تجربه عمل فتق کشاله ران پسرم
پسرم فقط پنجاه‌و‌پنج روزش بود… هنوز خیلی کوچیک بود، زودتر از موعد به دنیا اومده بود و از همون اول گریه‌هاش تمومی نداشت. یه روز داشتم پوشکشو عوض می‌کردم که دیدم بالای آلتش اندازه‌ی یه گردو باد کرده. دست که می‌زدم، می‌رفت پایین، ولی وقتی زور می‌زد دوباره بالا می‌اومدبا عجله بردمش دکتر. دکتر تا نگاش کرد گفت "احتمال میدم فتق باشه، باید سونو بده."
شکمش هشت سانتی پاره شده بود. ا بچه‌ی اولم بود، تجربه نداشتم، تازه مامان شده بودم
مامانم کنارم نبود شوهرمم از خودم دل نازکتر. نوبت عمل رو گذاشتن بیمارستان خصوصی اروند
بردنش بخش "ان‌آی‌سی‌یو"، گفتن باید یه شب بمونه. منو بیرون کردن پشت در، تا خود صبح گریه می‌کردم. سینه‌هام پر از شیر شده بود، سنگین و سفت، شیر ازشون چکه می‌کرد ولی نمی‌تونستم بهش بدم.
از ساعت چهار صبح تا چهار عصر نباید شیر می‌خورد
نزدیکای ظهر بردنش اتاق عمل. قبلش سرم قندی وصل کرده بودن، پستونکشو قندی کردن و با چسب چسبوندن به دهنش تا هم نیفته هم گریه نکنه.
وقتی عملش تموم شد و برش گردوندن بخش،فقط یه سوال تو ذهنم بود:کی می‌تونم بهش شیر بدم؟
دکتر گفت چون پسره، خطر بیشتری برای بیضه‌هاش داره و باید زود عمل بشه.ساعت چهار عصر بالاخره بهش شیر دادم. هر لحظه‌ای که شیر می‌خورد،اشکام بی‌اختیار می‌ریخت. وقتی دیدم پسرم خوبه و مرخص شد، اونجا تازه فهمیدم نفس کشیدن یعنی چی.
خدایا، هیچ بچه‌ای رو گرفتار بیمارستان و درد نکن.
هیچ مادری رو با بچه‌اش امتحان نکن.
آمین. 🌿

۷ پاسخ

واقعا هیچ ادمی رو با بچه امتحان نکنه

الهی آمین 🌹

الهی عزیزم چقد سخت
چقد کوچولو بوده🥲🥲
پسر منم امروز نوبت داره پیش جراح
احتمالا همون فتق داشته باشه
استرس دارم

مهبد قشنگم همیشه سلامت باشه🥲🫂💙🧿

عزیزم چقدر بهت سخت گذشته حست کردم الهی همیشه سالم باشه کنارت خوشحالترین باشه

اخی خداردشکر بخیر گذشت ایشالا سلامت باشه همیشع
پسر منم از اول بیضه ش اب اورده بود تا ۲ سالگیش باید وایسیم اگه خوب نشه باید عمل شه😓

نمیدونم چرا ولی منم اشک تو چشام حلقه زد🥺🥺🥺

الهی بگردم😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان نرمالو 🤤 مامان نرمالو 🤤 ۱ سالگی
سلام خانوما خوبین ؟ یه سوال بابای من یه ماه پیش قلبش درد گرفت بردیمش بیمارستان و دکتر قلب گفتن چهار تا از رگ های قلبش بسته شده باید انژیو بشه که بعد یک هفته انژیو شد و دکتر فقط یک رگ رو باز کرده از چهارتا 😐
نه از بی حسی برای بابام استفاده کرده بود نه بی حسی تازه کل رگای قلبشم باز نکرده بود گفته بود برو یه ماهه دیگ بیا دوباره انجام بدم حالا بابام دکترشو عوض کرد رفت بیمارستان میلاد گفت چهارتا از دکترای بیمارستان کنفرانس گذاشتن باهم سی دی حین عمل و چک کردن متوجه شدن که انگار پنج تا رگ بسته داشته که دکتر قبلیه گفته چهارتا و برای شنبه وقت دادن که عمل شه ینی دوروز دیگ
که پریشب حالش بد شد هم قلبش درد گرفت هم نفسس بالا نمیومد بردنش بیمارستان سریع فعلا تحت مراقبت های ویژس هنوز عملش نکردن باید انتقال بدن به یه بیمارستان دیگ که به احتمال زیاد همون میلاد باشه
کسی برای خودش یا خانوادش همچین اتفاقی افتاده ؟به نظرتون این دفعه همه رگ هارو باهم باز میکنن یا دوباره یکی یکی ؟بعد کسی تا حالا بیمارستان میلاد انژیو شده راضی بوده از دکتراش ؟؟توروخدا هرچی اطلاعات دارین از انژیو بهم بگید انقد استرس دارم موهام ریزش سکه ای کرده
لطفا برای سلامتی بابام دعا کنین ایشالله که صحیح سالم بیاد خونه منو مامانم همش در حال گریه ایم دیروزم که رفتم ملاقاتش هرچی تلاش کردم که گریه نکنم اخر نتونستم جلو خودمو بگیرم کلی گریه کردم 🥲
رها رها قصد بارداری
خب سلام مامانا خواستم اپن تجربه ای ک خودم ب دست آوردم باهاشون ب اشتراک بزارم
من پسرم از بس خوراکی می‌دادیم غذا خونگی پس میزد تا یک‌سالگی خیلی خوب غذا میخورد درسته برا خواب اذیت میکرد ولی خورد و خوراکش خیلی خوب بود ، از یکسال و یک ماهگی تا یکسال ۳ ماهگی به شدت بد غذا بد خواب هیچی نمیخوره ، وعده های غذایی فقد شام اونم در حد ۳ ۴ قاشق با ماست فراوون ، صبحانه و لبنیات و تخم مرغ اصلا
جوری بود که ، از دستش نمیتونستم بشینم یا دراز بکشم میومد لباس رو بالا میداد ، یا خیلی خودمو سرگرم میکردم بالشت و کوشی کنترل می‌آورد ک و همراه گریه ک بهش شیر بدم ، از یک‌سالگی وعده های شیر خوردنش تو روز ۳ بار شب دوبار از شن تا صبح بی نهایت ، از این کمتر نمیتونستم بکنم ، بالاخره از یکسال و ۴ ماهگی چند روزی گذشته بود که یدفه ب سرم زد بیام از شیر بگیرمش ، سر سینه هام رو چسب پهن ، به همراه رژ زدم ، ننو رو هم آوردم دو روز اول کلا کیک بیسکوییت ، شام هم برنج مرغ با ماست میخورد ینی دو روز اول بهش سخت نگرفتم ، بعد از اون خداروشکر خداروشکر تو روز خوابش خیلی خوب شد ، دو شب اول خیلی اذیت شدم ، بعد تو خاب بهش شیر دادم ، تا صبح دو الی سه بار می‌خورد صبح ها هم قبل از بیدار شدن پسرم پا میشدم چسب میزدم
بقیش تو کامنت ها
مامان پناه❤ مامان پناه❤ ۲ سالگی
مامان آریشا مامان آریشا ۱۷ ماهگی
سلام میخوام تجربمو بگم
چن روز پیش دیدم از یه چشم پسرم آب میاد و چشمش بهم ریخته شب بی حال بود فک کردم خابش میاد بهش شیر دادم خابید اومدم پتو بندازم روش دیدم ای وای بچه تب داره تبشو گرفتم ۳۸ هست بهش پاراکید ۲۰ قطره دادم تبش پایین نیومد تا صب پاشویه کردم تبش همچنان رو ۳۸ بود تا نزدیکای صب بود براش شیاف گذاشتم اومد رو ۳۷ و نیم شد گفتم حتما از دندان هست ی روز صبر کردم تا شب دیدم نه بچه تو تب داره میسوزه تبش رو ۳۹ و نیم بود سریع بردیمش دکتر گفت سرما خورده دارو بهش ازیترومایسین شربت استامینوفن ایبروفن و پلارژین داد بچه دارو می‌خورد می‌آورد بالا و همش هنگ بودم ک آخه این نه تب داره نه آبریزش نه سرفه چ جور سرمایی هست تا روز چهارم دیدم تبش با داروها کنترل شده ولی رو شکمش شده پر از دونه تا فهمیدم اصلا سرما نخورده ویروس رزوئلا گرفته ک علائمش ۳ روز تب شدید پف کردن چشم ها و دونه زدن [دونه ها نه آبکی هست نه برجسته فقط لکه های صاف و قرمز رو شکمش و کشاله های ران ]
🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄🙄