۸ پاسخ

بیخیال باش انتظاراتتو از همه صفر کن
هرکی میاد بیاد نمیادم ک هرجور راحته
فردا پس فردام اونام زایمان کردن توام بعد یکسال برو 😉

سلام عزیزم هرکسی بارفتار ش شخصیت خودشو نشون میده اونا با رفتارشون شخصیت خودشون نشون دادن شما برو وخم به آبروتم نیار از خانومی ومهربونی کسی ضرر نمی کنه ❤️

دقیقا منم دختر عموم که خیلی رفیق بودیم با هم از وقتی فهمید حاملم کلا اخلاقش عوض شد بعدم برا مهمونی دخترم دعوتشون کردیم اومدن فقط خوردن و رفتن دیگه هم هیچ سراغی تا الان نگرفته ازم واقعا فازشون چیه اینجور ادما؟ من میذارم پا حسادت همین و بس و بهتر که از زندگیمون حذف بشن کسایی که چشم دیدن مارا ندارن

توهم یه بهونه بیار نرو خونه مامانت بذار بفهمن

نه بپیچون

همشون عین همم

آره سخت نگیر

درحالی ک خواهرم زایمان کرد تقریبا همشون رفتن دیدنش

سوال های مرتبط

مامان جوجه ها مامان جوجه ها ۱۲ ماهگی
مامانا من با خواهر شوهرم صمیمی ام ،خیلی کم تا الان باهم مشکل داشتیم و رابطه مون خوبه
دختر کوچکش از پسر من شش ماهه بزرگتره،وقتی باهم یکجاییم همش باید مراقب باشم که دخترش پسر من رو نزنه یا موهاش رو نکشه ،تو‌دلم‌ ناراحت میشم ،میگم درسته دخترش بچه است و نباید دعواش کرد و متوجه نمیشه،اما وقتی می‌دونه دخترش میزنه باید مراقبش باشه نه اینکه من فقط دنبال پسرم راه بیوفتم
حالا دیشب که باهم بودیم دیدم پسر ۶ ساله اش دوبار پسر منو زد🤐من اصلا دوست ندارم بچه های بقیه رو دعوا کنم ولی دیدم مامان باباش اصلا حواسشون به بچه اشون نیست سریع پسرمو بغل کردم و به پسرش گفتم نباید بچه به این کوچیکی رو بزنی،من خیلی ناراحت شدم از این کارت.
مامان باباشم با اینکه صدای منو شنیدن به روی خودشون نیاوردن.
حالا واقعا ناراحتم،بچه کوچیک اشکال نداره ولی آخه وقتی بچه ات شش سالشه و یک بچه یک ساله رو میزنه نباید هیچی بهش بگی؟ یا نباید از مامان باباش عذرخواهی کنی؟
شما جای بودین چیکار میکردین؟