۹ پاسخ

منم مامانم میگفت همینطور شده بودم سر یکی داداشام
بعدش درست میشه نگران نباش

من فامیلمون اینطور شد
دستش رو گچ گرفت بعد زایمان و بعد خوب شد
دکتر گفت مثل خراب شدن دندون که بخاطر زایمان و کمبود کلسیمه
گاهی وقتا بجای دندون مفاصل دست ضعیف میشه
اونم از دستش بچه رها میشد و درد زیاد داشت
شمام میخواید یه دکتر ارتوپد برید

دقیقا منم دست چپم بی حسه گز گز میشه انگشتام دست راستم اینطوری نمیشه ولی چپ همینطوره

من هنوزم اینجورم گفت فقط روغن بزن و ماساژ

دست چپ منم خیلی درد میکن

من دست راستم بیشتر اذیت میکنه البته من قبل بارداری خوردم زمین از اون به اینور اذیتم

سلام عزیزم اطرافیانمون کسی بوده دستش همینطور می‌شده دکتر مغز واعصاب رفت گفت بخاطر دیسک گردنه... عمل کرد دستاش خوب شدن

اره من دست راستم بیحس شد هنوزم هست گفتن خوب میشه به مرور اگه برنگشت باید بریم مغزو اعصاب

من دوتا دستام همینجورن. مفصلاش درد میکنه و دستام همش خوابشون میبره.

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۳ ماهگی
تجربه سزارین من🤭
قرار بود دخترم یکم فروردین بدنیا بیاد ولی من شب چهارشنبه سوری انقباض هام عادی نبود ول نمیکرد قبلا خودش سفت میکرد زود ول میکرد ولی اون شب نه طولانی مدت میگرفت ترسیدم فوری ساعت ۳ صبح رفتم بیمارستان عرفان بلوک زایمان رفتم لباسام عوض کردم رفتم ان اس تی گرفتن ازم نرمال بود ولی پرستار گفت بری باز بر میگردی زنگ زد دکترم گفت اگه دردش زیاد بیام منم واسم تاریخ مهم نبود تنها سلامتی دخترم مهم بود این بود که ترسیدم بیام خونه بدتر بشم گفتم دخترم بدنیا بیارین تا دکترم بیاد به من سوند وصل کردم اصلا اونجوری که اینجا میگفتن نبود من هیچ سوزش و دردی حس نکردم شایدم بخاطر انقباضای بود که داشتم البته نفس عمیق باید بکشی در عرض صدم ثانیه تموم میشه بعدش دکترم اومد رفتم اتاق عمل اونقدر سردم بود بدنم کامل میلرزید گفتم تروخدا یکم گرم کنید اینجا رو 😁 رسید موقع بی حسی زدن و من محکم دست پرستار بیچاره رو گرفته بودم 🤭 دردش از امپول معمولی هم کم تر بود ولی بدی ماجرا اینجا بود که من بی حس نشدم هی گفتن الان پاهات گرم میشه گزگز میکنه گفتم نه باور نکردن اومد تیغ بکشه سردیش حس کردم گفتم نکشا حس دارم گفت نه نداری گفتم دارم اون کشید باز من گفتم فهمیدم دیگه دکتر بیهوشی گفت پاتو بیار بالا ببینم دید اره میارم بالا بلافاصله بیهوشم کردن دیگه نذاشتم بی حسی بزنن پمپ درد هم قبل بی حسی گفته بودم بزنن دیگه چیزی نفهمیدم تا ریکاوری که لرز کردم پاشدم همه جام به لرزه افتاده بود فکم چنان ویبره میرفت نمیتونستم نگهش دارم بهم بخاری وصل کردم خیلی خوب بود اروم شدم بعدم دخترم اوردن که شیر بدم پرستارا کمک کردن خوابیده میک بزنه و اولین بار اونجا دخترم دیدم ولی همه چیز تار میدیدم واضح نبود که یادم بمونه چه شکلیه🥹