۲ پاسخ

پسر من تا نزدیک دوسالگی هی میومد در دستشویی رو هم باز میکرد 😩
دالی بازی و قایم موشک زیاد بازی کن باهاش

باهاش بازی کن نقاشی بکش رنگ آمیزی انجام بده بعد بگو مثلا تا این قسمت انجام بدی من برم گازو روشن کنم من برم ظرفا رو بشورم من برم غذا رو نگاه کنم کم کم این تایم های نبودنت رو از چند ثانیه شروع و به چند دقیقه برسون اوایل دنبالت میاد اما کم کم بازی های متنوع انجام بدی یاد میگیره

سوال های مرتبط

مامان حلما نمک مامان حلما نمک ۳ سالگی
سلام وقت بخیر کسی میتونه کمک کنه ؟ من یه پسر 6 ساله دارم که کلا از نوزادی ترسو بود و خیلی وابسته یه مدت قبل عید خیلی روش کار کردم مثلا در حد نیم ساعت با خواهر 4 ساله اش میموند خونه من تلفنی میگفتم کجام دارم خرید میکنم الان میام. میرفت تواتاق خودش می‌خوابید خودش میگفت شما نیاید شبا هم خودش میرفت دستشویی ما عید اسباب کشی کردیم و اومدیم خونه جدید ار وقتی اومدیم اینجا با اینکه اتاق مجزا دارن بچه ها نه با خواهرش تو اتاق می‌خوابه مدام میگه بابا بیاد پیشم نره بیرون شبا برای دستشویی و آب مارو بیدار میکنه گریه الکی میکنه که چرا هیچکس پیشم نیست خواهرش هم از خواب انداخته و حتی پنج دقیقه هم نمیمونه من برم انباری پایین بیام . چیکارش کنم دارم با گریه مینویسم روانمون رو بهم ریخته شب به زور ساعت 10 میریم تو رختخواب خواهرش پنج دقیقه ای می‌خوابه این تا یک الکی بیداره یک می‌خوابه 9 صبح بیدار میشه نمیزاره خواهرش بخوابه دخترم تا 12 می‌خوابه ولش کنی ظهرا نمیخوابه شبا قبل خواب به هربهانه ای الکی گریه میکنه حتی اگه کلا دل به دلش هم بدی گریه میکنه اسم خواب میاد انگار میخوان جونشو بگیرن . خسته ام از دستش دیوانه ام کرده بد اخلاقه برای کم خوابی ولی باز هم نمیخوابه چیکار کنم کسی راه حلی داره؟