۱۰ پاسخ

وای عزیزم انشالله زودی خوب بشی حتما پیگیرش باش

عمل نکنی تا جایی ک میتونی
ورزش اصلاحی و یوگا برو معجزشو ببین

تو مثل اونا نباش محبت محبت میاره جویای حالش شو

وای دردات به چه شکله؟ من دو روزه انگار از انتهای کمرم به سمت باسنم تااا زانوهام درد میگیره بعد پاهام انگار خستس دو روزه با قرص زنده ام نمیدونم تا شنبه برم دکتر الانم از درد بیدارم

ببخشید شاید سوالم بی ربط باشه ولی مگه چند وقته سزارین کرده ؟،چون خودم سزارینی بودم میپرسم ..واینکه به هر کس به اندازه ای بهت احترام میذاره احترام بذار ..نه میتونی زنگ نزنی و حالشو رو نپرسی

به هیچ عنوان نباید زنگ بزنی عزیزم

بله اصلا محلش نده

اره حق داری

اره فدات

بله عزیزم کاملا حق داری

سوال های مرتبط

مامان نرمالو 🤤 مامان نرمالو 🤤 ۱ سالگی
سلام خانوما خوبین ؟ یه سوال بابای من یه ماه پیش قلبش درد گرفت بردیمش بیمارستان و دکتر قلب گفتن چهار تا از رگ های قلبش بسته شده باید انژیو بشه که بعد یک هفته انژیو شد و دکتر فقط یک رگ رو باز کرده از چهارتا 😐
نه از بی حسی برای بابام استفاده کرده بود نه بی حسی تازه کل رگای قلبشم باز نکرده بود گفته بود برو یه ماهه دیگ بیا دوباره انجام بدم حالا بابام دکترشو عوض کرد رفت بیمارستان میلاد گفت چهارتا از دکترای بیمارستان کنفرانس گذاشتن باهم سی دی حین عمل و چک کردن متوجه شدن که انگار پنج تا رگ بسته داشته که دکتر قبلیه گفته چهارتا و برای شنبه وقت دادن که عمل شه ینی دوروز دیگ
که پریشب حالش بد شد هم قلبش درد گرفت هم نفسس بالا نمیومد بردنش بیمارستان سریع فعلا تحت مراقبت های ویژس هنوز عملش نکردن باید انتقال بدن به یه بیمارستان دیگ که به احتمال زیاد همون میلاد باشه
کسی برای خودش یا خانوادش همچین اتفاقی افتاده ؟به نظرتون این دفعه همه رگ هارو باهم باز میکنن یا دوباره یکی یکی ؟بعد کسی تا حالا بیمارستان میلاد انژیو شده راضی بوده از دکتراش ؟؟توروخدا هرچی اطلاعات دارین از انژیو بهم بگید انقد استرس دارم موهام ریزش سکه ای کرده
لطفا برای سلامتی بابام دعا کنین ایشالله که صحیح سالم بیاد خونه منو مامانم همش در حال گریه ایم دیروزم که رفتم ملاقاتش هرچی تلاش کردم که گریه نکنم اخر نتونستم جلو خودمو بگیرم کلی گریه کردم 🥲
مامان شاهان👶🏼🩵 مامان شاهان👶🏼🩵 ۱۶ ماهگی
پارت سوم -بارداری سختم🫠❤️‍🩹
۸ ۹ روز گذشت همینجوری منم همش دراز کشیده بودم چون دردای زیر شکمم لکه بینیم کلا نرفته بود منم که ادم استرسی نمیدونم اون چند روز چجوری گذشتتتت گفتم بیشتر از این نمیتونم صبر کنم میرم سونو و من قبل دو هفته زودتر رفتم و باز هم همون جواب قبلو گرفتم که کیسه حاملگی دیده میشه ولی توش چیزی نیست بعد دکتره گفت با لکه بینیای که داری احتمال میدم که حاملگی پوچ باشه باز ببین بیشتر میشه یا نه اگه بخواد خونریزی زیاد بشه یعنی پوچ بوده…و اینکه یه هفته بعد دوباره بیا…
واقعا یه دلشوره عجیبی داشتم داخل ماشین که شدم بی اختیار زدم به گریه تا خود خونه، همسرمم میگفت برا چی نگرانی بسپار به خدا چیزی نیس درست میشه..ولی باز دلم اروم نمیگرفت اون روزم کلا با گریه گذشت میگفتم خدایا وقتی حاملگی پوچه چرا از اول خوشحالم کردییی اون موقعه از خداهم گله کرده بودم (توبه تاقصیر)😂🥲🤦🏻‍♀️
بعد اون یه هفترم هرجور که بشه گذروندم فقط دعا میکردم به خونریزی نیوفتم وقتی رفتم سونو اخرررررر دکتر گفت قلب نی نی تشکیل شده و دیده میشه یعنی یه خیال اسوده کشیدم که نگو از اون همه استرس نگرانی من از خوشحالی رو ابرا بودم همسرمم میگفت دیدی گفتم چیزی نیست الکی نگران بودی🥹
نزدیک دوهفته بعد من لکه بینیم کلا رفت و من خوشحال بودم که دیگه حالممممم داره خوب میشهههههه خداروشکر حاملگیمم خوب داره پیش میره🥲🫠
و دردسرام از اینجا شروع شد…
.
.
.
.
فرزندپروری
نوزاد
شیرخشک
پوشک