۱۰ پاسخ

الهی عزیزم😭خدا طوری بهت سلامتی بده که توان بچه داری و کلی کار دیگه داشته باشی گلم

خدا کمکت کنه ب حق ولادت حضرت علی اکبر

عزیزم ایشالا میای خبر خوش میدی که آزمایشت عالی بوده.خدا پشت و پناهت باشه 😘

عزیزم 🫂🥹

همسرت کمک میکنه؟

چیشده گلم ازمایشت چبه

چطور دلشون اومد تنهات بزارن 😑

عزیزم باباطاهر شعر زیبایی داره...
میگه ...همه گویند طاهر کَس نداره‌...
خدا یار منه چه حاجت کس...
شمام عزیزم یارت خداست .خودش کمکت میکنه و همچی خوب پیش میره.
بهت قول میدم

عزیزم... خدا کمکت میکنه انشاالله❤️
دوستی فامیلی چیزی هم نداری بیاد کمکت؟

بمیرم برای بی کسیت، از مادر به ادم نزدیک تر کی میتونه باشه

سوال های مرتبط

مامان فِریال مامان فِریال ۱۶ ماهگی
میخام شیر شب فریالو قطع کنم
قبلا کوچیکتر بود
همه روشی امتحان کردم
جواب نگرفتم
بیخیال شدم
ولی الان برا دندوناش خیلی میترسم

شبها ک مبخابه تا صبح هم خیلی بیدار میشه
گاهی هر یک ساعت
گاهی هر دوساعت

قبل خواب بهش غذا دادم ک‌ مثلا سنگین شه و تا صبح بخابه تأثیر نداشت
بعد از ظهر نذاشتم چرت بزنه ک انگار نمیخابید ، اون شب بدترین شب بود برام ، بس ک تو خواب نق میزد و گریه میکرد
حموم هم میبردم ولی اصلا تأثیر نداشت

ولی امروز یکی از مامانها تو گهواره گفته بوذ ک
دکتر بهش گفته سه شب تحمل کن
سه شب بهش شیر نده و بذار گریه کنه
فقط صبر و حوصله و بی خوابی میخاد

میخام همینکارو کنم ولی واقعا توان و حوصله شو ندارم
خیلی خوابمم میاد

میترسم دیر شه
چه کنم
البته این قصدو هم دارم ک هیجده ماهش شد دیگ شیر بهش ندم

بخاطر دوماه نه خودمو اذیت کنم نه بچمو
بذار شیر بخوره
نمیدونم چیکار کنم ؟!

یا بذارم رفتم خونه بابام اینا
با کمک ابجیم سه شب بی خوابیو تحمل کنیم و دیگ شیر شبشو اونجا قطع کنم

البته فک نکنم تا ماه دیگ برم خونه بابام اینا




فرزندپروری
کودک
دورهمی
شیر
شیرخشک
بچه
کولیک
پوشک
فرزند
فرزندپروری

راهنمایی کنید لطفاً
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۷ ماهگی
خلاصه هیچ چیزی برام اونقدر سخت نبود سختیش این بود همش فکرم پیش پسرم بود ک چ حالی داره روزی ک من عمل شدم ن مادر شوهرم ن خواهر شوهرم کسی نبود بیاد پیشم فقد مادرم بود و آقام وقتی پسرم با آقام بود مادرم پیش بود ولی وقتی آقام نبود شبش ک س روز آقام بی‌خواب گفت میخوابم پسرم سپرد دست مادرم توی بیمارستان بالاسری من بودن با پسرم اون شب پسرم اینقدر مادرم اذیت کرد تا صبح فقد با پسرم مشغول بود همش بهونه و‌گریه میکرد منم مجبور بودم هر طور شده باید بلند بشم نمیتونم اینجوری بشینم شاید ی دست کمک بشم کل شب پسرم بیدار موند و جونی ب جونمون نزاشت صبح ساعت ۸ خوابش برد بیچاره مادرم واقعا هلاک شد ب اقام‌زنگ میزدم گوشیش نمی‌گرفت ب مادرم گفتم تو پسرم بردار برو خونه من اینجا هستم ساعتا ۱۱ پسرم برداشت برد خونه‌و من بدون‌هیچ‌کسی توی بیمارستان بودم بدون بالاسری و دست کمکی چشمامم ک از بی‌خوابی چند شب عمل اصلا باز نمیشد ولی بازم مجبور بودم تحمل کنم خلاصه تا بعد از ظهر منتظر موندم ک آقام خودش بیاد آقام اومد چند ساعتی اونجا بود بعد مادر شوهرم اومد اونم تنها شبش بالاسرم موند خلاصه دوست نداشتم بیاد چون دو روز از عملم گدشت و کسی نیومد دیدنم من کلی اینجا سختی کشیدم صبحش ک قرار بود مرخصم کنن ساعاتای ۸ صبح بود دکتر اومد یکم شوال پرسیدم اینا بعد گفت مرخصت میکنم خلاصه زنگ زدم‌آقام ک بیاد تصفیه حساب بکنیم مرخص بشیم چند ساعتی طول کشید تا کاراش تموم شد و من همراه آقام و مادرشوهرم اومدیم خونه مادرم ....
مامان نفس ملوسک💛 مامان نفس ملوسک💛 ۱ سالگی