کرده

عزیزم درخواست دادم قبول میکنی

👏👏👏👏👏

دقیقا

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
مهد کودک
در ادامه تاپیک قبلی...
یک باور غلطی که در بین ایرانی ها از زمان قدیم وجود داره اینه که مهد جای مناسبی برای بچه ها نیست و بهتره در صورت نیاز بچه پیش مادر بزرگ ها و پدربزرگها بزرگ بشه تا مهدکودک!
درحالیکه مشخصا ثابت شده بچه هایی که وقت زیادی رو پیش مامان بزرگها هستن در آینده بچه های محافظه کاری هستن جسارت لازم رو به دست نمیارن؛ اون رشد اجتماعی مناسب رو بدست نمیارن.
چون به هرحال فرزندان ما پیش والدینمون امانت هستن؛ نهایت تلاش خانواده هامون بر اینه که از هر حرکتی کودک رو منع کنن که مبادا آسیب ببینه از طرفی هم بچه پیش والدین ما بچگی لازم رو نمیکنه. وقتی پیش کسانی قراره هرروز باشه که فاصله سنی خیلی زیادی از بچمون دارن بچه نمیتونه همبازی خوبی داشته باشه. بچه ها باید درکنار بچه های دیگه رشد کنن.
مهد خوب بسیار خوبه. و از طرفی مهد بد هم به همون اندازه آسیب زننده است.
ایلیا از بچگی راحت میتونست با همه ارتباط برقرار کنه و خجالتی و وابسته نبود ولی تو همین یک ماهی که به مهد رفته رشد اجتماعی فوق العاده تری داشته؛ بازی کردن با همسن و سالهاشو یاد گرفته؛ استقلالی به دست آورده که هرگز من نمیتونستم این فرصت کسب استقلال رو بهش بدم.
مهمتر از همه غذاخوردن ایلیا عالی شده بچه ای که قبلا حاضر نبود از قاشق و چنگال استفاده کنه. راضی نمیشد بدون وجود کتاب و سرگرمی و حتی گاها موبایل غذا بخوره الان خودش مشتاقانه سر میز میشینه و غذا میخوره با مهارت عالی در دست گرفتن قاشق و تمام اینهارو با دیدن بچه های دیگه از مهد یاد گرفته.
هدف من تشویق به مهد فرستادن نیست صرفا تجاربم هست درخصوص مهد و شاید لازم بود بذارم تا کم کم اون باور غلط نسبت به مهد که از قدیم با ماست از بین بره.
ادامه در تاپیک بعدی
مامان شاهان🤎و نینی🧸 مامان شاهان🤎و نینی🧸 ۱ سالگی
چرا انقد نسبت به پسر دار شدن گارد میگیرید
دلیلش نمی‌فهمم خانم پسر دوست چیه😂💔
خب هرکسی براساس شرایط زندگی خودش و اتفاقاتی که افتاده دلش میخاد دختر داشته باشه یا پسر
حالا منی که میگم دوست دارم پسر داشته باشم علاوه بر اینکه هم فاصله سنی با شاهان کمه و هردو هم جنس میشن هم برا آینده خودشون و ما بهتره
دیگ دلیل بر این نیس اگه بچم دختر باشه میرم میندازم یا دوسش ندارم که
اتفاقا بنده که تک دخترم خیلیم دلم میخواد دختر داشته باشم

ولی هم من هم همسرم تک جنسیم
ینی من تو خانوادم تک دخترم
و همسرمم تو خانوادش تک پسر
درکل چیز خوبی نیست تک بودن مخصوصا برای پسر
چون الان که پدر شوهرم فوت شده میبینم چقدررررر همسرم همه چی رو دوششه
بخاطر همین تجربه های که دارم دلم میخواد پسرمم برادر داشته باشه مخصوصا الان که فاصله سنی ش با تودلیم کمه

هرکسی براساس شرایط زندگیش به چیزایی رو میگ
و دلیل بر خرافه های قدیمی که به گوشمون خورده نیس

چه اشکالی داره هرکسی از هرچیزی میخاد خوشش بیاد
امیدوارم خدا خودش برامون بسازه به قشنگ ترین شکل ممکن
و بچهای هممون انشالا سالم سلامت باشن
مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اینروزا خیلی به پیامهای مادرا تو گهواره نگاه میکنم و بیشتر ازقبل متوجه میشم چقدر ما مامانا ترسها و نگرانی ها با خودمون به همراه داریم که تمام اینها باعث رشد نادرست و محدود کردن بچه هامون میشه.
به وفور دیدم تاپیکهایی که مادرا نوشتن از ترس ویروس و مریضی بچه هارو دیگه به خانه بازی نمیبرن. یا از ترس افتادن زمین اونارو سوار تاپ و سرسره نمیکنن یا مورد وحشتناکتر از همه اینا از ترس چشم و نظر بچه رو تو جمع فامیل نمیبرن. یا موردی که زیاد میبینم نگرانی مادرا از اینکه بچم بلافاصله بعد از فلان غذا فلان چیزو خورد دل درد نشه! شام خورد و بلافاصله خوابید حالا مریض نشه! یا اینکه از ترس اینکه بچه اذیت نکنه سفر نمیرن.
یا موردی که به وفور دیده میشه وسواس درمورد تک تک رفتارهای بچه و ترس از اتیسم! و برچسب اتیسم زدن به بچه هاشون.
دوستان باور کنین هیچ چیز به اندازه ترسها و نگرانی های ما به بچه هامون آسیب نمیزنن.
نفرستادن بچه تو جمع هم سن و سالاش از ترس ویروس از هزاران بیماری بدتره. نبردن بچه به سفر بدترین آسیب شما به اوناست. نگرانی های مادرا برای اینکه فلان غذارو با ماست و شیر و... ندم فلان میشه بیشتر به بدن بچه آسیب میزنه. گرفتن دائم دست بچه از ترس افتادن زمین مانع رشد فیزیکی بچه میشه.
برای داشتن بچه های سالم ازنظر روانی ماها باید وسواس ها و ترسامونو بذاریم کنار. بچه ها بایدبیفتن زمین که معنی مراقبت از خود رو بفهمن؛ بچه ها باید با همسناشون وقت بگذرونن تا آداب اجتماعی یاد بگیرن؛ بچه ها باید برن سفر؛ همه غذاهارو تست کنن خودشون بدون ترس از کثیفی لباس و خونه؛ باید به خاک دست بزنن تا رشد کنن بدون ترس از اسهال و کثیفی و...
(اجازه بدیم بهشون که رشد کنن تاجاییکه خطر جدی نداره براشون محدودشون نکنیم.)