سلام خانوما خوبین ؟ یه سوال بابای من یه ماه پیش قلبش درد گرفت بردیمش بیمارستان و دکتر قلب گفتن چهار تا از رگ های قلبش بسته شده باید انژیو بشه که بعد یک هفته انژیو شد و دکتر فقط یک رگ رو باز کرده از چهارتا 😐
نه از بی حسی برای بابام استفاده کرده بود نه بی حسی تازه کل رگای قلبشم باز نکرده بود گفته بود برو یه ماهه دیگ بیا دوباره انجام بدم حالا بابام دکترشو عوض کرد رفت بیمارستان میلاد گفت چهارتا از دکترای بیمارستان کنفرانس گذاشتن باهم سی دی حین عمل و چک کردن متوجه شدن که انگار پنج تا رگ بسته داشته که دکتر قبلیه گفته چهارتا و برای شنبه وقت دادن که عمل شه ینی دوروز دیگ
که پریشب حالش بد شد هم قلبش درد گرفت هم نفسس بالا نمیومد بردنش بیمارستان سریع فعلا تحت مراقبت های ویژس هنوز عملش نکردن باید انتقال بدن به یه بیمارستان دیگ که به احتمال زیاد همون میلاد باشه
کسی برای خودش یا خانوادش همچین اتفاقی افتاده ؟به نظرتون این دفعه همه رگ هارو باهم باز میکنن یا دوباره یکی یکی ؟بعد کسی تا حالا بیمارستان میلاد انژیو شده راضی بوده از دکتراش ؟؟توروخدا هرچی اطلاعات دارین از انژیو بهم بگید انقد استرس دارم موهام ریزش سکه ای کرده
لطفا برای سلامتی بابام دعا کنین ایشالله که صحیح سالم بیاد خونه منو مامانم همش در حال گریه ایم دیروزم که رفتم ملاقاتش هرچی تلاش کردم که گریه نکنم اخر نتونستم جلو خودمو بگیرم کلی گریه کردم 🥲

۴ پاسخ

دوتا عمو های من هردو با هم عمل شدن اول آنژیو کردن رگ ها همه باز نشدن دو روز بعد عمل شدن و الان خوب شدن یه ماه گذشته حتما ببرید بیمارستان قلب جا های دیگه نبرید بهترین بیمارستانه توی تهران بابا اسمش یادم رفت خیلی بزرگه فقط مال قلبه بیماری های دیگه توش نیست و اینطوری خیالتون هم راحته

ببرینش بیمارستان مخصوص قلب
قلب تهرانه

عزیزم اولا اصلا آنژیو چیز خواصی نیست که شما استرس داشته باشید بعدشم مگه اون دکتر قبلی با آنژیو رگشو باز نکرد باید آنژیو پلاس بکنه که رگش باز بشه سریع هم استند بزاره الان شوهرم 3 تا استند داره یعنی 3 تا رگش گرفته بوده که با آنژیو پلاس باز شده استند گذاشتن الان بابای شما به احتمال زیاد باید عمل قلب باز بشه با آنژیو که 5 تا رگ باز نمیشه گلم

عزیزم منم بابام اینجور بود حتا رگ اصلیشم گرفته بود همشو با هم باز کردن و بالنم براش گذاشتن ولی دیگ همه غذاهاش با روغن کنجده و زیتون و همه غذدهاش واقعا خشکو کم نمکه باید رعایت کنه

سوال های مرتبط

مامان پرتقال🍊🌿 مامان پرتقال🍊🌿 ۲ سالگی
تجربه عمل فتق کشاله ران پسرم
پسرم فقط پنجاه‌و‌پنج روزش بود… هنوز خیلی کوچیک بود، زودتر از موعد به دنیا اومده بود و از همون اول گریه‌هاش تمومی نداشت. یه روز داشتم پوشکشو عوض می‌کردم که دیدم بالای آلتش اندازه‌ی یه گردو باد کرده. دست که می‌زدم، می‌رفت پایین، ولی وقتی زور می‌زد دوباره بالا می‌اومدبا عجله بردمش دکتر. دکتر تا نگاش کرد گفت "احتمال میدم فتق باشه، باید سونو بده."
شکمش هشت سانتی پاره شده بود. ا بچه‌ی اولم بود، تجربه نداشتم، تازه مامان شده بودم
مامانم کنارم نبود شوهرمم از خودم دل نازکتر. نوبت عمل رو گذاشتن بیمارستان خصوصی اروند
بردنش بخش "ان‌آی‌سی‌یو"، گفتن باید یه شب بمونه. منو بیرون کردن پشت در، تا خود صبح گریه می‌کردم. سینه‌هام پر از شیر شده بود، سنگین و سفت، شیر ازشون چکه می‌کرد ولی نمی‌تونستم بهش بدم.
از ساعت چهار صبح تا چهار عصر نباید شیر می‌خورد
نزدیکای ظهر بردنش اتاق عمل. قبلش سرم قندی وصل کرده بودن، پستونکشو قندی کردن و با چسب چسبوندن به دهنش تا هم نیفته هم گریه نکنه.
وقتی عملش تموم شد و برش گردوندن بخش،فقط یه سوال تو ذهنم بود:کی می‌تونم بهش شیر بدم؟
دکتر گفت چون پسره، خطر بیشتری برای بیضه‌هاش داره و باید زود عمل بشه.ساعت چهار عصر بالاخره بهش شیر دادم. هر لحظه‌ای که شیر می‌خورد،اشکام بی‌اختیار می‌ریخت. وقتی دیدم پسرم خوبه و مرخص شد، اونجا تازه فهمیدم نفس کشیدن یعنی چی.
خدایا، هیچ بچه‌ای رو گرفتار بیمارستان و درد نکن.
هیچ مادری رو با بچه‌اش امتحان نکن.
آمین. 🌿
مامان نیکان مامان نیکان ۱ سالگی
تاپیک چهارم : عمل پروبینگ
ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه کلینیک بودیم و میگفتن کارمندا ۷ و ربع میان، منم که بچم گرسنه بود هر دقیقه برام هزار سال میگذشت ، بالاخره کارمندا اومدن و تازه پذیرش شدیم، دوتا بچه دیگه جلو نیکان بودن، که اسم یکی دیگشون هم نیکان بود،رفتیم پشت در اتاق عمل گفتن باید دکتر بیهوشی بیاد ببینتشون، تو این فاصله خواهرشوهر من نیکان رو خوابوند و چقدر به نفعم شد چون هم بهونه برای غدا و شیر کمتر گرفت و همینکه اخلاقش برای تحمل گرسنگی بهتر شد، طفلی هی میگفت بح بح یعنی گرسنمه، خلاصه دکتر بیهوشی اومد و بچه ها را معاینه کرد و چندتا سوال پرسید در مورد وزنشون و سن و آخرین تایم غذاخوردن. هنوز هم خود دکتر چشم نیومده بود، چون دوتا عمل پروبینگ انجام میدادن و یه انحراف نیکان شد عمل چهارم، اما اونی که عمل انحراف داشت پولش جور نشد و رفت دنبال کارای بیمه تکمیلی و نیکان افتاد جلو خداروشکر، یه قطره بهش دادن که یکم بی حال بشه و بزاره رگ ازش بگیرن، نیکان به زور قطره رو خورد و بردمش لباس عوض کردم و رگشو گرفتن، موقع گرفتن رگ خب گریه کرد ولی کمتر از بقیه بچه ها و زود هم رگش پیدا شد، ولی دیگه از گرسنگی دستشو میخورد بچم و من همینطور اشک میریختم که چرا این دکتر نمیاد ،بقیه بچه ها گریه میکردن و نمیزاشتن رگشون رو بگیرن و جو خیلی بدی بود، ساعت ۱۰ بود که دیگه نیکان رو بردن اتاق عمل و در حالی که گریه اش گرفت بچم از من جداش کردن که ببرند بیهوش بشه. منو بیرون کردن و من نشستم پشت در اتاق عمل به گریه.
ادامه داخل کامنت
رفلاکس بیهوشی تب انسداد مجرای اشکی کولیک پوشک
مامان احسان مامان احسان ۲ سالگی
دیشب سرم پسرم در اومد از رگش انقدر که باهاش ور رفته بود.. بردم پرستار یا نمیدونم متخصص بود یا چی زنه نتونست یدونه سرم وصل کنه به بچه زد همه‌ی رگ هاشو خراب کرد پسرم انقدر در کشید و گریه کرد که من گریه کردم هر دوتا دست و پاشو خراب کردن نتونستن وصل کنن بعد میگن چون اسهاله سخته گرفتن رگ 😑😑😢😢
یکی دوساعت پسرم رو که اروم کردم اومدن دوباره رگ بگیرن که نذاشتم گفتم شما نمتونین بگیرین پسرم رو اذیت نکنین دیگه خوب شده و نمیخوام دیگه سرم وصل کنید
دیگه خسته شده بودم از بیمارستان و مریض ها بخدا دیگه انقدر دلم گرفته بود که گفتم پسرم خوب شده
ولی خوب نشده بود
صبح شوهرم اومد و با اصرار من کارای ترخیص رو انجام داد ولی خداروشکر امروز پسرم کمتر از روزهای قبل اسهال رفت و حجمش هم کم شده
دکتر دارو و محلول نوشت گفت وقتی اسهال میره از محلول بدم که آب بدنش کم نشه
بعد خداروشکر مرخص شدیم و از زندانی که چند روز گیر کرده بودیم آزاد شدیم...
میخواستم بدونم پنج بار اسهال رفتن در روز خوبه؟ امروز هم خیلی سره حاله و بازی میکنه و از محلول هم میدم به زور نمیخوره که
مامان فاطمه‌وتودلی🐣 مامان فاطمه‌وتودلی🐣 ۱۶ ماهگی
سلام مامانا خوبین
من از الان استرس زایمان و بیمارستان رو دارم چون زایمانم طبیعیه دلم نمی‌خواد اصلا بیمارستان دولتی برم زایمان کنم دولتی خیلی اذیت میکنن و بی ادبن سر دخترم رفتم خصوصی دکتر خودمم خیلی خیلی عالی و خوب بود خودش بدون دستمزد اومد زایمانم کرد کلی هم برام وقت گذاشت با وجودی که هم شب قدر بود هم ۲ فروردین کلا بخاطر من تو بیمارستان مونده بود تا بزام حالا زنگ زدم بیمارستان میگن زایمان طبیعی ۸۵ پایه اش تازه بدون بی حسی اسپاینال و ماما همراه و اتاق خصوصی و ......
همسرم میگه حیفه این پولو بدیم بیمارستان الکی برو دولتی این پولو بدم بهت از یه طرف واقعا دلم نمیاد از یه طرفم دلم نمی‌خواد برم دولتی باز اگر سزارین بودم می‌گفتم دولتی عمل می‌کنه تموم میشه می‌ره اما طبیعی خیلی سخته از الان غصه ام گرفته موندم چیکار کنم ترس و وحشت زایمان طبیعی هم دارم باز سر دخترم نمی‌دونستم چطوریه زایمان طبیعی استرس نداشتم الان که دردش رو کشیدم خیلی خیلی استرس دارم خیلی هم سخت زا بودم پدرم در اومد دو شب بیمارستان خوابیدم 😮‍💨😭😭