۶ پاسخ

ببرش حموم ابازی کنه از محیط خونه خستست ببر بیرون .اصلا بذار بازی کنه بعد ببرش حموم بچه حوصلش سر رفته ارامشتوحفظ کن

خب عزیزم از بچه به این کوچیکی چه انتظاری داری؟ معلومه آب میبینه دلش بازی میخواد حتی اگه اون آب کثیف باشه مشخصه گاهی گریه میکنه و لجبازی میکنه و اذیت میکنه میدونم سخته و شمام خسته میشی اما باید مدارا کنی اون بچه هست و ناآگاه

منم خیلی عصبی میشدم باربد سن پسر شما بود چون بیش از اندازه هم شیطون و هم بهانه گیر میشن
از سرش میوفته یکی دوماه دیگه

دختده منم همینجوری شده😔😔😔انگار همه بچه ها تواین سن همینن

ن نرو دکتر همه همینیم

وای خدا منم همینجوریم انقد ادم عصبی شدم که نگو😢

سوال های مرتبط

مامان شیطون کوچولو مامان شیطون کوچولو ۲ سالگی
راستین الان چند وقتی هست همش گریه میکنه 😐مثلا من توی دستم یه قاشق هست خودم باهاش کار خیلییییی واجب دارم پیله میکنه میخادش
من بهش نمیدم قهر میکنه البته خونه خودمون قهر میکنه میره تا تو اتاق من بهش محل نمیدم خودش دوباره آشتی میکنه تا اخر شب همین منوال پیش میره...
جایی میریم ک کلا ابرو میبره بیش از حد هم عصبی میشم یوقتایی دیگه سرش داد میزنم مثلا الان چند روزه اومدم کرمان پیش مامانم و دوتا ابجی هام هرچی میخا بهش نمیدم یا نمیدن شروع میکنه گریه کزدن و سرشو کوبیدن به جایی یا اینکه میخوابه روی زمین توی شهر هم ک میرم کلا میخا بغل شه دیگه خسته و کلافه شدم اژ دستش خودمم همش عصبی شدم کاری کرده من جایی نرم بیرون🥲😐
تا الان خیلیا میگن ببرش دکتر واسه این عصبی شدنه بچه🥲
روز دوشنبه بردمش پیش دکتر پدرام نیک نفس واسه اسهالش.اینم ازش پرسیدم ک اینحوری رفتار میکنه دکتر گفت ببرش یه مهد کودک یا خانه بازی ک خودشو خالی کنه
واقعا هم راست میگه قراره رفتیم شهرستان با شوهرم صحبت کنم ببینم چی میگه
بچه های هم سن پسر من اینجوری نیستن؟؟
تروخدا راهکار بدین من چکار کنم
البته اینم بگم من خیلی روش روی راستین رفتم بیشتر وقتا جواب نمیده دیگه زدم به سیم اخر سرش داد میکشم از اونور خودم پشیمون میشم🥲💔
مامان پسرم💗 مامان پسرم💗 ۲ سالگی
مامانا چيكار كنم به شدت عصبي شدم ديگه وقتي چند بار به پسرم ميگم نميشه ديگه عصبي ميشم داد ميزنم چون شبا خيلي خيلي عصبيم ميكنه صداي گريه ي برسام به شدت بلندو گوش خراشه همه ميگن شبا كه كلي بهونه ميگيره گريه ميكنه تا بالاخره راضي ميشه واسه خواب ميخوابه تا دو ساعت ميگذره پا ميشه انقدر لقد ميكوبه بهم تا بالاخره پا ميشم هرچي ميگم چي ميخواي اينو بدم اونو بدم فقط هوار ميزنه برقارو روشن كن روشن ميكنم ميگه راه برو منم اون موقع انقدر حالم بد ميشه احساس ميكنم مويي رگاي سرم داره پاره ميشه ديشب انقدر گريه كردو هوار زد انقدر راه بردمش كه از شدت سردرد خودم گريم گرفت هق هق ميكردم از گريه ي شديد من راضي شد دوباره خوابيد چون شبا با سر دردو فشار عصبي ميخوابم صبحم با سر درد بيدار ميشم باهاش بازي ميكنم ارومه منم ارومم وقتي شروع ميكنه لج بازي يا هي زورم ميكنه يه كاري و كنم ناخوداگاه داد ميزنم سرم نير ميكشه واقعا پشيمون ميشم همون لحظه واقعا نميدونم چيكار كنم خيلي ضعيف شدم خيلي😭😭